<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>صهیونیزم و ادیان</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/</link>
<description>تلاش برای فتح جهان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 13 Sep 2009 13:57:09 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>از کشتار ایرانیان تا زیارتگاه شدن(استر زن یهودیه)</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در همدان مقبره‌ای به مكان زیارتی تبدیل شده و هر روزه تعدادی از مردم در این مكان حضور می‌یابند كه بررسی هویت فرد مدفون نشان از امر دیگری دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066 size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.shia-online.ir/images/apctrs4553.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;به گزارش شیعه آنلاین به نقل از جهان، این مكان كه به غلط عنوان زیارت گاه به خود گرفته مقبره منسوب به استر و مردخای در همدان می باشد و حتی برخی مردم با تصور نادرست آنها را جزو قدیسین بنی اسراییل می شمارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;انچه كه برخی منابع از هویت وی آورده‌اند نشان می‌دهد استر كه نام اصلی آن هدسه بوده است دختر یك یهودی به نام ابیحایل بوده است كه در كودكی پدر و مادر خود را از دست می دهد و تحت قیمومیت عموی (یا پسر عموی )خود به نام مردخای در می آید.مردخای كه به دربار خشایارشا رفت و آمد داشته پس از اینكه متوجه می شود شاه، زن خود به نام وشتی را از ملكه بودن خلع نموده سعی می كند تا برای بسط نفوذ یهودیان برامپراطوری آن زمان پارس (ایران) هدسه را به عنوان جایگزین ملكه به خشایارشا معرفی كند و از هدسه می خواهد تا دین خود را از درباریان پنهان نماید و از این رو آن را با نام استر(نامی ایرانی به معنی ستاره) به خشایارشا معرفی می‌كند. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066 size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.shia-online.ir/images/img2-9-2009-1631022B8U8JROM.jpg&quot; border=0&gt;                                                 &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000066 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;هنگامی كه هامان، وزیر خشایارشا اجازه قتل عام یهودیان ایران در روز 13 آذار (از ماه های عبری) را – به جرم خیانت و توطئه چینی - از شاه  دریافت می دارد، مردخای متوجه شده و از استر می خواهد كه خشایارشا را در این مورد منصرف كند، امری كه استر موفق به انجام آن می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;دسیسه چینی های مردخای و استر به حدی پیش می رود كه حتی خشایارشا دستور قتل هامان و تمامی ایرانیان ضد یهود را می دهد و مردخای نیز به جای هامان وزیر اعظم می شود. مساله ای كه بنابراعلام منابع عبری باعث كشته شدن بیش از هفتاد هزار نفر ایرانی به جرم مخالفت با یهودیان! می شود (برخی منابع تا پانصد هزار را هم ذكر كرده اند).&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;BR&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;یهودیان جهان نیز هرساله این روز كه عید پوریم نامیده می شود و تقریبا مصادف با عید نوروز ایرانیان است را به مناسبت رهایی یهودیان از قتل عام جشن می گیرند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;BR&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;حال فارغ از اینكه این روایت تاریخی تا چه حدی درست می باشد جای سوال است كه چرا این مكان به عنوان یك زیارتگاه مطرح می شود و بنا بر چه مستنداتی فرد مدفون شده از انبیاء و اولیاء ذكر می‌شود؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 13:57:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی تاریخی, محتوائی سریال روز گار قریب</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=1&gt;چرا اکنون و نقد سريال روزگار قريب! نکته مهمي که پيش از مطالعه اين نقد بايد بدانيد:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اين نقد و بررسي منصفانه از سريال «روزگار قريب» - که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت آن را بيان کرده است- چندين ماه پيش براي چاپ در نشريه اي متعلق به يکي از مراکز پژوهشي و نظارتي صدا و سيما توسط سه تن از محققين آن مرکز نوشته شد. گرچه ساختار منسجم مقاله و نکات فني نقد نويسي، قابل توجه است ولي به دليل نقدهاي جدي و قابل تاملي که اين مقاله به سريال «روزگار قريب» وارد کرده است -که بي شک موجد نقدهايي جدي به عملکرد شبکه سوم و تهيه کنندگان اين سريال خواهد شد- متاسفانه &lt;FONT color=#ff0000&gt;اين مقاله هرگز ديده نشد&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;و در نشريات سازمان صدا وسيما به چاپ نرسيد،&lt;/FONT&gt; چرا که متاسفانه به گفته معاون پژوهش همان مرکز پژوهشي، ... دستور داده اند که چنين نقدهايي در نشريات سازمان چاپ نشود!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;گر چه ابتدا تعجب کرديم ولي پس از چند ماه که قطعا اين مقاله را در هيچ نشريه اي در آن مرکز پژوهشي چاپ نکردند، بهتر ديديم که اکنون اين مقاله را در سايت ها و وبلاگ هاي دوستان منتشر کنيم تا هشداري جدي به روند غربزدگي و خودباختگي برخي برنامه سازان و تهيه کنندگان و کارگردانان صدا وسيما داشته باشيم. اميد که وظيفه خود را به انجام رسانده باشيم و بتوانيم در مسير پالايش صدا وسيماي جمهوري اسلامي از افکار غربگرايانه داشته باشيم و تاريخ سازي هاي جهت دار را نقد کرده باشيم تا در برنامه سازي هاي آينده سازمان صدا وسيما ان شاء الله ديگر شاهد چنين سريال ها و فيلم هايي نباشيم. اميد که از اين پس، بيش از گذشته سرمايه هاي مالي و انساني سازمان به سمت الگوي تمدني اسلامي و قرائت هاي صحيح تر از تاريخ معاصر هدايت شود و با حفظ تسلسل حافظه تاريخي ملت مسلمان ايران به سمت آينده باشکوه تمدن اسلامي حرکت کنيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;&lt;B&gt;بررسي سريال روزگار قريب&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مقدمه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گستره تاثيرگذاري تلويزيون، از ساير رسانه ها بيشتر است، به نحوي که به راحتي مي­تواند مخاطبان ميليوني ويا صدها هزار نفري را در يک برنامه جذاب، پوشش دهد. دسترسي راحت و ارزان مخاطبان به اين رسانه، مسئوليت آن را دوچندان مي کند، خصوصا که به دليل انتساب به نظام جهموري اسلامي، اطمينان مخاطبان نيز، پشتوانه اين رسانه فراگير مي باشد. يکي از بديهي­ترين تاثيرات برنامه­هاي تلويزيوني، آموزش غير مستقيم و الگوگيري مخاطبان از آنهاست، سخن رهبر فقيد انقلاب، مبني بر اينکه تلويزيون بايد چونان دانشگاهي براي عموم مردم باشد، در همين راستا قابل تحليل است. در قانون اساسي کشور نيز، يکي از وظايف تلويزيون، بالا بردن آگاهي مردم و آموزش مورد نياز مردم بيان شده­است. در عصر حاکميت غول­هاي رسانه­اي بين­المللي بر اذهان بشر، بي­شک، يکي از ضرورت­هاي برنامه­سازي تلويزيوني، کار تاريخي در راستاي انديشه پربار اسلامي مي­باشد، تا مخاطبان در برابر تاريخ­سازان رسانه­اي وابسته به استعمارگران و ثروت­سالاران جهاني، واکسينه شوند.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علاوه بر اينکه وقتي برنامه اي تلويزيوني مربوط به تاريخ واقعي کشور باشد، حساسيتش مضاعف مي شود؛ چرا که به دليل ذاتِ ديداري-شنيداري تلويزيون و دسترسي سهل به اين رسانه، باور پذيري مخاطب از تاريخِ نقل شده توسط تلويزيون، دوچندان مي باشد. در فيلم هايي که شباهت هايي به مستند دارند، يا صحنه هاي واقعي و مستند با هم استفاده مي شوند و بازي روان و موسيقي مناسبي کار مي شود، اين واقع نمايي و باورپذيري بيشتر مي­شود و کارگردان مسئوليت سنگين­تري دارد که حقيقت را به بيان دقيق­تر ومستندتري نقل کند و از تاويل و تحريف تاريخ جلوگيري کند. امروز، اين رسانه­ها هستند که آنگونه که خود مي­پندارند، تاريخ را مي­سازند و روايت­ خود از ايام پيشين را به مخاطب القا مي­کنند و اين علاوه بر آن است که ذات فيلم وسينما، مستلزم تحميل اراده و نوع نگاه کارگردان به مخاطب است؛  لذاست که مسئولين تلويزيون با انتخاب بهتر خود براي عوامل تهيه و توليد فيلم­هاي تاريخي، به فهم بهتر و حقيقي­تر تاريخ توسط مخاطب، ياري مي­رسانند. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زندگي مشاهير متعهد هر کشور، آينه فراز و نشيب­هاي حيات يک ملت است. به تصوير کشيدن زندگي بزرگان ديني يا علمي يا سياسي در سينما، تاريخي بس طولاني دارد و برخي از پر مخاطب­ترين­هاي سينماي جهان، از جمله چنين آثاري بوده است.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; سريال «روزگار قريب» که به زندگي دکتر محمد قريب،&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; از پزشکان پرافتخار و متدين کشور پرداخت، يکي از مجموعه­هاي پرطرفدار و خوش­ساخت تلويزيون(جدا از محتواي مخدوش فيلم) بود که در اين سال­ها از شبکه دوم سيما پخش شد. در اين مجال ضيق به بررسي اجمالي اين اثر مي پردازيم. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ساختار:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزگار قريب، به لحاظ ساختار روائي، داراي دو بخش مي باشد: بخش اول، آخرين روزهاي زندگي دکتر قريب را در بيمارستان محل کارش(بيمارستان کودکان) نشان مي دهد که در حال بيماري نيز لطافت روح و بلندي طبعش در کمک به بيماران هويداست. بخش دوم، روايتي است که دکتر قريب –که نزديکي مرگ خود را انتظار مي کشد- براي ضبط کوچکي واگويه مي کند. در اين روايت داستان­هايي اتفاق مي افتد که دکتر را به گذشته مي برد و کارگردان سعي مي کند با ربط منطقي بين برخي اتفاقات در بيمارستان به داستان­هايي مشابه در زمان گذشته ارجاع دهد. البته اين روش، به ذهن متبادر مي کند که انگار هنوز برخي دردهاي گذشته باقي است و رمز عقب ماندگي ايرانيان در اين موارد است، دردهايي چون خرافه گرايي و بي سوادي مردم و... که در ادامه اين بررسي مجمل بدانها خواهيم پرداخت.   &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;تحسين شده­ها:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- اين سريال، زندگي يکي از پرافتخارترين چهره­هاي علمي متعهد اين مرز و بوم را نشان داده است و اثر هويت بخشي خوبي  براي جوان ايراني داشت و با عث اعتماد به نفس مخاطب در مواجهه با مشکلات زندگي وکار و کمبودها بود.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; وقتي زندگي فردي تلاشمند و موفق چون دکتر قريب در تلويزيون با مخاطبان بسيار روايت شود، خودبخود فکر ترک وطن و در خدمت بيگانه در آمدن، در جوانان کوشاي ايراني کمرنگ مي­شود و اين، قطعا به نفع کشور خواهد بود. اين قبيل انسان­ها به تعبير دکتر ولايتي- از شاگردان دکتر قريب- باعث ممانعت از گسستگي نسل­ها و استمرار هويت ملي واسلامي شوند.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخي از افتخارات دکتر محمد قريب، از اين قرار است: &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در سال 1306 شمسي در زمره اولين گروه دانشجويان ايراني بود که براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در پايان سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دريافت جايزه لابراتور تشريح دانشکده پزشکي شد.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در سال 1314 نخستين ايراني بود که توانست در کنکور اَنترني بيمارستان پاريس، موفق شود.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- به دليل پيشينه مذهبي خانواده و تعهدش نسبت به مردمش، در سال 1317 به ايران بازگشت و در سال 1319 کتاب بيماريهاي کودکان را به چاپ رساند و از اساتيد برجسته طب در ايران شد و شاگردان بسياري تربيت کرد و در مردم داري و خدمت رساني به مردم کشورش کوشيد.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در سال 1321 به دريافت نشان عالي دولت فرانسه شد.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-در سال 1350 به عضويت هيئت مديره انجمن بين المللي بيماريهاي کودکان در آمد.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اما همچنان به خدمت صادقانه و دلسوزانه به مردمش ادامه داد و با اينکه در طول سالهاي فعاليت علمي خود در کنگره هاي مختلف بين المللي در کشورهاي مختلف و با عضويت در چندين مجمع علمي بين المللي باز در ايران ماند و  اولين تعويض خون را در ايران انجام داده و  از بنيانگذاران انتقال خون در ايران بود و  بنيانگذار اولين بيمارستان تخصصي کودکان بود و در همين ايام عليه نظام طاغوت فعاليت هايي انجام مي داد و نهايتا به دستور شاه از دانشگاه اخراج شد&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- اين سريال به کارگرداني کيانوش عياري ساخته شد. عياري با صبر وحوصله، به خوبي از بازيگران در اين اثر، بازي گرفت و با دقت و دکوپاژ وسواس گونه و نماهاي متعدد، فيلم خوش ساخت و نسبتا جذابي ارائه داد. وي در نحوه روايت داستان زندگي دکتر قريب، با مشکلي روبرو بود که اين شخصيت چندان بين مخاطبان عام شناخته شده نبود. از اين رو بخش زيادي از توان فيلم­سازان مي بايست صرف معرفي فعاليت هاي علمي و خدماتي گسترده دکتر قريب شود، تا مخاطب با او همراه شود و سپس بتواند فيلم را ادامه دهد. تمهيدي که کارگردان و نويسنده به ان رسيدند چنين بود که با انتخاب همزمان دو برش از زندگي قهرمان داستان و انجام رفت و برگشت­هاي زماني بين اين دو مقطع تاريخي، داستان را جلو برده و مخاطب با مقايسه رنج و استضعاف مردم در زمان بچگي دکتر قريب و خدمات شايان او در بزرگسالي همذات پنداري وافري با شخصيت اول داستان داشته و فيلم را دنبال مي­کرد و همزمان، کارگردان برداشت خود از تارخ معاصر را به مخاطب القا مي کرد. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- اين سريال که به دليل سبک واقع گرايانه و بازي طبيعي گرفتن از بازيگران، در برخي جاها به يک اثر مستند نزديک مي شود، به همراه روايت زندگي دکتر قريب از زبان خودش -که در يک ضبط صوت بازگو مي­شد- پلي به گذشته اين سرزمين زد و با ظرافت کارگرداني و فيلم برداري خوب که در برخي جاها اثر را به قوت يک فيلم سينمايي نزديک مي کرد، توانست رضايت نسبي بينندگان و منتقدين را تامين کند، گرچه تنها ملاک موفقيت يک سريال را نبايد اقبال منتقدين و بينندگان دانست. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- اين سريال در کنار نقل زندگي دکتر قريب،گوشه­هاي مهمي از تاريخ گذشته را بازگو مي کرد. در تاريخ گويي با بازي روان افرادي چون مهدي هاشمي(بازيگر نقش دکتر قريب) و  مهران رجبي(بازيگر نقش ميرزا علي اصغر، پدر دکتر) و حسين پناهي(بازيگر نقش لطفعلي، نوکر مغرور حکيم کرگان) و آفرين عبيسي (همسر دکتر قريب، زري مامان) روبرو بوديم که قابل تقدير است.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- يکي از نقاط قوت اين سريال، مطلع آغازين آن مي باشد، آنجايي که رويايي از دکتر قريب تصوير شده و تقريبا به نحوي هنرمندانه به وقايع بعدي اشاره مي شود. در اين رويا دکتر قريب که در حال نجات جان دخترکي مريض مي باشد، و با سرعت اتومبيلش را به سمت بيمارستاني در شهر مي راند، در راه به ماري در حال عبور از عرض جاده بر مي خورد و کنترل ماشين را از دست مي دهد و ماشين از جاده منحرف شده و چپ مي کند. ناگهان ماري به سمت او مي ايد ولي در دفعه اول او را نمي­گزد و باز مي گردد ولي دوباره همان مار به سمت او آمده و به سوي او حمله مي کند. شايد اين رويا تمهيدي بر داستان مريضي دکتر مي باشد که پس از مدتي و نه يکباره جان خود را به خاطر نجات جان بيمارانش و غفلت از حال بيمارِ خود، از دست مي­دهد.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6- متاسفانه حرفه پزشکي را برخي راهيبراي کاسبکاري تلقي کرده اند و با همين هدف به تحصيلات پزشکي روي ميآورند. يکي از برجستگي هاي اين سريال، مطرح کردن اصول اخلاقي و انساني که لازم است بر اينحرفه حاکم باشد، بود. رئيس سازمان صدا وسيما در همايش تجليل از دست اندرکاران سريال به اين امر،بدين بيان تصريح مي­کند:&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« ما شخصيت علمي دکتر قريب را در يک طرف مي‌‌گذاريم، اما خدمت‌رساني متعهد و اخلاقي و رفتار او امروز در يک ابعاد وسيعي در جامعه تاثيرگذاشته است. او شخصيت برجسته‌اي بود که در مقطعي از زمان کارهاي ارزشمندي انجام داد. امروز با کارهاي ارزشمندي که شما انجام داديد، دکتر قريب امروز با دکتر قريب آن سالها خيلي تفاوت دارد. امروز دکتر قريب تبديل به شخصيتي شده که اگر کسي در اين حرفه به‌دنبال پست و مقام و پول باشد، ديگر از آن صرف‌نظر مي‌کند.ماندگاري هم يعني به تعبير قرآن تا وقتي زنده هستيد به عنوان کار خير ثبت و ضبط مي‌شود وقتي هم از دنيا رفتيد، تا سال‌هاي سال کساني که سريال را مي‌بينند و از آن بهره‌مند مي‌شوند خيرات و برکاتي در آخرت براي ما مي‌گذارند.»&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نقدها و تاملات بيشتر:&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با تمام مدح و تعريف هايي که از اين سريال شد، اما نکاتي مهم مغفول ماند؛ اما اگر قوت نسبي تکنيک ساخت فيلم، ما را از مسائل محتوايي مطرح شده در آن دور کند، نقد ناقصي ارائه خواهيم داد و اين نقد ناقص ما را از هدف نقد،که اصلاح و پيشرفت است، دور خواهد کرد. متاسفانه مسئولين رسانه ملي هم در جلساتي که براي تمجيد و تشکر از عوامل فيلم گرفته شد، به راحتي از کنار آن گذشتند. البته برخي مسائل مطرح شده در فيلم، انصافا جاي تمجيد داشت که به آن اشاره رفت.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسائلي که در لايه هاي پنهاني فيلم درباره تضاد يا تناسب دين و علم، سنت و مدرنيته، خرافه گرايي و علم گرايي، نظام تعليم و تربيت سنتي و آموزش جديد در مدارس مدرن، طبابت سنتي و پزشکي مدرن، نحوه روايت تاريخ معاصر و نقش ملي­گراها و علم­گراها(ساينتيستها) و روحانيون و اسلام انقلابي در بيداري مردم ايران مطرح شد، همگي جاي بحث فراواني دارند. متاسفانه اکثر نقدهايي که درباره سريال روزگار قريب شد، بر محور مسائل تکنيکي فيلم متمرکز بود و کمتر به بحث جدي در اين باره پرداخته شد.  اساسا فضاي نقد در کشور ما به شدت ظاهرگرا و تکنيک محور است تا محتوايي و تاريخ نگر و اين آسيب جدي را اگر دست کم بگيريم در دام خطرناکي افتاده ايم.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته ذکر نقدهاي ساختاري مانند عدم توجه کافي به صحت لهجه کرگاني و لهجه تهراني بچه­هاي روستايي در فيلم! به جاي خود باعث دقت بيشتر سازندگان فيلم شده و از تکرار اشتباهات جلوگيري ميکند.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;نگاه کاملا جهت دارِ کارگردان، در روايت تاريخ معاصر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين سريال که ظاهرا زندگينامه دکتر قريب بود، در حقيقت روايتي بود جهت دار از زاويه نگاه کارگردان به سنت و مدرنيته و برداشت او از تاريخ معاصر کشورمان ايران. نگاهي که در آن فقر و جهل و خرافه و بي سوادي و بي اخلاقي و تعصبات کور و دوري از تمدن و تکنولوژي بر ايران معاصر مسلط و مستولي است، تا آنجا که بازيگر نقش دکتر قريب در فيلم، پس از بازگشت از فرانسه، حديث نفس کارگردان را بيان مي­کند که: «ايران از فرانسه پانصدسال عقب­تر است!». &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اينکه کارگردان اين سريال، در بسياري از صحنه­ها، دکتر محمد قريب را در دوران کودکي­اش فقط نظاره­گر تاريخ تصوير مي کند و هيچ نقش موثري در وقايع اطراف ندارد و شاهد بدبختي اغراق  شده مردم ايران [در فيلم] مي باشد، دليل واضحي است که کارگردان خواسته به تاريخ بپردازد و اساسا زياد منضبط به نقل وقايع مربوط به زندگي دکتر قريب به نحو کاملي نبوده است و وقايع تاريخي را گزينش ده و در مسير هدف و سليقه خاص خود و نوع نگاه جهت دار خود به تاريخ، نقل کرده است. اين مطلب در مصاحبه کارگردان سريال با مجله همشهري امروز و مصاحبه ناصر هاشمي(بازيگر نقش دکتر قرذيب) با خبرگزاري فارس آمده است.  &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اي کاش کارگردان، به جنايت هاي تمدن انگلستان و فرانسه در هند و ايران و عثماني و فلسطين وافريقا در همان سال­ها و رفاه مادي دولت هاي اسلامي در قرون پانزدهم تا هيجدهم و نقش استعمارگران انگليسي و فرانسوي در تخريب تمدن ­ايران و هند و آفريقا و آمريکاي قبل از سفيدپوستان، اشاراتي مي­کرد تا هويت بخشي و حفظ حافظه تاريخي مخاطب نيز مخدوش نشود. اي کاش کارگردان اندک توجهي به دلايل رشد مادي غربي­ها در تجارت ماوراء بحار و دزان دريايي حمايت شده توسط دولت­هاي غربي و تجارت برده در تيراژميليوني توسط غربي­ها و کمپاني­هاي مسلح غربي در شرق و نقش مخرب فراماسونرهاي وابسته به غرب در ايران و هند و عثماني نيز مي کرد.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خبري که يکي از خبرگزاري­ها به نقل از شاهد سلطاني، نويسنده و کارگردان اوليه سريال روزگار قريب درسال 1375 که به درخواست سيمافيلم نگارش هشت قسمت فيلمنامه را به اتمام رسانده بود، بر نگاه کاملا جهت دار کيانوش عياري کارگردان اين فيلمنامه صحه مي گذارد. شاهد سلطاني در آنجا بيان مي دارد:&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; «نخستين کسي که فيلم‌نامه سريال روزگار قريب (زندگي دکترقريب، پدر طب کودکان ايران) را نوشت من بودم که به خواست سيما فيلم در سال 1357 اقدام به نگارش آن کردم.  بيش از يک سال و نيم براي نگارش آن پژوهش و تحقيقات کرده و هشت قسمت کامل فيلم‌نامه را نوشته بودم که به من اطلاع داده شد که کارگرداني اين مجموعه را کيانوش عياري بر عهده گرفته است مشروط بر آن‌که به محتواي آن کاري نداشته باشد. من در اين فيلم‌نامه به گونه‌اي به ريشه و خانواده مذهبي قريب اشاره کرده بودم که در اين سريال حذف شده‌است. از همان ابتدا کيانوش عياري به من گفت که «چرا تو به زندگي قريب با ديد ايدئولوژيک نگاه کرده‌اي!؟» من به گونه‌اي فيلم‌نامه را نوشته بودم که ضعف‌ها و مشکلات زمان دکتر قريب بنيادين حل نمي‌شد مگر وقوع با وقوع يک انقلاب؛ وقتي دکتر قريب مي‌خواست براي ادامه تحصيل به خارج اعزام شود، پدرش نزد مرجع تقليدشان رفته و از او کسب تکليف کرده بود. آن مرجع پرسيده بود؛ آيا قريب دينش را شناخته است يا خير؟ وقتي در مي‌يابد که دکتر قريب آشنا به مباني دين است، آن وقت اجازه رفتن به قريب مي‌دهد.»&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref7&gt;&lt;B&gt;&lt;B&gt;[7]&lt;/B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلطاني در آنجا معتقد است: «هم‌اکنون سريال به سمت و سويي مي‌رود که گويا شخصيت‌هاي اصلي براي زنده بودن و زيست خود يا به قولي بودن يا نبودن خود با طبيعت و بيماري مي‌جنگند، حال آن‌که جريان فکري ديگري را در فيلم‌نامه پيگيري مي‌کردند... کيانوش عياري که مسئولين تلويزيون تصور مي‌کردند او فقط بايد کارگرداني کند، اکنون نه تنها کارگرداني پروژه را انجام داده بلکه در محتوا نيز دست برده و آن را از مسير اصلي اسلامي، انقلابي منحرف کرده‌است.»&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref8&gt;&lt;B&gt;&lt;B&gt;[8]&lt;/B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته اگر اين اظهار نظر نيز نمي بود باز سوالات اساسي درباره نوع روايت تاريخ در اين سريال مطرح است. با توجه به اظهار نظر آقاي عياري در مصاحبه با نشريات مختلف که زندگينامه دکتر قريب محملي براي تاريخ گويي بوده است،  سوالات و ابهاماتي از اين قرار وجود دارد که دست اندرکاران ساخت اين سريال بايد براي آن پاسخ مناسبي داشته باشند: &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چرا کارگردان توجه جدي و قابل قبولي به نقش آموزه­هاي اسلامي در بيداري مردم ايران نکرده است؟ نقش مرجعيت شيعه در طوفان حوادث قاجار و پهلوي کجاست و چرا در اين اثر توجهي به آن نشده است؟ نقش استعمارگران و نوکران چشم و گوش بسته استعمارگران و فراماسونرها و گروه­هاي مخفي وابسته به غرب در بدبختي مردم ايران در دوران قاجار چه بوده است و چرا کارگردان به اين مطلب، حتي به اندازه نقد سنت­هاي خرافي رايج در بين مردم، نپرداخته است؟ &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيا داستان 15 خرداد سال 1342 و نقش رهبري امام خميني(ره) بر ضد اصلاحات طاغوتي-آمريکايي، اهميت پرداخت در فيلم  و نقل تاريخ معاصر نداشته است؟ مگر تاثير حرکت حضرت امام(ره) بر تمامي شئون زندگي مردم ايران تاثير نگذاشت؟ آيا کارگردان در حد اشاره اي که به نقش مهندس بازرگان -به بهانه رفاقت با دکتر قريب- در فيلم کرده است، نيز نمي توانست نقش روحانيت خوش فکر و متدين وانقلابي و پيشرو را برجسته سازي کند؟ در حالي که مي دانيم دکتر قريب در خانواده­اي متدين زاده شد و پرورش يافت و حتي قبل از رفتن به فرانسه براي تحصيل، از مرجع تقليد زمان خويش اجازه گرفت.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref9&gt;[9]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;عدم نقد پروژه مدرنيزاسيون اواخر قاجار و پهلوي&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرواضح است که دوران قاجار و پهلوي اول و سياهي تفکر سردمداران کاخ نشين اين کشور، قابل انکار نيست؛ اما به وضوح پيداست که سريال روزگار قريب، در صدد نقد حکومت­هاي قاجار و پهلوي و ارتباط آنها با ميسيونرها و سفارتخانه هاي استعمارگران روسي و انگليسي و فرانسوي و امريکايي  نيست و در حال نقد سنت­ها و عادات اجتماعي و خرافات و بي­سوادي توده­هاي مسلمان مردم ايران است. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پروژه مدنيزاسيوني که از اواخر دوران قاجار با رفتن ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه به فرنگ، کم­کم در ايران شکل گرفت و با حمايت آشکار .پنهان غرب و عوامل غربزده داخلي سرعت گرفت، سرآغاز پيشرفت و تعالي مردم ايران نبود؛ بلکه شروع صنعتي شدن مونتاژي و بسط تکنيک متاثر از روح مدرنيته در ايران بود که نهايتا نيز به استبداد شرکت­هاي انگليسي-آمريکايي بر اقتصاد ايران و نابودي کشاورزي ايران در انقلاب سفيد شاه شد و امام خميني(ره) و علماي بيدار، بيشترين مخالفت را با آن داشتند؛ اما در اين سريال انگار چنين است که کليد حل مشکل فقر و جهل و خرافه گرايي مردم، مدارس مدرن و از فرنگ برگشتگان کراواتي و علم جديد مي باشد. اگر کارگردان به همان دقتي که يورش طرفداران مکتب­خانه به مدرسه جديد و بي سوادي مردم را در چند قسمت متعدد، به تصوير کشيد، به برخي مباحث تاريخي  مذکور و ضررهاي پروژه انگليسي-آمريکايي مدرنيزاسيون ديکتارمآبانه رضاخاني مي پرداخت، قطعا جايي براي اين انتقاد نمي­گذاشت.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مکتب­خانه­هاي سنتي يا مدارس جديد؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين سريال نگاهي افراطي و غيرمستند به نظام تعليمي سنتي ايران داشت، نگاهي که در آن مکتب خانه، مساوق تنبيهات سخت بچه­ها و آموزش­هايي با بهره­دهي پائين يا ناکارآمد مي­باشد و آموزش مبتني بر حفظ کردن صرف مي باشد و انواع تنبيهات بدني چون فلک کردن بچه ها و ايستادن بر روي دو پا از اصول جدايي ناپذير آن مي باشد. در مقابل، مدارس جديد مرکز بهداشت و زيبايي و درس­هاي پربهره و معلمي دوست داشتني و دلسوز مي­باشد. نگاهي که طرفداران مدارس جديد را افرادي چون پدر بذله­گو و مهربان دکتر قريب و معلم شهري مدرسه معرفي ميکند که محبوبيت مردمي نيز دارند و مخالفين مدارس جديد را-که موافق مدارس سنتي هستند- عده اي شرور و لات و غاصب و نيمه وحشي به تصوير مي کشد که به شغل هايي چون قصابي و خزينه داري مشغولند و حتي حرف روحاني محل را نيز گوش نمي کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براي تاثيرگذاري بيشتر اين نوع تصويرسازي غيرواقعي از سيستم سنتي و جديد اموزشي، کارگردان در يکي از قسمت­ها محمد قريب کوچک را مخفيانهبه مکتب­خانه مي فرستند تا شاهد فلک شدن بهترين دوست خود باشد. در صحنه­ها ناخودآگاه،کارگردان، حس همذات پندارانه مخاطب با محمدِ کوچک را به نفع مدارس جديد مصادره مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مايه تاسف است که ناهماهنگي در سياست هاي کلي رسانه ملي باعث شد که همزمان با پخش اين سريال در شبکه دوم، شبکه چهارم سيما مشغول پخش مستندي درباره برتري­هاي سيستم مکتب­خانه­هاي قديم نسبت به مدارس مدرن بود، تال آنجا که برخي کشورهاي مدرن نيز، پس از قرنها اجراي ناموفق سيستم ناکارآمد آموزشي در مدارس مدرن، در فکر تقليد از سيستم مکتب­خانه­هاي سنتي ما هستند! و روشن است که اين حرف به معناي نفي تمامي وجوه نظام جديدآموزشي نيست، بلکه بايد در يک جايگاه متعادل، با توجه به مباني محکم اسلامي به نقد و بررسي هر دو نوع نظام پرداخته و به جايگاه شايسته و غير تقليدي هم شان تمدن اسلامي-ايراني برسيم. حقيقتا آيا افرادي چون زکرياي رازي و بوعلي سينا و جابربن حيان و سعدي و حافظ و مولوي و خواجه نصيرالدين طوسي و  امام خميني(ره) و علامه طباطبايي که در رشته هاي متعددي چون جغرافيا و سياست و هندسه و فيزيک و شيمي و ديانت تبحر داشتند، در مدارس جديد درس خوانده بودند يا مکتبخانه­ها و مدارس قديم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بحث درباره مشکلات نظام آموزش جديد مدارس و دانشگاه­هاکه تقليدي از سيستم آموزشي غربي­هاست و اينکه طي سده اخير که در کشور ما به سمت اين سيستم با نگاه­هاي اومانيستي و سکولار رفتيم، آيا مشکلات ما به صورت مبنايي حل شد يا بيشتر از قبل، تابع سيستم جامع نظام مدرن غربي شديم و کشورمان را که در توليد و صادرات محصولات کشاورزي خودکفا بود، به سمت صنعت مونتاژ پيش برديم و بيش از گذشته وابسته به محصولات و تکنولوژي جهت دار غرب شديم؛ در جاي خود در مباحث فلسفه تعليم وتربيت&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref10&gt;[10]&lt;/A&gt; و بررسي و نقد نظام آموزشي مدرن و مباني اومانيستي آن&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref11&gt;[11]&lt;/A&gt; فراوان مورد تحليل و بررسي قرار گرفته­است که از حد بررسي اين مقاله مختصر خارج است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با اين توضيحات، اين پرسش بسيار مهم مطرح است که چرا کارگردان طرفداران مدارس قديم را انسان­هاي بي­منطق و خشني چون شاه نعمت و همپالگي­هاي نيمه وحشي اش تصوير کرده است؟ افرادي که طرفداران مدارس مدرن را بهايي و بي دين خطاب مي کنند و با آتش زدن نيمکت­هاي مدرسه جديد، در بين مردم ايجاد رعب کرده و مي خواهند براي حفاظت از دين مردم جلوي کار معلم فداکار و مدرن و اتو­کشيده­اي که در تهران درس خوانده و براي مردمش به روستا امده است را بگيرند! مگر در تاريخ معاصر کشور ما، جز اين بود که برخي غربزدگان، توسعه مدارس و دانشگاه­هاي جديد را در راستاي غربي کردن اين کشور دانسته و به شدت از آن حمايت کردند؟ مگر در طول حدود هزار سال که مسلمانان تمدن اسلامي را در اوج علميت و کارآيي برتر از کشورهاي غربي داشتند همين نظام اموزشي نبود که مارا به پيش مي برد؟ البته طبيعي است که نقد منصفانه نظام تعليم و تربيت سنتي و اصلاح اشتباهات آن کار موجهي است ولي با اين اوصاف مذکور نقد و تخريب مبتذل نظام سنتي تعليم و تربيت با هم متفاوتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;علم و ايمان، نوع دوستي يا تدين دکتر قريب؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«آيا يک کوره سواد ارزش داشت تا بچه ات بي ايمان شود!» اين ديالوگ از جانب.... در قسمت .... مطرح مي شود، اشاره صريحي به ارتباط علم و ايمان دارد. پر واضح در جهان مسيحيت يهوديزه قرون وسطي که فيدئيزم افراطي (ايمان گرايي عقل گريز يا عقل ستيز) علم و ايمان در بسياري از امور، با هم نمي ساختند و کليسا با علم مخالفت مي کرد، خصوصا که ديدگاه­هاي بطلميوس و ارسطو که در کليسا به عنوان دين مطرح شدند، مخالفان ارسطو و بطلميوس را به بدگويي از دين در مقابل علم واداشت، اما در فرهنگ اسلامي هميشه تاکيد به علم آموزي، از جانب اولياي دين شده است و اساسا تفکر اسلامي با برخورد منطقي با آراي جديد بوده است که شکوفايي خود را نشان داده است و نوآوري و شکوفايي و ابداع و تاملات عميق، از آن حکما و انديشمندان مسلمان بوده است&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref12&gt;[12]&lt;/A&gt; و اين فراماسونرها و روشنفکرنمايان بوده­اند که پس از کودتاي رضاخان به ستون­هاي ثابت ديکتاتوري او تبديل شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما متاسفانه در اين فيلم، ورود مدارس جديد -که در زمان خود با مخالفت هاي جدي و منطقي از جانب علما و مردم متدين مواجه بود-  مطلقا خوب انگاشته شده است و مخالفان مدارس جديد، بي منطقان و اوباش روستا تصوير شده­اند. انگار که دخمه تنگ و تاريکي به اسم مکتب­خانه­ بوده است که باعث اين عقب ماندگي ايران در عصر قاجار و پهلوي شده است و ناچار فقط از طريق علوم مدرن است که مملکت به فلاح و رستگاري مي رسد. همچنين شاهديم که در جاهايي که دکتر قريب به بيماران کمک مي کند علي رغم زندگي دکتر قريب کمک او بيشتر از روي حس نوع دوستي است نه عمل به تکليف شرعي. اين حرف در انجا بيشتر خود را مي نماياند که نمادها و نشانه­هايي که دال بر مذهبي بودن دکتر قريب مي باشد،کمتر در فيلم مورد توجه قرار گرفته است؛در حالي که به گفته شاگردان نزديکي چون دکتر علي اکبر ولايتي در زندگي واقعي دکتر شاهد  چنين بازتاب­هاي مصرحي از دينداري وافر دکتر قريب بوده­ايم. دکتر ولايتي در همايش تجليل از عوامل سريال تصريح مي کند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«مرحوم دكتر قريب چند خصوصيت داشت كه يكي از آنها اين بود كه از خانواده‌اي اصيل بود. همچنين محمد قريب يكي از مهم‌ترين كارهايش ممانعت از گسستگي نسل‌هاي اين كشور بود كه نقش بسيار اساسي در استمرار هويت ملي دارد. او فرد متديني بود. من سه سال شاگرد مستقيم­شان بودم. اين اواخر كه بيمار شده بودند صبح‌ها درب منزلشان واقع در الهيه مي‌رفتم. ايشان را با اتومبيل به مركز طبي كودكان مي‌بردم. يك بار اطباء گرگان ايشان را براي سخنراني دعوت كردند، شب در هتل با هم بوديم و ايشان بعد از نماز مغرب، سوره واقعه را از حفظ به عنوان تعقيب خواندند كه مثالي در حوزه تدين ايشان بود... در حوزه سياستي و مبارزاتي ايشان نقش بسيار اساسي در مبارزات ملي شدن نفت داشتند. بعد از انعقاد قرارداد كنسرسيوم بين دكتر علي اميني و هاوارد پيج كه از كمپاني استاندارد اويل نيوجرسي بود كه انصافا قرار داد ننگيني بود و زحمات آنهايي كه در ملي شدن صنعت نفت نقش داشتند، هدر دادند. در كنسرسيومي ايشان به اضافه ده تن از اساتيد دانشگاه تهران نامه‌اي نوشتند و به حكومت كودتا كه چرا اين كنسرسيوم را قرار داد بسته‌اند، اعتراض كردند. هاوارد پيج گفته بود هر آنچه ما، در ملي شدن صنعت نفت از دست داده بوديم دوباره به دست آورديم و اين يازده استاد را از دانشگاه بيرون كردند.»&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref13&gt;[13]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;طب سنتي يا پزشکي مدرن؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به مناسبت شغل دکتر قريب که پزشک مي باشد، در جاي جاي اين اثر به مباحثي درباره طب سنتي و مقايسه لابد آن با پزشکي جديد پرداخته است و کارگردان، برتري قطعي پزشکان جديد و روش­هاي درماني آنها بر طب سنتي ايراني را اثبات شده مي پندارد. اما جاي اين سوال باقي است که اگر چنين بود، چرا مثلاً، هم اکنون در کشور آمريکا -که از مدرن ترين امکانات طبي در سطح جهان برخوردار است- ضعف­ها و کاستي ها و يکجانبه نگري­ها و پوزيتيويسم روشي در پزشکي جديد، مراکز بسيار زيادي از آن کشور را به استفاده از طب سوزني و طب گياهي و ساير مکاتب طب سنتي کشانده است؟ چرا اکنون نقد پزشکي مدرن در مباحث فلسفه طب، مورد توجه جدي انديشمندان بين الملل قرار دارد؟&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref14&gt;[14]&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به راستي اگر کارگردان اين فيلم، در کنار دکتر قريب و ساير دکترها و پروفسورهاي کراواتي فيلم، چند حکيم حاذق و متقي و مردمي را نيز به تصوير مي کشيد، جاي چنين سوالي مي ماند؟ مگر کارکرد رسانه­هاي تصويري، که از تکرار برخي صحنه ها، نتايج ناخودآگاهي را به مخاطب القا مي کنند، جز اين است که ديدن فردي در هيبت لطفعلي نوکر حکيم رحمت الله (با بازي باور پذيرِ حسين پناهي) باعث مي شود که نگاه مخاطب به طب سنتي منفي شود؟ به راستي چرا بايد چنين بي رحمانه سنت عميق و مستدل و علمي طب سنتي خود را تضعيف کنيم؟ سنتي قوي و ماندگار که هنوز هم، فارغ التحصيلان دانشگاه­هاي بزرگ جهان، با نام حکيم بوعلي­سينا، کلاه رسمي دانشجويي «اَوِسينا/ ابن سينا» را بر سر مي گذارند و جشن دانش آموختگي مي گيرند. سنتي که تا حدود هزار سال تا اواخر قرن بيستم ميلادي در بزرگترين دانشگاه­هاي جهان، مرسوم بوده است و طب بوعلي سينا و ساير مکاتب طب اسلامي و ايراني و مصري، در تارک پزشکي جهان مي درخشيده است. هرچه سنت­هاي تاريخي مثبت خود را نفي بي دليل کنيم و از سنت­هاي مادي­گرايانه غرب تبعيت کنيم، قطعا از بهروزي مردمان خود فاصله گرفته­ايم و در غربگرايي بيشتر درغلطيده­ايم. دکتر زيگريد هونکه در کتاب «فرهنگ اسلام در اروپا» ، در بخشي که به اهميت زياد و تاثيرگزاري عميقِ طب اسلامي در تکوين پزشکي مدرن مي پردازد&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref15&gt;[15]&lt;/A&gt;،  تصريح مي کند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«در اروپا، يک کتاب هم وجود نداشت که سرچشمه اصلي آن از کشورهاي اسلامي نبوده يا از آن مآخذ نگرفته باشد. اگر لغات عربي کتاب­هاي آن زمان اروپا گوياي اين واقعيت نمي بودند، همان محتوا و مضمون آنها، خود اين حقيقت را برملا مي ساختند.»&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref16&gt;[16]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;کارطاقت­فرساي کودکان ايراني در کارگاه قالي بافي!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطلع اغازين اين سريال در قسمت اول خواب دکتر قريب است که در ابتداي همين مقاله به برخي جنبه­هاي هنري اين خواب اشارتي رفت، اما در يک نگاه دقيق محتوايي به اين رويا، شاهديم که چندين دختربچه معصوم که در يک کارگاه قالي بافي مشغول بافتن فرش ايراني هستند(کودکان کار) در وضعيتي نامناسب و رنج اور تصوير شده­اند که ناگهان يکي از آنها بي حال شده و دکتر قريب براي نجات او مي رسد و دکتر قريب براي نجات اين کودک نجيب و مظلوم ايراني است که جان خود را نيز فدا مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر واقعا کارگردان حقيقتا کار اجباري کودکان فقير را مورد توجه اصالي نداشت و صرفا مي خواست فداکاري دکتر قريب را به تصوير کشد، به راحتي مي توانست کودکي را در حال بازي و شادي نشان دهد که مثلا در اثر برخورد به شيئي که در مسير بازي اوست، مجروح شده و دکتر قريب در صدد نجات او بر مي­آيد. به نظر مي رسد که باز فيلم يکجانبه به قاضي رفته است و افراط خود در سيه نمايي را به حدي رسانده که در روياي دکتر قريب، همه کارگران ان کارگاه نامناسب، بچه­هاي معصوم بين 8 تا 14 سال هستند و از سنين ديگر در آنجا حضور ندارند. به نظر مي رسد که کارگردان مي توانست از سکانس هاس متعادل تري براي بيان فداکاري دکتر قريب استفاده کند. خصوصا زماني اهميت اين تذکر بيشتر دانسته مي شود که به اين امر توجه کنيم اولين سکانس­هاي اين سريال بلند به اين رويا اختصاص يافته است، مسلما اگر در بين داستان هاي فرعي اواسط فيلمنامه اشاره­اي به اين امر مي شد و چنين برجسته سازي ويژه اي از کارکودکان در ايران معاصر نمي شد، مناسب تر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نويسندگان: گروه مطالعاتی نقد فیلم و غرب شناسی شهید آوینی/ از محققین مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما ،لطفا نتيجه و نظرات خودرا با پست الکترونيکي به نويسندگان اطلاع دهيد: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;mailto:Mersad313@gmail.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;Mersad313@gmail.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; ،در صورتی که صلاح دانستید همین نوشته را برای دوستان و مخاطبین خود نیز ارسال فرمائید. با تشکر&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody align=left&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;باتشکر از گروه مطالعاتی شهید آوینی&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 15:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جستاری  درباره آیین ضاله شیطان پرستی </title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تاریخ زندگی انسان ها در همه جوامع بشری آکنده از افراد، گروه ها و جریان هایی است ک به نام هدایت آدمیان، آن ها را به تباهی کشیده اند و انحرافات گسترده اعتقادی، رفتاری و اخلاقی پدیدار ساخته اند. برخی از این انحرافات سر از تأسیس فرقه ها و مذاهب در آورده اند که کشتارها، خرابی ها و ابتذال ها را به دنبال داشته است. در سده های اخیر فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین های اسلامی و در میان مسلمانان یکی از روش های استعماری نوین بوده است. &lt;IMG height=200 alt=satanism6.jpg src=&quot;http://sajad.org/images/article/deviance/satanism/satanism6.jpg&quot; width=147 align=left border=0&gt;به طوری که برای جلوگیری از گرایش مردم غرب به اسلام در ربع قرن گذشته، نزدیک به 2500 گروه غیر متداول به نام گروه های مذهبی در آمریکا و اروپا به وجود آمده است. گروه هایی که در بیرون جذابند ولی از درون سوء استفاده های زیادی می کنند. رهبران این گروه ها بی صبرانه در پی جذب فریبکارانه افراد هستند و می خواهند تبعیت، وقت و پول آن ها را بگیرند. آن ها از روش های پیچیده کنترل ذهنی و عضوگیری که در طول زمان پیشرفت بسیاری کرده اند، استفاده می کنند. از این فکر برحذر باشید که با عضو شدن در این گروه های تهاجم فرهنگی، مصون می مانید. برخی از این گروه ها که عنوان مذهبی هم یدک می کشند عبارتند از: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;گروه بوسی کروسین (Bosicrucin) &lt;/FONT&gt;: اعضای برجسته فراماسون ها (گروهی زیرزمینی که خواستگاه آن انگلستان بود و پیش از انقلاب اسلامی در ایران فعالیت داشتند. بارزترین فردشان شریف امامی بوده است) حق عضویت در این گروه را دارند. این گروه ادعا می کند که از ابعاد عرفانی موجود در تمامی ادیان، پیروی می کنند ولی مراسم عبادی آن ها را جادوگری تشکیل می دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;&lt;FONT size=4&gt;گروه جامعه روشنایی درون (The Society of inner Light)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;: این گروه در قرن بیستم به وجود آمد. اعضای این گروه عرفان واقعی را حداکثر، بهره مند شدن از لذات جنسی و مادی می دانند و اعتقاد دارند در بهره مندی از هر گونه لذت جنسی و مادی،هیچ گونه ملامت روحی و ندامت نباید در شخص به وجود آید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;گروه مشرکان جدید (New - Pagens) &lt;/FONT&gt;: این گروه در ایالات متحده آمریکا بوجود آمده است که سنت های بومیان قاره آ»ریکا را با اعتقادات و مراسم عبتدی کاهنان جادوگر اقوام سنتی تلفیق نموده اند. این گروه در سال 1991 «فدراسیون جهانی مشرکان» را در ایالات متحده آمریکا بوجود آوردند. مراسم عبادی آن ها شامل پرستش خدایان زن است که ابتذال جنسی را در پی دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#993399 size=4&gt;گروه شئ پرواز کننده ناشناخته (یوفو UFO)&lt;/FONT&gt; : پس از دهه 1950 با تألیف رمان و تولید فیلم درباره بشقاب پرنده ها افسانه ای در ایالات متحده و انگلستان، چند گروه غیر متداول مذهبی که این افسانه را به شکل مذهب ترویج می دادند در این کشورها به وجود آمدند. اعضای این گروه را سفید پوستان تشکیل می دهند و خود را «اخوت بزرگ سفید پوستان» (White Brotherhood The great) می نامند. رهبران این گروه ها ادعا می کنند که با افراد ماورای زمین در ارتباط هستند و اعفقاد دارند انسان های ماورای زمین از انسان زمینی توسط نژاد برتر ماورای زمین به نام الوهیم (Elohim) خلق شده است. این گروه ا این موضوع را ترویج می کنند که انسان به سبس کنار گذاشتن تمامی اعتقادات دنی و بهره وری از لذات جنسی می تواند به کمال برسد. از این آن ها به شدت طرفدار شبیه سازی انسان (Human coloning) هستند. موضوعی که به شدت توس همه ادیان و سازمان های بین المللی محکوم شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;گروه معبد خورشید (Solar Tempel) &lt;/FONT&gt;: در سال های 1994 و 1997 در کشورهای کانادا و سوییس تعدادی از پیروان گروه (معبد خورشید) که ا گروه یوفو هستند برای انتقال به سیاره خیالی خود دست به خودکشی دسته جمعی زدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;&lt;FONT size=4&gt;گروه باب بهشت (Heaven Door)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;: در روز 22 مارس 1997 تعداد 39 نفر از اعضای یکی دیگر از آن ها در کالیفرنیا دست به خود کشی زدند تا به کم کبشقلب پرنده به دنیای دیگر منتقل شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG height=250 alt=satanism1.jpg src=&quot;http://sajad.org/images/article/deviance/satanism/satanism1.jpg&quot; width=220 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=5&gt;گروه شیطان پرست (Satanism)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;: آیین های ضاله شیطان پرستی ریشه در مصر و یونان باستان دارد و حتی در سنت مسیحیان، شیطان موجودی است که به اعتقاد غلط آن ها می تواند در برابر خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، می تواند مبارز طلب باشد. ابلیس در مسیحیت تحریف شده و در نگاه های منحرف بعدی سه جایگاه دارد : - نخست او آنقدر مقتدر است که از فرمان خدا سر باز می زند؛ - دوم اینکه او به انسان خدمت کرده و سبب شده که انسان از میوه جاودانگی و دانایی و خرد بخورد و با خدا برابری کند و همین امر موجب شده که انسان از بهشت برین به زمین زیرین رانده شود. - سوم اینکه ابلیس، مظلوم واقع شده است چرا که او هم فرشته ای بوده مانند دیگر فرشتگان ( هر چند در فرهنگ اسلام ابلیس جن است نه فرشته ولی در نگاه مسیحیت او یک فرشته بود.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر چه اندیشه های باطل شیطان پرستانه همزاد بشر است اما برای نخستین بار «توماس هاردینگ» در سال 1565 در کتاب «تکذیب یک کتاب» واژه شیطان پرستی را علیه مارتین لوتر کینگ و پیروانش به کار برد. لفظی که در قرون 17 و 18 میلادی تشدید شد تا آن جا که در برخی از کشورهای غرب، شیطان پرستی به صورت یک رسم ظهور پیدا کرد و به مخالفت با دین های ابراهیمی و خداهایشان می پرداخت. معمولاً شیطان پرست ا را به چهار گروه زیر تقسیم می کنند : الف- شیطان پرست دینی (سنتی) : مریدان این گروه خود را بهتر از خدای دیگر، دارای قدرت تشخیص خوب از بد می دانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;ب- شیطان پرستی معاصر (فلسفی)&lt;/FONT&gt; : این جماعت جدید بزرگترین شزط رستگاری را برتری مادی شان نسبت به دیگران می دانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;ج- شیطان پرستی لاوی یی &lt;/FONT&gt;: این گروه بر مبنای فلسفه «آنتوان لاوی» که در کتاب «انجیل شیطان» آ»ده تشکیل شده اند در این گروه محور و مرکز عالم، انسان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=4&gt;د- شیطان پرستی گوتیک (شرپرستی)&lt;/FONT&gt; : از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید. کارنامه این گروه مملو است از قربانی کردن دختران باکره و کودکان، جنایات جنسی، کشتن مسافران مترو در ژاپن، خودسوزی گروهی، نفرت از مسیحیان خوردن نوزادان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;نمادهای شیطان پرستی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;نشانه های زیر نمادهای معروف گروه شیطان پرستی است، نمادهایی که ممکن است روی بعضی از لباس ها یا به عنوان نگین انگشتر، گردن بند، تصاویر روی دست بندها، پیراهن، شلوار، کفش، ادکلن، ساعت و ... درج شده و به ایران اسلامی راه یافته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;1- ستاره 5 پر وارونه :&lt;/FONT&gt; در مراسم مخفیانه جادوگران، برای احضار روح شیطان استفاده می شود. اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) را همراه دایره آن حذف کنیم آن وقت یک ستاره 5 ضلعی می ماند که همان نشانه ستاره صبح یا (Pentagram) است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG height=81 alt=satanism2.jpg src=&quot;http://sajad.org/images/article/deviance/satanism/satanism2.jpg&quot; width=80 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;2- یا فومت &lt;/FONT&gt;: این خدای شیطانی و علامت شیطانی اش که به عنوان شناسه روی خودروی هواداران زده می شود، در جواهر فروشی ها هم زیاد است. رسم شده تا سنگ تراشان بر دل سنگ آن را بتراشند تا خانه مریدان، بی علامت نماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;3- ششصد و شصت و شش (666) &lt;/FONT&gt;: سمبلی است که به عنوان شماره تلفن شیطان از سوی گروه های هوی متال وارد ایران اسلامی شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;4- صلیب وارونه (Cross Upside Down) &lt;/FONT&gt;: این نماد حکایت از وارونه شدن مسیحیت دارد و عمدتاً به معنی استهزاء کردن این دین است. این علامت در گردن بندهای بسیاری دیده شده و خوانندگان راک انواع گوناگون آن را به همراه دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;5- ستاره 5 پر &lt;/FONT&gt;: در جادوگری استفاده می شود و برای آن ها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آنهاست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;6- ضد عدالت (Anti Justice)&lt;/FONT&gt; : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است، شیطان پرستان تبر رو به پایین را با عنوان ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک استفاده می کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;7- ستاره 6 پر&lt;/FONT&gt; : یکی از رایج ترین علایمی است که در نیروی شیطانی و جادوگری از آن استفاده می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;8- آدجت یا چشم شیطان (Eye of an Satan)&lt;/FONT&gt; : این نماد به معنای چشم شیطان و نظارت و اقتدار است. علاوع بر آن علامت لوسیفر (پادشاه جهنم!) اشک زیر چشم، نماد محیط محزون و افسرده اطرافش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG height=195 alt=satanism3.jpg src=&quot;http://sajad.org/images/article/deviance/satanism/satanism3.jpg&quot; width=125 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc33cc size=5&gt;شیطان پرستی و استکبار :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گروه های گوناگون شیطان پرستی از سوی دو سازمان مهم جاسوسی جهان یعنی CIA و موساد سازماندهی و هدایت و تغذیه می شوند. بودجه، نظارت و پشتیبانی شیطان پرستان فعال در جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم از سوی سازمان موساد تأمین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال می شود. رژیم صهیونیستی از اعضای این گروه ها برای مقاصد شوم جاسوسی و سیاسی بره می برد، به گونه ای که خشونت بارترین اعمال به این گروه ها اگذار می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;شیطان پرستی و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;موسیقی :&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;شیطان پرستان با استفاده از موسیقی توانسته اند به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان بیفزایند. بیشتر این اقدامات در فضای تأسیس و فعالیت گروه متالیکا دنبال شده است. فعالیت گروه متالیکا به صورت غیر قانونی و زیرزمینی با حمایت CIA با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش یافت. متالیکا در حقیقت ضد ارزشهایی را ارایه می کند که شامل بازگشت به تارکی، بی رحمی، تجاوزات جنسی، فحاشی و هجوم به جامعه و فرهنگ عمومی آن است. خوانندگان این گروه روی صحنه و در کلیپ های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار می زنند و از کثیف ترین گروه های موسیقی جهان محسوب می شوند. متالیکا از همجنس بازی نیز دفاع می کند و در سالروز مرگ «کویین» همجنس باز معروف آمریکایی آلبومی منتشر کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;&lt;FONT size=5&gt;ورود شیطان پرستی به ایران :&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;مهم ترین زمینه ورود شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است که طی 10 سال گذشته موسیقی متالیکا به صورت زیرزمینی و غیرمجاز وارد کشور شده است و در چارچوب آن مفاهیم نحل انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;حاملان شیطان گرایی در ایران بیشتر شامل تحصیل کردگان و سرخوردگان اجتماعی در بیرون از کشور، فرزندان منافقین فراری و سلطنت طلب ها و افراد بسیار ثروتمند مقیم داخل کشور و فعالان حوزه هنری که با کشورهای آمریکا، انگلیس و ... در ارتباط بوده اند که آگاهانه یا ناآگاهانه موجب این امر شده اند. عوامل رویج نمادهای آن ها نیز عمدتاً گروه های موسیقی متالیکا، پارتی ها یشبانه برخی مغازه ها، اینترنت هستند. به طور کلی از مجموعه مطالعات و تحقیقات صورت گرفته چنین برمی آید که گسترش گرایش به شیطان پرستی می تواند موجب آسیب های زیر شود : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;1- رواج فرهنگ ضدیت با دین و ارکان آن؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;2- ضدیت با ارزش های انسانی؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;3- جعل تاریخ قیام و حرکت پیامبران و نقش شیطان در انحرافات جامعه بشری؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;4- ترویج فحشا و انواع بی بندوباری و انواع اعتیاد به مواد مخدر و مواد شیمیایی و الکل؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;5- ترویج فرهنگ لاابالی گری و گریز از فعالیت های سازنده فردی و اجتماعی؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;6- شیوع فرهنگ کلامی مبتذل و بدون اخلاق؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;7- انتشار آموزه های اساطیری ناقص و بدون استناد تاریخ و علمی از دیگر فرهنگ ها؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;8- حساسیت زدایی از فحاشی و هتک حرمت نسبت به نظام اسلامی؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=3&gt;9- سیاه نمایی و ترویج نیهلیسم (پوچ گرایی) به صورت گسترده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc33cc&gt;&lt;FONT size=4&gt;اقدامات کشورهای اروپایی بر علیه این گروه ها:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بیشتر گروه های غیر متداول مذهبی در دهه 1975 در آمریکا و انگلستان ظهور کرده و نزدیک به 200 گروه در ژاپن ظهور نموده و فعالیت می کنند. مرکز همگی این گروه ها آمریکا و انگلیس است. دولت فرانسه در 1998 برای بررسی آثار مخرب گروه های غیر متداول، کمیسیون تحصصی تشکیل داد و پس از بررسی گسترده، فعالیت 137 گروه از این گروه ها را برخلاف مصالح ملی تشخیص داد. پارلمان فرانسه در 1996، پارلمان بلژیک در 1997، پارلملن آلمان 1998 قوانینی برای جلوگیری از فعالیت این گروه ها تصویب کردند. در اروپای شرقی نیز فعالیت این گروه ها شدیداً تحت کنترل است. روسیه نیز در سال 1997 قوانینی برای جلوگیری از فعالیت آن ها تصویب کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;ایران اسلامی، به ویژه در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به دیگر کشورها با بیشترین حجم و تنوع آسیب ها و تهدیدات فرهنگی دست به گریبان بوده است. در ایم میان تلاش کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس برای استحاله فرهنگی نیز به عنوان عامل شتاب دهنده، نقش مؤثری را ایفا کرده است. یکی از جران های فاسد فکری فرهنگی که ابتدا مرزهای اخلاقیات را در کشورهای اروپایی و آمریکایی در هم شکسته و سپس به سرزمین های شرقی رسید، «شیطان پرستی» یا «شیطان گرایی» (Satanism) است. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام نموده است که در مرحله دوم طرح امنیت اخلاقی جامعه با گروه های شیطان پرست و مدل موها و لباس هایی که نماد این گروه های انحرافی باشد، برخورد می کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نقل از : فصلنامه ی یار مهربان - شماره 6 - 1387 &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Jul 2009 06:33:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرالزمان در سينماي امروز </title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;TABLE&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;70%&quot; colSpan=2&gt;    &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;یهود و فیلم داوینچی کد :&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اعاي حفاظت از ذرية آن مسيح اوّليه هم يکي ديگر از همان ترفندهايي بود که مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح (ع) بي‌اعتقاد ساخته تا آنها را  براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده نمايد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;آپوکاليپس يا آخرالزمان از موضوعات قديمي در عالم سينما به شمار مي‌آيد. مي‌توان گفت از فيلم‌هايي مانند:«متروپليس» (فريتز لانگ) در سال 1927 و «چيزهاي آينده» (ويليام کامرون منزيس) در سال 1936 گرفته تا «جنگ دنياها» و «روز استقلال» و...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;فيلم‌هايي که اغلب از دل هاليوود بيرون مي‌آيد، هاليوودي که اساساً توسط صهيونيست‌هاي سرمايه‌دار پاگرفت. پس بي‌جهت نيست که محتواي اين آثار، همواره آخرالزمان را از ديدگاه‌هاي صهيونيسم مسيحي و يهودي به نمايش گذارده است. انتظار «پايان روزها»، «تلاش نيروهاي ضدّ مسيح براي غلبه بر زمين» (بنا برآنچه در «مکاشفات يوحنا» در عهد جديد آمده)، ظهور مسيح موعود و بالاخره وقوع نبرد «آرماگدون» از جمله موضوعاتي است که به انحاء مختلف و با انواع زبان و بيان امروزي، در اقسام قالب‌هاي درام از قبيل:«علمي- تخيلي»، «هراس»، «حادثه‌اي»، «ملودرام»، «پليسي» و حتّي «کمدي» و فيلم‌هاي «کودکانه» بر پردة سينماها رفته و مي‌رود. امّا در اين ميان، در سال 2006 اتفاقي افتاد که شايد بتوان آن را در تاريخ سينما، بي‌نظير دانست و آن ساخت فيلم «رمز داوينچي» (براساس کتابي که 3 سال پيش از آن به وسيلة «دن براون» تاليف و انتشار يافت) بود که براي نخستين بار تلاش‌هاي مختلف نيروهاي گوناگون از جمله عوامل فرهنگي و هنري در طول قرون متمادي و به خصوص سينما در جهان امروز را براي زنده نگه‌داشتن آرمان مسيح موعود صهيونيست‌ها، در برابر ديدگان عموم قرار مي‌داد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;موضوع اصلي «رمز داوينچي» (برخلاف آنچه در تبليغات سرسام‌آور جهاني مورد تأکيد قرار گرفت و از جانب بعضي نويسندگان و منتقدان وطني هم دنبال شد!) اساساً راجع به فرقة واتيکاني «اپوس دي» به نظر نمي‌آمد. طرح سوژة انحرافي فرقة «اپوس دي» در رسانه‌ها ي مختلف غرب بيشتر براي سرپوش گذاردن بر محتواي اصلي فيلم بود و شايد هراس برخي از صاحبان رسانه‌هاي فوق نسبت به افشاي رازي (که همچون برخي شخصيت‌هاي اصلي خود اثر) معتقد بودند هنوز زمان آشکار شدن آن نرسيده است!! رازي که حافظش يک انجمن سرّي يهودي معرفي شد به نام «خانقاه صهيون» (ريشه‌هاي فکري صهيونيسم امروز) که ادعا شده در اوايل هزارة دوم ميلادي توسط يکي از پادشاهان فرانسه (به نام «گاد فروي دو بويلون» که مسيحي بوده) و طي جنگ‌هاي صليبي هم فاتح «اورشليم» شد، به وجود آمده تا راز مهم باقيمانده در خانواده او را حفظ نمايد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;قصه از اينجا و با باز شدن گوشه‌هايي از راز «انجمن اخوت خانقاه صهيون»، شروع مي‌شد، به اين ترتيب که:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعد از اينکه شخصيت‌هاي اصلي فيلم يعني پرفسور رابرت لنگدن» (متخصص آمريکايي نشانه شناسي مذهبي با بازي تام هنکس) و «سوفي ني وو» (متخصص رمز گشايي پليس پاريس با ايفاي نقش ادري تاتو) متوجه مي‌شوند که مسئول موزة لوور پاريس (از رهبران خانقاه صهيون که ضمناً پدر بزرگ سوفي هم بوده) به دليل افشاي راز مهمي که قصد داشته آن را در اختيار نوه‌اش بگذارد، به قتل رسيده، طي درگيري‌ها و فراز و نشيب‌هايي که گام به گام باعث مي‌شود گوشه‌هايي از راز ياد شده بر آنها معلوم گردد، به ويلاي يکي از دوستان پرفسور لنگدن به نام «سر لي تيبينگ» (تاريخ شناس برجستة کالج سلطنتي انگليس که از سوي ملکه لقب شواليه گرفته و تحقيقات مفصلي دربارة همان راز مهم دارد) پناه مي‌برند. «سر لي» براي سوفي، اسرار «انجمن مخفي خانقاه صهيون» را برملا مي‌کند. او با تکيه بر تابلوي «شام آخر» لئوناردو داوينچي، ادعا مي‌کند که مقصود از «جام مقدس» که ساليان متمادي محل بحث و فحص عيسويان بوده، واقعاً يک شيء نبوده بلکه يک فرد و آن هم يک زن به نام مريم مجدليه است که برخلاف تمامي روايات تاريخي، همسر حضرت عيسي مسيح شده و از او نسلي به وجود مي‌آورد. از همين جهت او از اورشليم گريخت و در فرانسه توسط يهوديان محافظت شد!!(جل الخالق ! يهودياني که خود باعث و باني مصلوب شدن عيسي مسيح شده بودند، حالا از ذرية او مراقبت مي‌نمايند!!) قرن‌ها بعد، نسل او يعني همان فرزندان عيسي مسيح با سلسله‌اي از پادشاهان فرانسه در آميختند که يکي از نوادگانشان ، همان «گاد فروي دو بويلون» فاتح اورشليم و بنيانگذار «انجمن مخفي خانقاه صهيون» بوده است. او براي حفاظت از اسنادي که افشاگر راز مريم مجدليه است ، شواليه‌هايي را به نگهباني از آنها مي‌گمارد و يهوديان انجمن در طول تاريخ، حافظ آن راز و فرزندان مسيح شدند تا مسيحيت واقعي به دور از تعرض کليسا باقي بماند!!! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;در «رمز داوينچي» ادعاي محافظت از راز مسيحيت، بزرگترين ترفند براي پوشاندن ماهيت صهيونيستي طراحان قصه بوده و البته اين قضيه ساختة دست بشر به نظر نمي‌آيد و پشتوانه و زمينه‌اي تاريخي و کهن دارد. شايد از همان اوايل هزارة دوم که فرقه‌هاي مخفي و تصوف يهود تحت عناويني مانند «کابالا» و «فرانکيسم» به وجود آمدند و با سوء استفاده از وضعيت نابسامان کليساي قرون وسطي و رنجي که مسيحيان معتقد از اختلافات رهبران مسيحيت مي‌بردند، قصد کردند که بالاخره به انزواي هزار سالة يهوديان پايان بخشند. از همين رو براي جذب مسيحيان به فرقه‌هاي مخفي خود (که در اصل يهودي منش بودند) خود را پيرو مسيحيت اوّليه و مخالف مسيحيت تحريف شدة کليسا معرفي نمودند، بنابراين بسياري از مسيحيان را به فرقه‌هاي خود جلب کردند. بعداً مدعي شدند که اساساً حضرت عيسي بن مريم در واقع مسيح اصلي نبوده و بشارت دهندة مسيح بن داوود بوده که در آينده ظهور مي‌کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;ادعاي حفاظت از ذرية آن مسيح اوّليه هم يکي ديگر از همان ترفندهايي بود که مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح (ع) بي‌اعتقاد ساخته تا آنها را  براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده نمايد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نکتة جالب آنکه حتي تئودور هرتزل (بنيانگذار تفکر صهيونيسم در اواخر قرن نوزدهم) هم در ابتدا مردم را به مسيحيت دعوت مي‌کرد و خود را پيرو مسيحيت واقعي معرفي مي‌کرد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نويسندة داستان (دن براون) و سازندگان فيلم «رمز داوينچي» اين بار برخلاف معمول ايدئولوژي پردازان هاليوود، (شايد عمداً) خيلي شعاري و واضح، عقايد خود را بيان کرده و برخلاف آنچه که در خود فيلم مطرح مي‌شود، به لابه‌لاي قصه‌ها و داستان‌ها و موسيقي پر نماد و مملو از سمبل نرفته‌اند. (در کتاب و فيلم مطرح مي‌شود که در طول تاريخ بسياري از هنرمندان پيرو خانقاه صهيون، در عين حال افشاگر راز مريم مجدليه يعني همان «جام مقدّس» و فرزندان مسيح بوده‌اند، يعني در واقع ايدئولوژي صهيون را تبليغ کرده‌اند و از اسامي افراد و آثار ذيل صريحاً نام برده مي‌شود: لئوناردو داوينچي که از اربابان خانقاه بوده تا ويکتور هوگو و بوتيچلي و ايزاک نيوتن و بتهوون و سمفوني «فلوت سحرآميز» و... حتّي والت ديزني و قصه‌هاي معروفش مثل سيندرلا و سفيد برفي و زيباي خفته و... و کارتون‌هايي مثل «شير شاه» و «پري دريايي» و «هري پاتر» و... چرا که همگي به دنبال بانو يا فرزندان و نسل گمشده و همان راز جام بوده‌اند. البته شخصاً به آنها کارتون‌هايي همچون «هاچ زنبور عسل» و «حنا، دختري در مزرعه» که سال‌ها از تلويزيون پخش مي‌شد را هم اضافه مي‌کنم !!)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;در نقاط مختلفي از کتاب و فيلم به نشانه‌ها و خصوصاً علامت مخصوص صهيونيسم (يا همان ستارة داوود) به طور واضح اشاره مي‌شود. بارها در فصل‌هاي گوناگون، بر مثلث‌ها و هرم‌هاي مستقيم و وارونه و ترکيبشان که علامت صهيونيسم را مي‌سازد، تأکيد مي‌شود و آن را در تصاوير متعددي به نمايش در مي‌آورند. در ديالوگ‌هاي توضيحي مابين شخصيت‌هاي فيلم و مونولوگ طولاني «سر لي تيبينگ»، و همچنين بعداً در توصيفات ديگر پرفسور لنگدن، علامت صهيونيسم، نشانة تقدس زن و مرد، تعادل ارتباط آنها و قدرت بشريت تلقي مي‌شود و حتّي بر سر درِ عبادتگاه «راسلين» (انتهاي آدرسي که از راز و رمزهاي پدر بزرگ سوفي حاصل مي‌شود و در اواخر فيلم هم، مکان اصلي خانقاه صهيون و هواداران نسل عيسي مسيح و مريم مجدليه معرفي مي‌شود)، همان علامت صهيونيسم به طور شفاف در کادر دوربين قرار مي‌گيرد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اين فرقه هم اکنون نيز تحت عنوان «کابالا» (انجمن تصوف يهود) فعال است و البته اين روزها ديگر مخفي نبوده و بنا به دست و دلبازي رؤساي سرمايه‌دارش که حاکم بر عظيم‌ترين کمپاني‌ها و مؤسسات صنعتي، تجاري و رسانه‌اي دنيا هستند، کاملاً علني فعاليت مي‌کند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جالب است بدانيد رهبر 75 سالة اين فرقه به نام «فيوال گروبرگر» که اينک با نام «فيليپ برگ» شناخته مي‌شود و به نوشتة روزنامة ديلي ميل از قدرتمندان پشت پردة هاليوود است، به کمک همسرش و به طور آشكار «مرکز آموزش کابالا» را تأسيس نموده و بسياري از هنرپيشه‌هاي معروف را به خود جلب کرده، از جمله: «مدونا»، «اليزابت تيلور»، «باربرا استرايسند»، «ديان کيتن»، «دمي مور»، «بريتني اسپيرز»، «وينونا رايدر»، «ميک جاگر» و حتّي از فوتباليست‌ها «ديويد بکام» و زنش را به عضويت فرقة مزبور درآورده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;طور قطع نمي‌توان دربارة علّت طرح واقعياتي که در «رمز داوينچي» به عنوان راز و رمزهاي کهن صهيونيسم بيان مي‌شود، اظهار نظر کرد. برخي اعتقاد دارند، همانطور که در خود فيلم، پرفسور «تيبينگ» براساس مدارک و مستندات، تأکيد مي‌کند که با گام نهادن در هزارة جديد، زمان افشاي راز خانقاه صهيون هم فرا رسيده، چرا که بدين وسيله مي‌توان زمينه‌هاي ظهور مسيح بن داوود و وقوع آرماگدون را فراهم آورد (که طبق پيش بيني‌هاي اونجليست‌ها و صهيونيست‌هاي مسيحي و يهودي، در همين اوايل هزارة سوم و خصوصاً طي يک دهة نخستش اتفاق مي‌افتد)، بنابراين کتاب و فيلم «رمز داوينچي» هم به همين دليل و براي افشاي راز «جام مقدّس» توسط محافل سينمايي وابسته به خانقاه صهيون (يا فرقة کابالا) ارائه شدند تا هواداران مسيح يهودي را آگاه سازند. برخي نيز بر اين باورند که به همين دليل تغيير هزاره و تلاش صهيونيست‌ها براي فراهم آوردن شرايط «آرماگدون» و ظهور مسيح موعود بود که در 11 سپتامبر 2001، حادثة برج‌هاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورک به وقوع پيوست تا شاهد لشکر کشي سپاه و ارتش حاکمان صهيونيست آمريکا (نئو محافظه کاران اونجليست) به خاورميانه و مکان اصلي رخداد «آرماگدون» باشيم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;از همين رو مي‌توان فيلم‌هاي آپوکاليپسي سينما را به دو دورة زماني قبل و بعد از «رمز داوينچي» تقسيم کرد. دوران قبل از به ميدان آمدن اثر فوق، دوران پنهان کاري و سر به مهر نگه داشتن «راز خانقاه صهيون» و «جام مقدّس» بود و امروز پس از نمايش «رمز داوينچي» ديگر شمشيرها از رو بسته شده است. ديگر دشمن به اصطلاح کاملاً رو بازي مي‌کند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;حالا مي‌توان دريافت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;که چرا مثلاً شهر آزاديبخش فيلم «ماتريکس»، هم‌نام «صهيون» و همان خانقاه مخفي يهودي‌هاست و زايان (تلفظ انگليسي صهيون) ناميده مي‌شود؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;که چرا اين‌چنين براي داستان نه چندان تازه‌اي به نام «هري پاتر» هزينه‌هاي سرسام آور صرف مي‌شود؟ که چرا از آن همه امپراتوران خونخوار روم، فقط ماجراي «تيتوس» که يهوديان را قتل عام کرد به فيلم برگردانده مي‌شود؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;حالا مي‌توان متوجه شد که قضاياي نمايش مناسک جنسي که در اغلب فيلم‌هاي هاليوودي نمودي فريبنده دارد از کجا ناشي مي‌شود و اصلاً آن کالت‌هاي عجيب و غريب عرفان جنسي از چه تفکر و مشربه‌اي تغذيه مي‌شوند و يا برخي هواداري‌هاي افراطي و فمينيستي از حقوق زنان از کجا آب مي‌خورد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;آري، شمشيرها از رو بسته شده‌اند، حالا صهيونيست‌ها هم مأموران فرهنگي‌شان را از پشت پرده بيرون انداخته‌اند. شايد هم اينها مأموران سوخته‌اي بوده‌اند و از اين پس، برنامه و طرح‌هاي تازه‌اي در دستور قرار گرفته است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;BR&gt;نگارش یافته توسط محمود قوچانی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Sep 2008 11:45:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراتر از فتنه </title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>اين هم جوابي هست كه دوستان به فتنه دادند. ما عادت نداريم تخريب كنيم، فقط از حق دفاع مي كنيم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;براي دانلود فيلم روي عكس كليك كنيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE id=AutoNumber4 style=&quot;BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#ffffff height=83 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;95%&quot; bgColor=#ffffff height=15&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ngoic.com&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 335px; HEIGHT: 269px&quot; height=269 alt=&quot;براي دانلود فيلم يك كليك كافيست!&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.ngoic.com/files/Block/Beuond%20Fitna%201.jpg&quot; width=335 vspace=5 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;3%&quot; background=/Themes/img/ngo1/rs.jpg height=15&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 22:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه اسلام به دشمن شناسی</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از آنـجـا كه جامعه اسلامى در پى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبيعى مورد بغض و كينه دشمنان انسانيّت ، توحيد و ارزش ها قرار مى گيرد كه آنان عبارتند &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;1 ـ مـشـركـان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; : كـسـانـى كـه حـاكميت جهل را پذيرفته و با تراشيدن خدايان دروغين در كنار حق تـعـالى ، انـسـان هـا را بـه وادى شـرك ، حـيـرانـى ، ضـلالت و حـيوانيت سوق مى دهند، آنان از سـرسـخـت تـريـن دشـمـنـان مـسـلمـانـان مـى بـاشـنـد. آنـهـا مـنـافـع دنـيـايـى خـويـش را در جـهـل و خـرافـه پـرسـتـى انـسـان هـا مى بينند و براى حفظ اين منافع ، تيغ دشمنى عليه هدايت يافتگان هدايتگر بركشيده اند.&lt;BR&gt;فطرت انسان بر توحيد و خداشناسى استوار است و شرك يعنى هلاك انسانيّت و مرگ فطرت ؛ پـس شـرك و مـظـاهـر آن دشـمـن انـسانيّت بوده و مشرك يعنى كسى كه انسانيت خود را كشته و در صـدد از بـيـن بـردن انـسـانـيـت ديگران است ؛ بنابراين مشركان از بدترين دشمنان موحدان مى بـاشـنـد. البته لازم است توجه شود كه بسيارى از مشركان به گمراهى خود توجه نداشته و با هشدار و تذكر متنبّه شده به جبهه ايمان و توحيد مى آيند ولى سردمداران شرك ، آگاهانه از مـسير انسانيّت خارج شده اند و اين گونه افراد دشمن انسانيت مى باشند. آنان علاوه بر آن كه خـود حـق را نـمـى پـذيـرنـد، بـا دسيسه ، شبهه پراكنى ، توطئه و هجوم نظامى مانع گسترش تـوحـيـد هم مى گردند و حكم قتال در مورد اين گونه مشركان است . بنابراين بر مسلمانان لازم است كه با تبيين توحيد و تبليغ صحيح ، مشركان را هدايت كنند و با آن گروه از مشركان كه حق را نـپـذيـرفـتـه يـا بـراى جلوگيرى از رسيدن حيات توحيدى به ديگران تلاش مى كنند، به مبارزه برخيزند و تا ريشه كن كردن شرك و چندگانه پرستى به اين مبارزه الهى ادامه دهند.&lt;BR&gt;2&lt;STRONG&gt; ـ اهل كتاب&lt;/STRONG&gt; : يهود، نصارا و ديگر پيروان اديان آسمانى كه خود را موحّد مى دانند ولى تحريف ، جـعـل و خـرافـه در ديـانـت آنـان نـفـوذ كـرده و گـمـراهـشـان سـاخـتـه اسـت . آنـان نـيـز در اثـر جـهـل ، تـعـصـّب ، دنـيـاگـرايـى و عوامل ديگر در مقابل مسلمانان موضع گرفته و نه تنها خود اسـلام را نـمـى پذيرند كه حتى نمى گذارند سخن حق مسلمانان به گوش جهانيان هم برسد و براى ريشه كن كردن مسلمانان و حكومتهاى اسلامى به هر توطئه اى دست مى يازند.&lt;BR&gt;در بـيـن اهـل كتاب يهوديان گوى سبقت در دشمنى با مسلمانانِ موحد را از ديگران ربوده اند و از اين نظر در رديف مشركان معاند، بلكه جلوتر از آنهايند. قرآن مى فرمايد:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ امَنوُا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ اَشْرَكُوا))&lt;/STRONG&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:vml&quot; /&gt;&lt;v:shapetype id=_x0000_t75 stroked=&quot;f&quot; filled=&quot;f&quot; path=&quot;m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe&quot; o:preferrelative=&quot;t&quot; o:spt=&quot;75&quot; coordsize=&quot;21600,21600&quot;&gt;&lt;v:stroke joinstyle=&quot;miter&quot;&gt;&lt;/v:stroke&gt;&lt;v:formulas&gt;&lt;v:f eqn=&quot;if lineDrawn pixelLineWidth 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 1 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum 0 0 @1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @2 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @3 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @0 0 1&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @6 1 2&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelWidth&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @8 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;prod @7 21600 pixelHeight&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;v:f eqn=&quot;sum @10 21600 0&quot;&gt;&lt;/v:f&gt;&lt;/v:formulas&gt;&lt;v:path o:connecttype=&quot;rect&quot; gradientshapeok=&quot;t&quot; o:extrusionok=&quot;f&quot;&gt;&lt;/v:path&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:lock aspectratio=&quot;t&quot; v:ext=&quot;edit&quot;&gt;&lt;/o:lock&gt;&lt;/v:shapetype&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_1 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1034&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هر آينه شديدترين مردم در دشمنى با مؤ منان ، يهود و مشركان هستند.&lt;BR&gt;يـهـود داراى ويـژگـى ها و پندارهايى است كه شناختن آنها سبب آشكار شدن رازدشمنى و عداوت شديدشان با مسلمانان موحد مى گردد. اجمالى از اين ويژگى ها و روحيات به شرح زير است :&lt;BR&gt;الف ـ تـاءكيد بر خداى محسوس و ديدنى : اصولاً عامّه يهوديان به خداى نامحسوس و ناديدنى ايـمـان نـيـاوردنـد و بـا وجـود هـمـه آيات و معجزات بى شمارى كه از موساى پيامبر(ع ) مشاهده كـردنـد، بـه پـروردگـارش ايـمـان نـيـاوردنـد. هـنـگـامـى كـه بـعـد از سـال هـا اسـارت بـا اعـجـاز موسى (ع ) از دريا گذشتند و غرق شدن فرعونيان را با چشم خود ديدند، به قومى برخوردند كه خدايان و بتهاى مادى را سجده مى كردند. با ديدن خدايان آنها، وقـيـحـانـه از مـوسى (ع ) خواستند: &lt;STRONG&gt;((...اِجْعَلْ لَنا اِلهاً كَمالَهُمْ الِهَةٌ...))&lt;/STRONG&gt;؛  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_2 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1033&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;براى ما نيز مانند آنان خدايى محسوس قرار بده .&lt;BR&gt;وقـتـى حـضرت موسى (ع ) به ميعاد رفت و به امر خدا ده روز بيشتر توقف كرد، آنان گوساله طلايى سامرى را به خدايى پذيرفتند، زيرا دلشان از محبت بت پرستى و گوساله پرستى سيراب شده بود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_3 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1032&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;وقتى هم به ميقات رفتند به صراحت گفتند:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً))&lt;/STRONG&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_4 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1031&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;(اى موسى ) ما به تو ايمان نمى آوريم تا زمانى كه خدا را آشكارا ببينيم .&lt;BR&gt;همه اين فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق ومحبت به خدايى ديـدنـى مـثـل گـوسـاله طـلايـى كـه تـلا لوى طـلاى آن چـشـم را خـيـره كـنـد، دل آنها را سيراب كرده و واله و شيدا ساخته بود و هيچ گاه حاضر نبودند به خدايى غير مادى و محيط بر جهان ماده و ناديدنى ايمان بياورند.&lt;BR&gt;ب ـ دنـيـا طـلبـى و دنيا خواهى زايد الوصف : يهود حرص و ولع بسيارى نسبت به دنيا و مطامع دنيايى دارد:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((وَلَتـَجـِدَنَّهـُمْ اَحـْرَصَ النـّاسِ عـَلى حـَيـوةٍ وَ مـِنَ الَّذيـنَ اَشـْرَكـوُا يـَوَدُّ اَحـَدُهـُمْ لَوْ يـُعـَمَّرُ اَلْفـَ سَنَةٍ))  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_5 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1030&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;و آنـهـا را حـريـص ترين مردم و حتى حريص تر از مشركان بر دنيا خواهى يافت . هر يك ازآنها دوست دارد كه هزار سال عمر كند.&lt;BR&gt;هـمـيـن عـلاقـه بـسـيـار، آنـهـا را نـسـبـت بـه جـمـع آورى مـال ، حـريـص و نـسـبـت بـه بخشش آن ، بخيل كرده و به حرام خوارى و رباخوارى كشانده است قرآن كريم در مورد اين خصلت زشت يهود چنين مى فرمايد:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادوُا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمَْ وَ اَخْذِهِمُ الرِّبوا وَ قَدْنُهوُا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ))&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بـه خـاطـر ظـلم يـهـوديـان و ربـا خـوارى آنـان بـا ايـنـكـه از آن نـهـى شـده بـودنـد و خـوردن اموال مردم به باطل ، طيباتى كه براى آنان حلال بود، بر آنان حرام كرديم .&lt;BR&gt;هـمـيـن دنـيـاطـلبـى ، شـهـوت پـرسـتـى ، مـال دوسـتـى ، حـرام خـوارى ، بـخـل و خـسـّت آنـان را بـه دشمنى با پيامبران و تكذيب و كشتن آنان وادار نمود؛ زيرا پيامبران الهى آنان را از اين اعمال زشت باز مى داشتند و مانع هواپرستى آنان مى شدند:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((اَفـَكـُلَّمـا جـاءَكـُمْ رَسـوُلٌ بـِمـا لا تـَهـْوى اَنـْفـُسـُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلوُنَ))  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_6 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1029&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هرگاه پيامبرى با دستوراتى مخالف هواى نفس شما آمد، استكبار ورزيديد و گروهى را تكذيب كرديد و گروهى را كشتيد.&lt;BR&gt;ج ـ جـعـل ، تـحريف و كتمان : يهوديان براى رسيدن به اهداف پليد و توجيه اقدامات ناصحيح خود در طول تاريخ به جعل ، تحريف و كتمان متوسل شده اند، قرآن به مسلمانان آگاهى مى دهد كه به ايمان آوردن يهوديان اميدوار نباشيد؛ زيرا اينان كتاب و كلام خدا را بعد از فهميدن آن ، تـحـريـف مـى كـنـنـد. تـورات را ورق ورق كـرده و قـسـمـت هـايـى از آن را كه به نفعشان است يا بـرايـشـان ضـررى نـدارد آشـكـار مـى كنند و بقيه را پنهان مى سازند. حقايق ، پيشگويى ها و بـشـارت هـاى تورات و پيامبران را كتمان مى كنند و عامّه يهود نيز با اينكه مى دانند عالمانشان اهل فساد، خلاف ، جعل و تحريف اند از آنان پيروى مى كنند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_7 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1028&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;د ـ پندارهاى باطل : درست است كه در برهه اى از زمان ، يهود به خاطر اين كه به موسى ايمان آوردنـد و در دوران اسـارت فـرعـونـيـان بـر تـعاليم اجدادشان ابراهيم ، اسحاق و يعقوب (ع ) اسـتـقـامـت ورزيـدنـد ، مـورد عـنايت خدا قرار گرفتند و خداوند آنان را به عنوان قوم برگزيده انـتخاب كرد و وارث زمين ساخت و...؛ ولى آنها به ملاك اين عنايت خداوندى توجه نكردند و آن را تـفـسـيـر قـومى و نژادى كردند و خود را به طور مطلق و در هر صورت قوم برتر پنداشتند و هـنـوز نـيـز ايـن پـنـدار بـاطـل را در سـرمى پرورانند و نژاد يهود را نمونه انسان و انسان هاى نـمـونـه دانسته و بقيه نژادها را پست تر از حدّ انسانيّت مى دانند و معتقدند كه آنان براى خدمت بـه نـژاد يـهـود آفـريده شده اند و يهود در مقابل ظلم و ستم بر آنان به هيچ وجه بدهكار نمى گردد و مؤ اخذه نمى شود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_8 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1027&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ه‍ ـ دشمنى با مبلغان توحيد و عدالت و فضيلت : ويژگى هايى كه بر شمرديم از يهود، قومى لجـوج ، طـغـيـانـگـر، دنـيـا طـلب و خـشـن سـاخـتـه اسـت كـه در طول تاريخ ، با پيامبران ، مصلحان و موحدان در افتاده اند؛ زيرا آنان را سدى در برابر هوا و هوس خود ديده اند و اين دشمنى و عداوت با وارثان پيامبران ادامه يافته است . از پيامبر در اين باره نقل شده است كه فرمود:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((هـيـچ فـرد يـهـودى بـا مـسـلمـانـى خـلوت نـكـرد، مـگـر ايـنـكـه تـصـمـيـم بـه قتل آن مسلمان گرفت .))&lt;/STRONG&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_9 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1026&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دشـمـنـى يـهـود با مسلمانان از صدر اسلام تا كنون باشدتى رو به تزايد ادامه يافته و كم بوده اند يهوديانى كه در اين مدت طولانى از عداوت و تعصب دست بر داشته باشند و اسلام را پـذيـرفـتـه بـاشـند و امروزه نيز صهيونيستها و يهوديان نژادپرست و افراطى بزرگ ترين دشمن مسلمانان به شمار مى روند.&lt;BR&gt;نـصـارا و ديـگـر گـروه هـاى اهـل كتاب نيز گر چه در دشمنى با مسلمانان به پايه يهود نمى رسـنـد، ولى آنـهـا نـيـز بـه خـاطـر پـنـدارهـاى غـلط، حـسـادت و ديـگـر عـوامـل ، عـلَم دشـمـنـى بـا مـسـلمـانـان را بـر افـراشـتـه در طـول تـاريخ اسلام بارها و بارها با مسلمانان در افتاده اند. بر مسلمانان لازم است كه در مرحله اول بـا تـبـليـغ و تـبـيـيـن صـحـيـح ديـن خـود و تـشـريـح مـواضـع جعل و خرافه در آن مذاهب ، آنان را هدايت كرده و به جبهه ايمان رهنمون شوند و در صورتى كه عـنـاد و سـركـشـى آنـان را بـه انـكـار، مـعـانـدت ، تـوطـئه و هـجوم واداشت عليه آنان به مبارزه برخيزند و تا تسليم شدن يا ايمان آوردن آنها به اين مبارزه ادامه دهند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;3ـ دشـمـنـان ديـگـر جـوامـع اسـلامـى&lt;/STRONG&gt; : در صـدر اسـلام فـقـط يك حكومت اسلامى وجود داشت و همه مـسـلمـانـان تـحت لواى آن حكومت بودند و دشمنان در جبهه مخالف اين حكومت قرار داشتند؛ ولى در قـرنـهـاى بـعـد بـه دلايل مختلف حكومت اسلامى از قالب وحدت بيرون شد و متعدد گشت و امروز كـشـورهاى مختلفى وجود دارند كه غالب مردم آنها مسلمان بوده و حكومتهاى اين كشورها نيز داعيه اسلامى بودن دارند ـ گر چه ميزان صداقت اين ادعاها مورد بحث است ـ همچنان كه اقليت هاى مسلمان در كـشـورهـاى غـيـر اسـلامـى نيز وجود دارد. از آن جا كه مسلمانان در حكم پيكر واحد مى باشند و هـمـگـى بـرادرنـد، ( 92) اگـر گـروهـى از مسلمانان ـ چه يك كشور اسلامى و چه يك اقليت مـسـلمـان ـ مـورد ظـلم و سـتم مشركان و كافران قرار گرفت ، بر ديگر مسلمانان واجب است در حد تـوان بـه كـمـك بـرادران مـسـلمـان خـود شتافته و آنان را يارى دهند همچنان كه از امام على (ع ) نقل شد، دشمن دوست انسان ، دشمن انسان است و مسلمانان برادران دينى ، هستند و دشمن آنها دشمن ما هم هست . در حقيقت آنچه كينه و عداوت دشمنان را عليه مسلمانان برانگيخته ، داعيه اسلام خواهى ، حـق طـلبى و عدالت گسترى مسلمانان است و اگر فعلاً با ما اعلام دشمنى نكردند و با گروه ديـگـرى از مسلمانان سر عداوت دارند، از اين جهت است كه توان بيشترى ندارند. آنها با از ميان برداشتن آن اقليت مسلمان يا آن كشور مسلمان ، به سراغ ديگرى مى روند و همين طور سرستيز را دنـبـال مى كنند تا نوبت به ما برسد؛ پس نبايد گمان كنيم كه دشمنى آنان با گروه ديگرى اسـت و بـا مـا عـداوت نـدارند لذا ما هم با آنها دشمنى نداشته باشيم ! آنها با اسلام و تعاليم انسان ساز، عدالت گستر و ظلم ستيز آن دشمنى دارند نه با گروهى خاص از مسلمانان .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;4 ـ مـسـلمـانـان تـجـاوزگـر&lt;/STRONG&gt;: گـروهـى از مـسلمانان كه براى منافع دنيوى و دشمنى هاى نشاءت گـرفـتـه از انگيزه هاى غير الهى ، گروه ديگر را مورد تجاوز قرار داده اند، بر همه مسلمانان لازم اسـت آنـان را از تـجـاوز و سـركـشـى بـازداشـتـه و بـيـن دو گروه متخاصم صلح و دوستى بـرقـرار سـازنـد و اگـر گـروه تجاوزگر حاضر به پذيرش صلح و دست كشيدن از تجاوز نشد، بايد با آنها مبارزه كرد و آنها را به پذيرش ‍ صلح وادار نمود.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;((وَ اِنْ طـائِفـَتـانِ مـِنَ الْمـُؤْمِنينَ اقْتَتَلوُا فَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَيهُم ا عَلَى الاُْخْرى فـَق اتـِلوُا الَّتـى تـَبـْغـى حـَتـّى تـَفـى ءَ اِل ى اَمـْرِ اللّ هِ فـَاِنْ ف اءَتْ فـَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا))  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-bidi-font-family: Arial; mso-no-proof: yes&quot;&gt;&lt;v:shape id=Picture_x0020_210 style=&quot;VISIBILITY: visible; WIDTH: 7.5pt; HEIGHT: 7.5pt; mso-wrap-style: square&quot; alt=&quot;http://www.tooba-ir.org/_Book/note.gif&quot; type=&quot;#_x0000_t75&quot; o:spid=&quot;_x0000_i1025&quot;&gt;&lt;v:imagedata o:title=&quot;note&quot; src=&quot;file:///C:\DOCUME~1\SISTEM~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/v:imagedata&gt;&lt;/v:shape&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اگـر دو طـايـفـه از مـؤ مـنـان بـا هـم بـجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر يكى از آن دو بر ديـگـرى تـعـدّى كـرد، بـا آن كـه تعدّى مى كند بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت ، ميان آن دو را به عدالت سازش دهيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Feb 2008 13:40:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چهار خونه </title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>کاملا بدیهی هست که بعد از اشغال عراق توسط امریکا ،موج ایجاد اختلاف بین فرق ومذاهب مختلف اسلام شروع شد. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پان ترکیسم&lt;/STRONG&gt; از یک سو &lt;STRONG&gt;پان عربیسم&lt;/STRONG&gt; از سوی دیگر . تحرکات گروه های&lt;STRONG&gt; پژواک ،ک پ،پ&lt;/STRONG&gt; از سوی دیگر تحرکات بعضی گروه های&lt;STRONG&gt; بلوچ من جمله جندالله&lt;/STRONG&gt; (عبدالله مالک ریگی )و...هزاران حرکت گروهی وقبیله ای دیگر همه خبر از حرکت جدید استکبار برای به زانو در آوردن جمهوری اسلامی ایران میداد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این که هر از چندی استکبار برنامه ای را برعلیه ما طراحی واجرا می کند حرف یا نکته ای نیست ولی نکته مهم بعضی از حرکت ها وجریانات داخلی است که همسو با انها سعی در دامن زدن به  این اختلافات دارن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;افغانستان بعد از اینکه ارتش سرخ را در شکست داد گرفتار  طالبان شد وتجربه تلخی از انها به یادگار دارد بعد از طالبان گرفتار امریکا شد و بدبختی های زیادی ازامریکا دید وهنوز می بیند در این بین با توجه به پیشینه تاریخی وفرهنگی وحضور چند ده ساله افغان ها در ایران  ،یک  موقعیت عالی برای ایران ایجاد شد تا با خط دهی وسازماندهی فکری برادران افغان علاوه بر ایجاد یک جمهوری اسلامی دیگر در منطقه و یک پیوند محکم بین خود وانها ایجاد کند .وانسجام اسلامی را عملا به بار بنشاند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما با همه این تفاصیل ناگهان در این بحبوبه سریالی به نام &lt;STRONG&gt;چهار خونه&lt;/STRONG&gt; سر در می آورد که در اون ضمن دغل باز بودن ومکار ونیرنگ نشان دادن افاغنه هم چهره انها رو مایع تمسخر می گیرد وهم تخم تفرقه ونفاق ودشمنی را در دل ملت افغان قرار می دهد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;با هر لبخندی که بر لب مخاطبین نا اگاه ایرانی می نشیند اتشی هم در دل مردم افغانستان روشن می شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واکنش هائی که سفارت افغانستان نشان داد شاید کف روی اب این ماجرا باشد ولی باید به حرکت خزنده ای که این کار در افغانستان به صورت یک موج ایرانی ستیزی یا شیعه ستیزی ایجاد کرد دقت کرد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چیزی که دقیقا بر خلاف نظر مقام معظم رهبری در رابطه با انسجام اسلامی  میباشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزان باید در هر اتفاق به تمامی زوایا دقت کرد اینکه یک سریال در صدا وسیمای ما تولید وپخش می شود  نباید با سیاست های کلی نظام که رهبری ان را مشخص می کند مخالف باشد واگر این طور باشد باید ریشه های ان را در جای دیگر که شاید هزاران کیلو متر دورتر از مرزهای کشور باشد ،یافت  &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;من الله توفیق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Nov 2007 13:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایا ترور شهید مطهری کور بود؟</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 111px; HEIGHT: 132px&quot; alt=&quot;شهید مطهری رحمه الله علیه&quot; hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:3MK9fdfABwayeM:http://www.e-sadegh.com/motahari2.jpg&quot; align=textTop border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;سلام مطلبی که می خوام بهش بپردازم در باره شهادت شهید مطهری هست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;همه ما تابحال با این جمله که ترور شهید مطهری یک ترور کور بود مواجه شدیم ولی ایا تابحال&amp;nbsp;به&amp;nbsp;این فکر کردیم که ایا واقعا این یک ترور کور بود یا نه؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;برای اینکه این موضوع روشن بشه مجبورم یک بحث تاریخی رو مطرح کنم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;همون طور که میدونین در طول سالیان سال حتی در زمان خود پیامبر (سلام الله علیه) قشری از یهودیان بطور مخفیانه در بدنه حکومت اسلامی نفوذ کرده بودند وهمواره درصدد ضربه زدن به اسلام بودند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;واین قشر بعد از شهاد ت پیامبر دست بکار شدند وحکومت را ازوصی بحق پیامبر غصب کردند وبعد ترتیبی دادند تا حضرت علی علیه السلام&amp;nbsp; خانه نشین شود وبمرور از اذهان مردم بفراموشی سپرده شود &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;درست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ه&amp;nbsp;که حضرت ازکارهای حکومتی بدور بود ولی این باعث&amp;nbsp;نشد&amp;nbsp;&amp;nbsp;که حضرت دست بر روی دست بگذارد بلکه ایشان شروع به تربیت قشری از صحابه وافرادی که در جامعه مورد احترام و جایگاه بودند ،کردند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;واین کار حضرت ۲۵ سال بعد نتیجه داد پس از&amp;nbsp;مرگ خلیفه سوم مردم دچار&amp;nbsp;حیرانی وسر در گمی شدند در اینجا ان یاران تربیت شده امام که هر کدام دارای مقام&amp;nbsp;و منز&amp;nbsp;لتی&amp;nbsp;بزرگ در اجتماع بودند بهمراه یاران مریدان وقوم وخویش خود براه افتادند وضمن همراه کردن مردم به در خانه حضرت امدند وایشان را بر مسند خلافت نشاندند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در این هنگام&amp;nbsp; ان قشر یهودی دیدند ناگهان پس از ۲۵ سال باز خلافت بدست وصی حقیقی افتادپس سریعا ریشه یابی کردند که چه شد&amp;nbsp; که مردم باز بعد از ۲۵ سال به علی رو اوردند وبعد از تحقیقات به این نتیجه رسیدند که&amp;nbsp;برنامه بلند مدت حضرت یعنی تربیت عده ای از خواص بوده که نبض جامعه را دست گرفته وبه این سمت هدایت کرده .پس به این نتیجه رسیدند که اگر این قشر تربیت شده را از بین ببرند&amp;nbsp;&amp;nbsp;مجددا حضرت به زمین خواهد خورد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;پس شروع به از بین بردن این خواص کردند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ابتدا جنگ جمل را براه انداختند وعده بسیاری از اصحاب حضرت را به شهادت رساندند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;سپس&amp;nbsp;جنگ صفین را براه انداختند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در جنگ صفین یکی از&amp;nbsp;ظرایف کار حضرت نمایان شد وان این بود:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;مردم کوفه که بدنه اصلی لشگر اسلام را تشکیل می دادند حاضر بجنگ نمی شدند در این هنگام حضرت یکی از صحابه (عمار یاسر)را بسوی انان فرستاد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ان فرستاده به انها گفت که از حضرت رسول شنیدم که می گفت حق با علی است علی با حق واین دو از هم دیگر جدا نمی شوند وبه این ترتیب بود که چون ان فرستاده در نزد مردم کوفه جایگاه مهمی داشت انان حاضر به جنگ شدند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ولی&amp;nbsp;درطول جنگ ان فرستاده شهید شد واین درست درهنگامی بودکه معاویه درحال شکست بود و درهمین حال خدعه قران بر سر نیزه کردن پدیدار شدو کوفیان دست از جنگ کشیدند:&amp;nbsp;&amp;nbsp;که ما برای اعتلای قران می&amp;nbsp;جنگیدیم و این نیز الحمد الله بوقوع پیوست در این هنگام هر چه حضرت گفتند که این فریب ونیرنگ هست انها قبول نکردند وحتی بروی حضرت شمشیر کشیدند وگفتند اگر دست از جنگ نکشی شما را به شهادت می رسانیم&amp;nbsp; واین در حالی بود که اگر ان صحابه زنده بود به حرف او عمل می کردند&amp;nbsp; واین چنین شد که دوباره حضرت را خانه نشیسن کردند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;هنوز نیز روند ازبین بردن خواص حضرت ادامه داشت تا انجا که&amp;nbsp;&amp;nbsp;تقریبا برای&amp;nbsp;حضرت یاری باقی نماند وهنگامی ایشان در صبح۱۹ رمضان برای نماز خواندن به مسجد رفتند حتی چند یار نداشتند تا در صف اول بایستند واز ایشان محافظت بنمایند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;بله این چنین بود که نگذاشتند حضرت کاری از پیش ببرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;بزمان حال برگردیم زمانی ایران مهمترین متحد امریکا واسرائیل بشمار می رفت ولی دیری نپائید که حکومت از دست شاه خارج شد وبه سیدی از اولاد پیامبر رسید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;قشر نفوذی که تجربه ای خوب از گذشته بهمراه داشت باز همان دستور العمل را بکار گرفت وشروع به&amp;nbsp;&amp;nbsp;از بین بردن خواص انقلاب کردند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;وچه بسیار دقیق وسنجیده شروع کردند ابتدا موتور خلاق انقلاب یعنی شهید مطهری را ترور کردند وسپس کسانی چون باهنر مفتح بهشتی و...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ولی&amp;nbsp;چه شد که از اینکار نتیجه ای نگرفتند؟&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;چون&amp;nbsp; همان تجربه ای را که انان داشتند ما هم داشتیم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;رمز ان جمله امام که فرمودند یاران من اکنون در قنداقه ها خوابیدند نیز در همین بود زیرا این&amp;nbsp;&amp;nbsp;شهیدان والا مقام از سالها قبل از پیروزی انقلاب،کار خود را شروع کرده بودند وطرز&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تفکر شان را در اذهان مردم نهادینه کرده بودند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;پس&amp;nbsp;&amp;nbsp;نه تنها&amp;nbsp;نمی توان گفت ترور شهید مطری یک ترور کور بود بلکه&amp;nbsp;باید گفت&amp;nbsp;&amp;nbsp;که یک ترور کاملا سنجیده بود .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 May 2007 15:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسطوره‌ها جان مي‌گيرند</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;به این خبر توجه کنید: 
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#3333ff size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (مدونا کاباليست شد و نام خود را به «استر» تغيير داد)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=right&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ...........................&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;موجي جديد آغاز شده است: چهره‌هاي نامدار سينما، موسيقي و هنر جديد غرب به فرقه کابالا مي‌پيوندند. سرشناس‌ترين اين افراد مدونا است که اين روزها خبر عضويت او در فرقه کابالا در صدر اخبار فرهنگي جهان جاي گرفته است. درواقع، پيوستن مدونا به کابالا خبر کم‌اهميتي نيست زيرا مدونا نه يک خواننده بلکه يک نماد فرهنگي است. مدوناي 45 ساله «گيس‌سفيد» و نماد موسيقي پاپ است؛ الگويي است نه تنها براي بسياري از خوانندگان جوان بلکه براي ميليون‌ها جوان در غرب و ساير نقاط جهان&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;مدونا کاباليست شده است. نه تنها او بلکه بسياري ديگر از مشاهير سينما و موسيقي جديد غرب، از پير و جوان، به عضويت فرقه کابالا درمي‌آيند: از اليزابت تايلور[1] 72 ساله و باربارا استريسند 62 ساله[2] تا ديان کيتون،[3] دمي مور،[4] استلا مک‌کارتني،[5] بريتني اسپيرز،[6] اشتون کاشر،[7] ويونا ريدر،[8] روزين بار،[9] ميک ياگر،[10] پاريس هيلتون[11] (وارث خانواده هيلتون، بنيانگذاران هتل‌هاي زنجيره‌اي هيلتون)[12] و ديگران. اين موج ورزشکاران را نيز فرا گرفته است: ديويد بکهام[13] (فوتباليست انگليسي) و همسرش، ويکتوريا، آخرين مشاهيري هستند که در ماه مه 2004، يعني همين چندي پيش، به عضويت فرقه کابالا درآمدند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;به اين ترتيب، نسل جوان غرب، و به يُمن رسانه‌هاي جهانشمولي چون ماهواره و اينترنت نسل جوان سراسر جهان، براي اوّلين بار با نام رازآميز «کابالا» آشنا مي‌شود و بسياري از آن‌ها از الگوهاي محبوب خود پيروي مي‌کنند. به عبارت ديگر، به زودي اين موج جهانگير خواهد شد: بايد در آينده‌اي نه چندان دور ظهور گروه‌هاي کاباليست را در ميان جوانان تهران و ساير شهرهاي ايران نيز شاهد باشيم همان‌گونه که در سال‌هاي قبل ظهور گروه‌هاي «شيطان‌پرست» (ساتانيست) را شاهد بوديم&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کابالا چيست؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کابالا»[14] نامي است که بر تصوف يهودي اطلاق مي‌شود و تلفظ اروپايي «کبّاله» عبري است به معني «قديمي» و «کهن». اين واژه به شکل «قباله» براي ما آشناست. پيروان آئين کابالا، يا کاباليست‌ها،[15] اين مکتب را «دانش سرّي و پنهان» حاخام‌هاي يهودي مي‌خوانند و براي آن پيشينه‌اي کهن قائل‌اند. براي نمونه، مادام بلاواتسکي، رهبر فرقه تئوسوفي، مدعي است که کابالا (قباله) در اصل کتابي است رمزگونه که از سوي خداوند به پيامبران، آدم و نوح و ابراهيم و موسي، نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بني‌اسرائيل بود. به ادعاي بلاواتسکي، نه تنها پيامبران بلکه تمامي شخصيت‌هاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ، چون افلاطون و ارسطو و اسکندر و غيره، دانش خود را از اين کتاب گرفته‌اند. مادام بلاواتسکي برخي از متفکرين غربي، چون اسپينوزا و بيکن و نيوتون، را از پيروان آئين کابالا مي‌داند.[16&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;] &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اين ادعا نه تنها نپذيرفتني است بلکه براي تصوف يهودي، به عنوان يک مکتب مستقل فکري، پيشينه جدّي نمي‌توان يافت. مشارکت يهوديان در نحله‌هاي فکري رازآميز و عرفاني به فيلو اسکندراني در اوايل سده اوّل ميلادي مي‌رسد. ولي فيلو واضع مکتب جديد فکري نبود و کار او را بايد به ارائه انديشه‌هاي ديني يهود در قالب فلسفه يوناني و فرهنگ هلني محدود دانست. به عبارت ديگر، فيلو بيشتر يک متفکر هلني است تا يهودي. در دوران اسلامي نيز چنين است. نحله‌هاي فکري گسترده عرفاني- رازآميز که در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تأثير گذارد و برخي متفکرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند که مهم‌ترين آنان ابويوسف يعقوب بن اسحاق القرقساني (سده چهارم هجري/ دهم ميلادي) است. قرقساني، ساکن بغداد، از متفکرين و نويسندگان برجسته قرائي[17] است و به يهوديت تلمودي تعلق ندارد. دو کتاب اصلي او، کتاب الانوار و المراقب و کتاب الرياض و الحدايق، نيز به زبان عربي است.[18&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اوج توليد فکري يهوديان در عرصه انديشه عرفاني در دوران پيش از کابالا، دو رساله سِفر يصيرا (آفرينش‌نامه)[19] و سِفر بهيرا (روشنايي نامه)[20] است. اين دو رساله را بايد تلاشي دانست براي ارائه عقايد ديني- سياسي يهود در قالب مفاهيم عرفاني رايج در دنياي اسلام. بدينسان، مفاهيمي چون «نور»، «سلوک»، «تجلي»، «جدايي»، «وصل» و غيره به يهوديت راه يافت؛ نخستين تجلي نور در کوه طور بر موسي (ع) است و سپس داوود، نماد نور الهي، به حامل آن در دنياي زميني و «شخينا»،[21] تجلي روحاني داوود، به حامل آن در دنياي ماوراء زميني بدل مي‌شود. اين همان اسطوره سياسي «خاندان داوود» است که اينک جامه رازآميز پوشيده است. اين ميراث نه چندان غني، که «قباله» (کابالا) خوانده مي‌شد، در سده سيزدهم ميلادي به پيدايش تصوف يهودي انجاميد. تا زمان فوق، قباله (کابالا) واژه‌اي عام بود و مصداقي مشخص نداشت. نه کتابي به اين نام در کار بود نه مکتبي جدّي از عرفان يهودي. از زمان تدوين کتاب ظهر، در اواخر سده سيزدهم ميلادي، واژه «قباله» (کابالا) به‌طور عمده به اين کتاب اطلاق شد و پيروان اين مکتب جديد «کاباليست» نام گرفتند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کابالا، تصوف يهودي، نيز به شدت متأثر از فرهنگ اسلامي است و حتي بسياري از مفاهيم آن شکل عبري مفاهيم رايج در فلسفه و عرفان اسلامي است. درواقع، انديشه‌پردازان مکتب کابالا، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تأويل‌هاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند. اين کاري است که يهوديان در شاخه‌هاي متنوع علم و دانش انجام دادند. براي نمونه، بايد به مفاهيم «هوخمه»[22] (حکمت)، «کدِش»[23] (قدس)، «نِفِش»[24] (نفس)، «نِفِش مدبرت»[25] (نفس مدبره)، «نِفِش سيخلت»[26] (نفس عاقله)، «نِفِش حي»[27] (نفس حيات‌بخش)، «روح»[28] و غيره در کابالا اشاره کرد. مکتب کابالا نيز به دو بخش «حکمت نظري»[29] و «حکمت عملي»[30] تقسيم مي‌شود. در تصوف کابالا بحث‌هاي مفصلي درباره خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامي است به ويژه در تأکيد فراوان آن بر مفهوم «نور» و مراحل تجلي آن. آنچه از زاويه تحليل سياسي حائز اهميت است، «شيطان‌شناسي»[31] و «پيام مسيحايي»[32] اين مکتب است و دقيقاً اين مفاهيم است که کابالا را به عنوان يک ايدئولوژي سياسي معنادار مي‌کند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;2- پيدايش کابالا&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;سرآغاز طريقت کابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق کور (1160-1235) مي‌رسد. او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) مي‌زيست و برخي نظرات عرفاني بيان مي‌داشت. تعاليم اسحاق کور چون ساير آموزشهاي عرفاني است که براي کمال معنوي مراتب مختلف قائلاند و سيري استعلايي را براي رسيدن به کمال مطلق پيشنهاد مي‌کنند. مفهوم «عين صوف»[33] ساخته اوست. اين مفهوم را، که به معني «لايتناهي» است، اسحاق به معني خداوند به کار برد ولي بعدها به معني نظام هستي به‌طور عام به کار گرفته شد.[34&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;دوران شهرت اسحاق کور در بندر ناربون مصادف است با سلطنت جيمز اوّل، شاه آراگون (1213-1276). جيمز اوّل از سال 627 ق./ 1229 م. به دولتهاي اسلامي اندلس هجوم برد و موجي از جنگهاي صليبي را عليه اسپانياي اسلامي برانگيخت که «باز پس‌گيري»[35] خوانده مي‌شد. در حوالي نيمه سده سيزدهم ميلادي جيمز اوّل آراگون، که اينک به «جيمز فاتح» شهرت داشت، از قدرت‌هاي سياسي و نظامي درجه اوّل اروپا و از سرکردگان جنگهاي صليبي به شمار مي‌رفت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;جيمز فاتح» با اليگارشي يهودي رابطه نزديک داشت؛ وزير ماليه‌اش يهودا لاوي (جودا دلا کاوالريا) بود و در دربارش يهوديان ثروتمند ديگر نيز حضور داشتند. در تهاجم جيمز به سرزمينهاي اسلامي، اين يهوديان نقش مهمي ايفا ‌کردند و حکومت شهرهايي که به اشغال در مي‌آمد عموماً به ايشان واگذار مي‌شد. در اين زمان يک حاخام يهودي به نام موسي بن نهمان، معروف به نهمانيدس (1194-1270)، در دربار جيمز حضور داشت که با نام اسپانيايي «بناستروگ داپورتا» نيز شناخته مي‌شود. نهمانيدس «بزرگترين مقام ديني [يهوديان] عصر خود در اسپانيا» به شمار مي‌رفت و در اسپانيا زماني که از «ربي»، به معناي مطلق کلمه، سخن مي‌رفت منظور نهمانيدس بود. نهمانيدس با مه‌ير بن تودروس ابولافي، يهودي قدرتمند آن زمان و رئيس يهوديان اسپانيا، دوستي نزديک داشت و مورد علاقه فراوان و مشاور جيمز اوّل بود.[36&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;]&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;نهمانيدس، با الهام از نظرات اسحاق کور، در شهر گرونا يک مرکز فعال تصوف يهودي ايجاد کرد. مرکز فوق در پيدايش فرقه کابالا، اشاعه آن در سراسر شبه جزيره ايبري و توليد انبوهي از رساله‌هاي کابالي نقش اصلي را ايفا نمود. مورخين يهودي جايگاه نهمانيدس را در پيدايش و اشاعه کابالا مهم و تعيين‌کننده مي‌دانند. تأليفات نهمانيدس حدود 50 کتاب و رساله در سه زمينه تفسير تورات، فقه تلمودي و کابالاست. رساله‌هاي نهمانيدس تا سال 1325 ميلادي منبع اصلي تغذيه فکري کاباليست‌ها بود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;تصوف کابالا مدعي شناخت خداوند، آفرينش و رازهاي نظام هستي بود؛ تکاپويي ذهني که براي هر انسان جاذبه شگرف دارد. انديشه‌پردازان و گردانندگان فرقه کابالا مدعي‌بودند که اين طريقت مکمل تورات است؛ اسراري است که خداوند به‌طور شفاهي و خصوصي به موسي ابلاغ کرد تا تنها در اختيار محرمان «قوم برگزيده» قرار گيرد. دين يهود پوسته‌اي است آشکار و همه‌فهم از مفاهيم رازآميز هستي که قلب ناشناخته آن کابالاست. اين اسرار از زمان موسي، نسل به نسل، در خواصي از يهوديان به ميراث ماند تا به امروز رسيد. عنوان کابالا (قباله) ناظر به دعوي کهنسالي ميراث فوق است. اين ادعا در فضاي آن روز قاره اروپا، که ساحري و کيمياگري بازار گرم داشت، جاذبه‌اي شگرف يافت و تأثيري چنان عميق برجاي نهاد که تا به امروز پابرجاست&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;مکتب کابالا کارکرد احياء و ترويج آرمانهاي مسيحايي را به دست گرفت و اين آرمانها در بنياد تحريکات جنگ‌افروزانه صليبي سده سيزدهم و تکاپوهاي شِبه‌صليبي و نو‌صليبي سده‌هاي پسين جاي داشت. در سده چهاردهم ميلادي، هسته‌هاي فرقه کابالا در جوامع يهودي سراسر جهان، به ويژه در بنادر ايتاليا، گسترده شد. از طريق ايتاليا، که قلب جهان مسيحيت به شمار مي‌رفت، پيشگوييهاي اسرارآميز درباره ظهور قريب‌الوقوع مسيح و استقرار سلطنت جهاني او، به مرکزيت بيت‌المقدس، رواج يافت و دربار پاپ در رم و ساير کانونهاي فکري و سياسي دنياي مسيحي را به شدت متأثر ساخت. در تمامي اين دوران منجمين بانفوذ يهودي، يکي پس از ديگري، درباره ظهور قريب‌الوقوع «ماشي‌يَح» (مسيح) پيشگويي مي‌کردند. يک نمونه گرسونيدس، نوه نهمانيدس، است که ظهور مسيح بن داوود را در سال 1358م. پيش‌بيني مي‌کرد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کتاب ظُهَر&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در اواخر سده سيزدهم ميلادي، با تدوين کتاب ظهر،[37] تصوف رازآميز کابالا به صورت يک نظام فکري و عملي سامان‌يافته و منسجم درآمد و شکل نهايي خود را يافت. اين کتاب را موسي بن شم تاو لئوني (1240-1305) در سالهاي 1280-1286 نوشت. «ظُهر»، به معني «درخشش» و «جلال»، با واژه‌هاي مشابه در زبان عربي خويشاوند است. کتاب ظُهر نوشته‌هايي است در تفسير و تأويل تورات و ساير کتب مندرج در عهد عتيق به زبان آرامي. اين کتاب به شيوه متون عرفاني رايج در دنياي اسلام تدوين شده که از زبان نماد و تمثيل و داستانهاي رازآميز براي بيان عقايد خود بهره مي‌بردند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;موسي لئوني براي معتبر کردن کتاب خود، آن را به گذشته‌هاي دور، به حاخامي به نام شمعون بن يوحاي منتسب کرد که گويا در سده دوّم ميلادي مي‌زيست: شمعون بن يوحاي از چنگ رومي‌ها مي‌گريزد، به مدت 13 سال در غاري پناه مي‌گيرد، در اين مدت به عبادت و تفکر مي‌پردازد و سرانجام رازهاي هستي بر او آشکار مي‌شود. موسي به‌کلي منکر تدوين اين کتاب بود و ادعا مي‌کرد که يک زن يهودي و دخترش برخي دستنوشته‌هاي قديمي را در اختيار او نهادند و وي در ميان آنها کتاب ظُهر را يافت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اصالت اين کتاب از همان ابتدا مورد ترديد قرار گرفت و از جمله زن و دختر فوق منکر داستان موسي لئوني شدند. مضمون کتاب و اشارات تاريخي آن نيز قدمت منتسب به آن را مردود مي‌سازد. براي نمونه، بسياري از شخصيت‌هايي که در کتاب ظُهر از آنان ياد شده معاصر شمعون بن يوحاي فوق‌الذکر نبودند. امروزه محققين، اعم از يهودي و غيريهودي، ترديدي ندارند که کتاب ظُهر در فاصله سالهاي 1270 تا 1300 ميلادي تدوين شده و مصنف آن موسي لئوني است.[38&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;انتشار کتاب ظُهر يک‌باره صورت نگرفت. ابتدا برخي يهوديان نامدار، به ويژه تودورس ابولافي، در آثارشان به بخشهاي کوتاهي از ظُهر، به عنوان يک اثر کهن و معتبر و ناياب که گويا تنها در دسترس برخي خواص است، استناد کردند و همگان را تشنه آن نمودند. به‌تدريج و در يک دوره نسبتاً طولاني فصل‌هايي از کتاب ظُهر در محافل کابالي آشکار شد. در سده شانزدهم نسخ دستنويس ظُهر در کانونهاي فرهنگي اروپا پخش شد و سرانجام در سالهاي 1558-1560 به چاپ رسيد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اين کتاب در سده شانزدهم به زبانهاي لاتين و عبري ترجمه و منتشر شد. در سالهاي 1945-1958 متن کامل ظُهر به همراه ترجمه عبري، حواشي و توضيحات و اضافات در 22 جلد در اورشليم به چاپ رسيد. در سالهاي 1933-1934 ترجمه انگليسي متن کامل ظُهر در پنج جلد در لندن منتشر شد. اين ترجمه در سال 1978 تجديد چاپ شد.[39] در سال 2003 دانشگاه استانفورد ترجمه منقحي از کتاب ظُهر در دو جلد منتشر کرد.[40&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کتاب ظُهر مشتمل بر 24 فصل است. بخش عمده اين اثر شرح گفتگوهاي شمعون بن يوحاي با حلقه مريدان و شاگردانش است که در آن مکاشفات خود و رازهاي هستي را فاش مي‌کند. اين فصل‌ها نام‌هايي چون «ايدرا ربا»[41] (مجمع بزرگ)، «ايدرا زوتا»[42] (مجمع کوچک)، «راز درازين»[43] (راز رازها)، «ستري توره»[44] (اسرار تورات) و غيره را بر خود دارد. اين مجموعه شامل حدود دو هزار صفحه چاپي است ولي پيروان فرقه کابالا مدعي‌اند که اين تنها بخش کوچکي از کتاب اصلي است که در گذشته‌هاي دور چهل شتر آن را حمل مي‌کرد. کاباليست‌ها کتاب ظهر را به سان کشتي نوح مي‌دانند که حاملين خود را از توفان نجات مي‌دهد؛ خداوند نخستين بار از طريق شعله آتش خود را بر موسي ظاهر کرد، ولي بر موساهاي پسين از طريق «نور توره» ظهور مي‌کند و آن انکشاف رازهاي «قباله» (کابالا) است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;مفاهيم رازآميز اين کتاب سرشار از پيشگويي درباره سرنوشت و «رسالت الهي» و آينده قوم يهود است. پيشگوييهاي کتاب، از آنجا که به شمعون بن يوحاي در سده دوّم ميلادي نسبت داده مي‌شود، طبعاً حيرت‌انگيز است و اعتماد خواننده را به پيشگوييهاي آينده‌اي که رخ نداده جلب مي‌کند. در کتاب ظُهر وضع کنوني يهوديان «دوران گذار» توصيف شده که سرآغاز دوران ظهور مسيح است. ابتدا موسي ظهور خواهد کرد و راه را براي ظهور دو مسيح خواهد گشود: مسيح بن يوسف و مسيح بن داوود. نام مسيح بن يوسف، که با عيسي بن مريم (ع) انطباق دارد، طبعاً اعتماد مسيحيان را به اين پيشگويي جلب مي‌کرد. مسيح بن داوود نيز همان «مسيح موعود» (ماشي‌يَح) يهوديان است. بدينسان، تصوف کابالا از همان آغاز اين توانايي بالقوه را داشت که به طريقتي مشترک در ميان مسيحيان و يهوديان بدل شود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کابالا و مسيح‌گرايي اروپايي&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;از نيمه دوّم سده پانزدهم ميلادي کاباليست‌هاي يهودي به تدوين برخي رساله‌هاي کابالي منطبق با زبان و فرهنگ مسيحيان دست زدند. اين رساله‌ها در ايتاليا و به ويژه در کانون فرهنگي خاندان مديچي در فلورانس بسيار مؤثر بود. به نوشته دائرة‌المعارف يهود، محافل فرهنگي رنسانس عميقاً باور کردند که در رساله‌هاي کابالي به منابع اصيل و دست اوّل رازهاي کهن هستي دست يافته‌اند؛ رساله‌هاي گمشده‌اي که اينک پديدار شده و به کمک آن نه تنها مي‌توان به اسرار نوشته‌هاي افلاطون و ساير متفکرين يونان باستان پي برد، بلکه رازهاي مسيحيت را نيز مي‌توان شناخت.[45] در سده‌هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي فرقه کابالا در تمامي مراکز مهم قاره اروپا گسترده شد. مورخين دانشگاه عبري اورشليم اين گسترش را به «قدرت خلاقه»، «نيروي معنوي» و «توانمندي رواني» مارانوها (يهوديان مخفي) نسبت مي‌دهند.[46&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;بدينسان، مکتب کابالا به نيروي متنفذ سياسي در ميان مسيحيان بدل شد که بر آرمانهاي مسيحايي و صليبي جديد دامن مي‌زد و طلوع قريب‌الوقوع دولت جهاني اروپاييان را نويد مي‌داد. به تأثير از اين موج، بسياري از متفکران اروپايي به اين نتيجه رسيدند که بايد آرمان ظهور مسيح را با مفاهيم رازآميز شناخت و تنها منبع معتبر براي اين شناخت رساله‌هاي کابالي است. در نتيجه، رويکردي گسترده به فراگيري زبان عبري، به ويژه در ايتاليا، آغاز شد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پيکو ميراندولا از نامدار‌ترين و مؤثرترين چهره‌هاي فکري رنسانس، به عنوان «پدر کاباليسم مسيحي» شناخته مي‌شود. او در عين حال از بنيانگذاران دانش شرق‌شناسي اروپا نيز به شمار مي‌رود. اين به دليل پيوند پيکو با گروهي از يهوديان است که در پيرامون او حضور داشتند. برخي از استادان و دوستان يهودي پيکو عبارتند از يوحنان المانو، فلاويوس ميتريداتس و اليا دلمديگو. به دليل اين پيوندها، پيکو دلا ميراندولا به نخستين چهره‌فرهنگي اروپا بدل شد که به «دانش رازآميز يهود» و رساله‌هاي کابالي شيفتگي داشت. دلمديگو برخي متون عبري را براي پيکو ترجمه کرد. ميتريداتس به وي زبانهاي عربي و آرامي آموخت و براي او تعداد زيادي از رساله‌هاي کابالي را به لاتين ترجمه کرد. مهم‌ترين اقدام پيکو ارائه 900 تز به علماي ديني مسيحي در شهر رم در سال 1486 بود. يکي از اين تزها چنين است: «هيچ علمي چون جادو و کابالا حقانيت مسيح را بر ما ثابت نمي‌کند.» هر چند اين تز پيکو از سوي کليسا مردود شناخته شد، معهذا ادعاها و تبليغات او در جلب توجه مسيحيان به مکتب کابالا بسيار مؤثر بود و رساله‌هايي که دوستان يهودي او، به ويژه ميتريداتس، به لاتين ترجمه کردند به منبع تغذيه فکري کاباليسم مسيحي بدل شد.[47&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;] &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پس از پيکو، يوهانس روشلين، عبري‌شناس نامدار دربار فردريک سوّم، در ترويج کابالا در محافل فکري مسيحيان نقشي برجسته داشت. روشلين در سال 1490 در ايتاليا با پيکو ديدار کرد و تحت تأثير او به کابالا علاقمند شد. روشلين کتابهاي درباره نام‌هاي سحرآميز (1494) و درباره علم کابالا (1517) را نوشت. در اين زمان، پل ريچيوس، يهودي مسيحي شده و پزشک دربار امپراتور ماکزيميليان نيز به نگارش کتابهايي در زمينه کابالا اشتغال داشت.[48] نوشته‌هاي پيکو و روشلين، که دو شخصيت درجه اوّل فرهنگي اروپاي آن روز به شمار مي‌رفتند، تأثير عميقي بر جاي نهاد و توجه محافل اشرافي و فرهنگي اروپا را به اين طريقت جادويي نوظهور جلب کرد.[49&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;] &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در نيمه دوّم سده شانزدهم، عقايد رازآميز کابالي چنان در محافل مسيحي جاذبه داشت که حتي برخي شخصيت‌هاي مهم ديني چون کاردينال اگيديو ويتربو و فرانسيسکو گئورگيوي ونيزي در آثار خود به تکرار مضامين و مفاهيم کابالي پرداختند. در اين زمان، کتاب ظُهر به اثري نامدار بدل شد و ارجاع به آن رواج فراوان يافت. سرانجام، کار بدانجا کشيد که گيوم پاستل فرانسوي، يکي از شخصيت‌هاي متنفذ رنسانس، به ترجمه و انتشار کتاب ظُهر به لاتين دست زد و به همراه آن شرح مفصل خود را نيز انتشار داد. اين در حالي است که ترجمه عبري ظُهر هنوز منتشر نشده بود.[50&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کاباليسم لوريايي&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ربي اسحاق لوريا (1534-1572)، انديشه‌پرداز جديد کاباليسم، در اين زمان پديد شد و کانون اصلي اين مکتب در ايتاليا و در پيرامون لوريا و شاگردانش تمرکز يافت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اسحاق بن سليمان لوريا به يک خاندان سرشناس يهودي تعلق داشت که شاخه‌هاي آن در بسياري از کشورهاي اروپايي و اسلامي گسترده بود. برادر او، مردخاي، پيمانکار مالياتي ثروتمند در فرانسه بود. اسحاق در نوجواني به مصر رفت و مدتي در جزيره‌اي در نزديکي قاهره که به عمو و پدرزنش تعلق داشت زيست. در اين دوران بود که لوريا به انديشه‌پرداز کابالي و يکي از رهبران اصلي اين فرقه بدل شد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;انديشه‌هاي لوريا، در کنار کتاب ظُهر، يکي از دو منبع اصلي فکري کابالا به شمار مي‌رود. هستي‌شناسي جديد کابالي و ترسيم جهان به صورت «عين صوف» کار اسحاق لوريا است. انديشه اسارت «زمزم» (اخگر الهي) به دست «سيترا اهرا» (نيروهاي شيطاني) که بر سرزمين «کليپت»[51] (خلافت/ اسلام) حکم مي‌رانند در اين مفهوم تبلور يافت. فرآيند ديالکتيکي رهايي «زمزم»، که «تيکون»[52] (نوزايي) ناميده مي‌شود، نيز متعلق به لورياست.[53] مفهوم کابالي تيکون، که احتمالاً از «کون» (شدن) در عرفان اسلامي اخذ شده، سراسر تاريخ قوم يهود را به صورت فرايند مسيحايي در راه تحقق مأموريت الهي ترسيم مي‌کند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در انديشه لوريا، زن جايگاهي خاص مي‌يابد. مفهوم «شخينا» در انديشه کابالي پيش‌تر به معني «تجلي روحاني داوود» بود. در کاباليسم لوريايي، اين مفهوم به نمادي مؤنث بدل شد. در ماجراي هبوط «انسان قديم» (آدم کدمن)، که با هبوط قوم يهود انطباق مي‌يابد، نيروهاي شيطاني «ملخ» (ملک، پادشاه) را از «شخينا» يا «صفيرا ملخوت»[54] (ملکه) جدا مي‌کنند. تمامي تکاپوي پسين براي رسيدن به «شخينا» و وصل شدن به اوست. تبديل شخينا به نماد مؤنث و تأويل فرايند عرفاني جدايي و وصل با مفاهيم مشخص جنسي، بعدها در بنياد تصوف جنسي يعقوب فرانک و فرقه‌هاي مشابه در سده بيستم ميلادي قرار گرفت. در مکتب لوريايي کابالا، هبوط آدم تنها به دليل گناه نيست؛ بلکه براي انجام مأموريت الهي معيني است و آن گردآوري اخگرهايي است که در سرزمين «خلافت» فروافتاده و اسير آن شده اند.[55&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پيروان لوريا او را مسيح بن يوسف مي‌دانستند که راه را براي ظهور مسيح اصلي، مسيح بن داوود (سلطان موعود قوم يهود)، هموار کرد.[56] بدينسان، کاباليست‌هاي يهودي و محافل مسيحي متأثر از آنان، که کم نبودند، با انتظار ظهور قريب‌الوقوع مسيح بن داوود به سده هفدهم گام نهادند. در نيمه اوّل سده هفدهم، کانون اصلي اين مسيح‌گرايي در بندر آمستردام متمرکز بود و با اليگارشي ماوراء بحار هلند پيوند تنگاتنگ داشت. در اين زمان، بخش مهمي از تکاپوي چاپخانه‌هاي آمستردام بر اشاعه آرمان ظهور مسيح و افسانه «ده سبط گمشده بني‌اسرائيل» متمرکز بود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در دوران استقرار مرکز فرقه کابالا در آمستردام، فرايند تيکون، يعني جنگ با نيروهاي شيطاني (سيترا اهرا) مستقر در سرزمين «کليپت» (خلافت)، به شدت برجسته شد و جايگاه اصلي را در مکتب کابالا يافت.[57] در اين زمان، کاباليسم به شکلي آشکار به ايدئولوژي جنگ با جهان اسلام بدل شد، «شيطا‌ن‌شناسي» به يکي از اشتغالات فکري دائم رهبران فرقه کابالا بدل گرديد و رساله‌هاي متعدد در اين زمينه انتشار يافت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کاباليسم در خاورميانه و شمال آفريقا&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در سده هفدهم، از طريق افرادي چون حييم بن عطار مراکشي و شالوم (سليم) بن يوسف شبّازي، شاعر نامدار يهودي ساکن يمن، فرقه کابالا در شمال آفريقا و يمن گسترش يافت. در اين دوران در تونس و الجزاير نيز برخي چهره‌هاي سرشناس يهودي رهبري حلقه‌هاي کابالا را به دست داشتند. مردخاي بن موسي ساسون بغدادي در بغداد حلقه متنفذي از فرقه کابالا پديد ساخت که تا سده بيستم در منطقه حضور داشت. اسحاق بن موسي نيز در روستاي حرير (اربيل کردستان) مستقر شد و خاندان حريري را بنيان نهاد. يکي از پسران اسحاق، به نام پيناس، در ماجراي شابتاي زوي شرکت فعال داشت. دو پسر ديگر او، به نامهاي حييم و اسحاق، حاخام‌هاي شهر رواندوز اربيل بودند. اعضاي خاندان حريري در تمامي سده‌هاي هيجدهم و نوزدهم در کردستان فعال بودند و از رهبران فرقه کابالا در بين‌النهرين به شمار مي‌رفتند.[58&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در نيمه دوّم سده هيجدهم، حاخام شلوم شرابي (1720-1777)، که به يک خانواده يهودي مستقر در يمن تعلق داشت، در بيت‌المقدس مستقر شد و به رهبر معنوي فرقه کابالا در شمال آفريقا و به تعبير دائرة‌المعارف يهود «در سراسر مشرق‌زمين» بدل شد. طريقت شرابي به مشرب صوفيان مسلمان شباهت آشکار داشت. در پيرامون او گروهي از شاگردان زبده حضور داشتند که سران فرقه او به شمار مي‌رفتند. بدينسان، بيت‌المقدس به يکي از کانونهاي مهم توليد صوفيان يهودي و تکاپوي آنان در شمال آفريقا و سراسر مشرق زمين بدل شد. با توجه به پيشينه تاريخي و فضاي فکري و سياسي مکتب کابالا، روشن است که اين کانون مي‌توانست تأثيرات جدي بر فرقه‌هاي اهل تصوف داشته باشد و به منبع الهام انواع مدعيان مهدويت در ميان مسلمانان بدل گردد. دائرة‌المعارف يهود مي‌نويسد: «اقتدار تفوق‌آميز اين حلقه به سرعت در تمامي کشورهاي اسلامي تثبيت شد و مواضعي بسيار نيرومند کسب کرد.» طريقت شرابي تا سده بيستم در بيت‌المقدس مستقر بود.[59&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;3-شابتاي زوي و فرقه دونمه&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;فضاي پرهياهوي مسيحايي که در حوالي نيمه سده هفدهم آفريده شد و به انقلاب پوريتاني انگليس و موج گسترده انتقال نيروي انساني به قاره آمريکا پيوند خورد، طبعاً بايد «مسيح» خود را مي‌آفريد. چنين بود که در سال 1665‌شابتاي زوي ظهور کرد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;شابتاي زوي (1626-1676) در بنادر غربي عثماني «ظهور» کرد؛ نخست ادعا کرد که مسيح است ولي مدتي بعد، در زندان عثماني، ادعاي خدايي نمود. کمي بعد به اسلام گرويد. پيروان شابتاي يهودياني بودند که به بازار او رونق مي‌دادند. با گروش شابتاي به اسلام، پيروان يهودي او نيز «مسلمان» شدند و چون مارانوهاي مسيحي فرقه‌اي از يهوديان مخفي را در جهان اسلام بنيان نهادند که «دونمه» ناميده مي‌شوند. سير تکوين ماجراي شابتاي زوي و دعاوي او و ترکيب پيروانش پيش نمونه ظهور سه «پيامبر» دروغين و نامدار ديگر در دو سده‌پسين است: ياکوب فرانک در شرق اروپا، نمود در هند و علي‌محمد باب در ايران&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;شابتاي زوي از حمايت يک پيامبر دروغين به نام ناتان‌غزه‌اي برخوردار بود و درواقع تکاپوي اين دو سناريوي واحدي را رقم زد. نام اصلي ناتان غزه‌اي (1643-1680) آبراهام ناتان لوي است. پدرش حاخامي سرشناس با گرايشهاي کابالي بود و رئيس يهوديان اشکنازي مقيم بيت‌المقدس به شمار مي‌رفت. ناتان در سال 1663 با دختر يک تاجر ثروتمند يهودي مقيم غزه ازدواج کرد و در اين بندر اقامت گزيد. او از اين زمان به مطالعه رساله‌هاي کابالا پرداخت، از مريدان طريقت اسحاق لوريا شد و به مناسک و اعمال رازآميز روي آورد. مدتي بعد مدعي شد که در حال مکاشفه صداي خداوند را شنيده که اعلام کرده شابتاي زوي مسيح بن داوود است و ناتان پيامبر اوست&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;کاباليست‌ها و مروجين مسيحي آرمانهاي مسيحايي آتش اين دسيسه را شعله‌ور مي‌ساختند. آنان «ظهور» شابتاي را تأييدي بر پيشگوييهاي قبلي دال بر ظهور مسيح در سال 1666 ميلادي يافتند. به دليل تبليغات کانون مقتدر زرسالاري يهودي مستقر در آمستردام، از تابستان 1665 داستان خروج شابتاي زوي، آميخته با افسانه‌هاي تحريک‌کننده مسيحايي، از طريق آمستردام در انگلستان و سراسر اروپا پخش شد. گفته مي‌شد «اسباط ده‌گانه بني‌اسرائيل» خروج کرده‌اند، مکّه را تصرف نموده و اکنون با سپاهيان خود در صحراي عربستان عازم اشغال ايران‌اند.[60] از اين زمان نويسندگان يهودي- مارانو و چاپخانه‌هاي هلند و ايتاليا تکاپويي شديد را آغاز کردند؛ در طول سال 1666 ميلادي تبليغات گسترده‌و حيرت‌انگيز انتشاراتي، در مقياس تواناييهاي صنعت چاپ و نشر آن زمان، به سود شابتاي صورت گرفت و رساله‌هاي متعدد به زبانهاي هلندي، انگليسي، آلماني و ايتاليايي درباره خروج شابتاي زوي و کرامات و تعاليم او در سراسر اروپا منتشر شد. تصوير روي جلد برخي از اين رساله‌ها در دائرة‌المعارف يهود مندرج است. براي نمونه، در آلمان تصاويري پخش شد که شابتاي زوي، پادشاه «ده سبط گمشده بني‌اسرائيل»، را سوار بر اسب و ايستاده بر روي تپه‌اي نشان مي‌داد در حالي که در زير پاي او ارتش صليبي در حال هجوم است و ارتش مسلمانان در حال گريز. کمي بعد در آمستردام رساله‌اي منتشر شد که ظهور مسيح را اعلام مي‌کرد. در اين رساله نقاشي از شابتاي زوي مندرج است در حالي‌که بر تخت سلطنت تکيه زده، تاجي بزرگ بر فراز سر اوست و درباريان در پيرامونش ايستاده‌اند. بر روي جلد رساله ديگر (چاپ آمستردام)، که بر آن تصوير تاج شابتاي مندرج است، اين عبارت را مي‌خوانيم: «شابتاي زوي، پادشاه اسرائيل و مسيحِ خداوند يعقوب.» تاريخ چاپ اين رساله «سال اول احياي پيامبري و سلطنت» است.[61&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;چنين بود که ماجراي شابتاي زوي موجي بزرگ را در اروپا پديد ساخت و تعداد کثيري از مردم فقير مسيحي، حتي از طريق فروش خانه و وسايل زندگي خود، گروه گروه راهي زيارت بيت‌المقدس شدند.[62] تحريک فوق‌العاده آرمانهاي مسيحايي در قاره اروپا يکي از دستاوردهاي ماجراي شابتاي زوي است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پس از مدتي، ماجراي شابتاي توجه مقامات دولتي عثماني را جلب کرد و واکنش آنان را بر‌انگيخت. احمد کوپرولو، صدراعظم مقتدر و مصلح عثماني، دستور دستگيري شابتاي را صادر کرد. شابتاي را به استانبول و نزد صدراعظم بردند. احمد کوپرولو ماجراي شابتاي را جدّي نگرفت. او ماهيت سياسي ماجراي شابتاي زوي را درنيافت و آن را يک داعيه ديني متعارف و احتمالاً ناشي از عدم تعادل رواني شابتاي دانست. ادعاي مسيحايي شابتاي در چارچوب فرهنگ و عقايد ديني يهود بود و به مسلمانان ارتباط نداشت. دعوي سلطنت او بر «بني‌اسرائيل» حقير و احمقانه جلوه مي‌کرد. قطعاً شابتاي در ديدار با کوپرولو سلوکي عاجزانه داشت زيرا بر او سخت نگرفتند و تنها وي را حبس کردند. اندکي بعد، شابتاي، داوطلبانه، به اسلام گرويد و در 15 سپتامبر 1666 در حضور سلطان محمد چهارم و اعضاي دربار او اعلام مسلماني کرد. سلطان، که «فردي عميقاً مذهبي بود»، تحت تأثير گروش شابتاي قرار گرفت، ساده‌دلانه نام «عزيز محمد افندي» را بر او نهاد و به وي لقب «کپچي باشي» و مقرري روزانه‌اي به مبلغ 150 پياستر اعطا کرد.[63&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;] &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;شابتاي زوي پس از اعلام مسلماني در آدريانوپول و سپس در استانبول ساکن شد و زندگي دوگانه‌اي در پيش گرفت. او در ظاهر مناسک اسلامي را انجام مي‌داد ولي در خفا يهودي بود. شابتاي اينک در رأس فرقه‌اي از يهوديان مخفي جاي داشت که به تأسي از او به اسلام گرويده بودند. دائرة‌المعارف يهود مي‌نويسد: «همگي آنان يهوديان پنهاني بودند که به‌مثابه يک گروه جنگجويان مخفي عليه خليفه عمل مي‌کردند.»[64] شابتاي زوي در مراسم پنهاني فرقه، که داراي صبغه کاملا يهودي بود، حضور مي‌يافت و نمايندگان و سخنگويان اصلي او، و در رأس آنها ناتان غزه‌اي، رسماً يهودي بودند.[65] شابتاي زوي، که اينک مورد علاقه و لطف سلطان بود، با فرقه‌هاي دراويش مسلمان عثماني نيز رابطه برقرار کرد؛ با تلاش او و اعضاي فرقه‌اش آداب و عقايد جديدي در ميان برخي از فرقه‌هاي دراويش شکل گرفت که آميخته‌اي از تصوف سنتي اسلامي و عقايد و مناسک يهودي بود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;مناسک فرقه شابتاي آميخته با هرزگي جنسي بود. بعدها، اين گرايش در فرقه ياکوب فرانک بارزتر شد. پس از مدتي راز تکاپوي فرقه شابتاي آشکار شد و در اوت 1672 شابتاي زوي و برخي از پيروانش به دليل ترويج هرزگي جنسي در ميان مسلمانان دستگير شدند. در ژانويه 1673، احمد کوپرولو شابتاي و سران فرقه‌اش را به منطقه دولسينو در آلباني تبعيد کرد. در دوران تبعيد شابتاي نيز پيروان او در کسوت مسلمانان به زيارتش مي‌رفتند. در 17 سپتامبر 1676، شابتاي زوي در پنجاه سالگي در آلباني درگذشت.[66&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اعلام مسلماني شابتاي زوي نه تنها ناتان را در غزه ساکت نکرد، بلکه او با همان حدت و شدت پيشين به اعلام «مکاشفات» و انجام رسالت «پيامبري» خود ادامه داد. ناتان غزه‌اي با اتکاء به پشتوانه‌اي غني از متون عبري و نمونه‌هاي فراوان از تاريخ قوم يهود، انديشه‌پرداز اين موج جديد شد و راه آينده را به روشني به پيروان شابتاي نشان داد. به نوشته دائرة‌المعارف يهود، شابتاي زوي انديشه‌پرداز نبود و تفکر منسجم نداشت؛ اين ناتان بود که به جعل يک مکتب از عقايد منتسب به شابتاي دست زد؛ مکتبي که تداوم کاباليسم پيشين به شمار مي‌رود.[67] در زمان مرگ شابتاي، ناتان در صوفيه بود. او به سيروسياحت در اروپا پرداخت و چنين تبليغ کرد که شابتاي نمرده، بلکه از نظرها پنهان شده و به هجرتي رازآميز در «انوار آسماني» رفته و زماني که «خداي اسرائيل» مشيت کند بار ديگر ظهور خواهد کرد. ناتان غزه‌اي در 11 ژانويه 1680، سه سال پس از شابتاي، در مقدونيه درگذشت.[68&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;نظريات ناتان غزه‌اي جامه ايدئولوژيکي است بر سياست نفوذ به درون ساختار سياسي و اقتصادي و فرهنگي سرزمين‌هاي مسلمان و تسخير آن از درون. پس از اعلام مسلماني شابتاي، ناتان غزه‌اي توجيه نظري اين دگرگوني را آغاز کرد. او اعلام کرد که گروش شابتاي به اسلام انجام يک «مأموريت» (رسالت) جديد است و هدف از آن «برافروختن اخگر مقدس در ميان کفار [مسلمانان] است.» دائرة‌المعارف يهود هسته اصلي نظريه‌پردازي ناتان را چنين بيان مي‌دارد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;رسالت اصلي ملت يهود افروختن اخگرهاي مقدسي است که در روح آنان وجود دارد. ولي اخگرهايي وجود دارد که افروختن آن تنها کار مسيح است. لذا، مسيح (شابتاي زوي) براي انجام اين رسالت به «قلمرو خليفه» وارد شده؛ «ظاهراً در برابر او تسليم شده ولي درواقع در حال انجام واپسين و دشوارترين بخش مأموريت خود است و آن تسخير خليفه از درون است. او براي انجام اين مأموريت مانند يک جاسوس عمل مي‌کند که به درون سپاه دشمن اعزام شده»؛ اين «مبارزه‌اي در درون سرزمين شيطان است.»‌بنابراين، مسلمان شدن شابتاي به معني ارتداد از دين يهود نيست بلکه بغرنج‌ترين چهره مأموريت مسيحايي اوست. به نوشته دائرة‌المعارف يهود، بدينسان ناتان غزه‌اي «الهيات شابتايي» را توسعه بخشيد و «بنيادهاي ايدئولوژي» پيروان شابتاي را «براي يکصد سال آينده» پي ريخت.[69] به اين دليل است که منابع يهودي مکتب جديدالاسلامي شابتاي را «ارتداد رازگونه»[70] مي‌خوانند؛ يعني آن‌گونه ارتداد از دين يهود که راز و رمزي در آن نهفته است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;تعداد يهودياني که در سال 1666به پيروي از شابتاي زوي اعلام مسلماني کردند دويست خانوار ذکر شده است که به‌طور عمده در ادرنه (آدريانوپول)، در پيرامون شابتاي، مستقر شدند.[71] در سال 1683 موج بزرگ ديگري از اعلام اسلام در ميان يهوديان مقيم عثماني رخ داد و تعداد آنها تنها در بندر سالونيک به 300 خانوار رسيد.[72] اين جديدالاسلام‌ها از حمايت برخي حاخام‌هاي برجسته برخوردار بودند. رهبري اين گروه با يوسف فيلسوف، حاخام سالونيک و پدرزن شابتاي زوي، و سليمان فلورنتين بود.[73&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;يهوديان فوق «دونمه» نام گرفتند که به معناي «برگشته» يا «جديدالاسلام» است. از سده هيجدهم، پيروان شابتاي زوي در يمن، ايران، عثماني و شمال آفريقا پراکنده‌شدند.[74] بزرگترين مراکز زندگي دونمه‌ها شهرهاي سالونيک، ازمير و استانبول بود. به‌نوشته دائرة‌المعارف يهود، از اوايل سده هيجدهم، دونمه‌ها متهم به هرزگي جنسي بودند. معهذا، «ترديدي نيست که طي چند نسل آميختگي [هرج ‌و ‌مرج] جنسي[75] در ميان آنان رواج داشته است. در اشعار يهودا لوي تووا (درويش افندي)، که در سال 1960 منتشر شد، دفاعيات جسورانه‌اي به سود الغاء محدوديت‌هاي جنسي مندرج است.» دونمه‌ها جشن ويژه‌اي موسوم به «جشن بره»[76] دارند که طي آن به اجراي برخي «مناسک جنسي» مي‌پردازند.[77&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;فرقه فرانک و پرستش جنسي&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در حوالي نيمه سده هيجدهم از درون فرقه رازآميز کابالا و بر بنياد ميراث شابتاي زوي و ناتان غزه‌اي فردي به‌نام ياکوب فرانک ظهور کرد و فرقه‌اي را بنياد نهاد که به «فرانکيست»‌شهرت يافته است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;يعقوب بن يهودا ليب، که با نام ياکوب فرانک (1726-1791) شهرت دارد، به يک خانواده ثروتمند تاجر و پيمانکار يهودي ساکن اوکرائين تعلق داشت و همسرش نيز از يک خانواده ثروتمند تاجر بود. فرانک در جواني به طريقت کابالا جذب شد، کتاب ظُهر را خواند و به عضويت فرقه شابتاي زوي درآمد. در دسامبر 1755، فرانک از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو حاخام راهي زادگاه خود شد. فرانک در رأس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي کمي بعد، در ژانويه 1756، کارش به رسوايي کشيد. زماني که فرانک و پيروانش در يک خانه دربسته مشغول اجراي مناسک جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند، به علت باز شدن تصادفي پنجره‌ها، مردم مطلع شدند و تمامي آنان را دستگير کردند. مقامات شهر ياکوب فرانک را آزاد کردند زيرا گمان بردند وي تبعه دولت عثماني است. فرانک به عثماني بازگشت و مدتي به ظاهر مسلمان شد. کمي بعد، بار ديگر به پودوليا رفت و رهبري فرقه شابتاي را در گاليسيا، اوکرائين و مجارستان به دست گرفت. مدتي بعد، ياکوب فرانک و صدها تن از پيروان يهودي او گروه گروه به مسيحيت (مذهب کاتوليک) گرويدند. مقامات اسقفي منطقه نيز با خشنودي آنان را به سلک مسيحيت پذيرفتند.[78] دائرة‌المعارف يهود مي‌نويسد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در سالهاي 1756-1760 بخش بزرگي از پيروان ياکوب فرانک به مذهب کاتوليک گرويدند و فرقه‌اي مشابه دونمه‌را در لهستان تشکيل دادند. آنان تنها در ظاهر کاتوليک بودند.[79&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;دائرة‌المعارف يهود به صراحت فرقه فرانکيست را «يک فرقه مخفي يهودي» مي‌خواند.[80&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;مسيحي شدن فرانک سبب جلب برخي مسيحيان لهستان و شرق اروپا به اين فرقه شد. گردانندگان فرقه فرانک در لهستان و روسيه يهوديان ثروتمند و تحصيل‌کرده، گروهي از حاخام‌هاي جوامع کوچک يهودي و برخي از آنان پسران سران جوامع يهودي شرق اروپا بودند. بخش مهمي از اعضاي فرقه ميهمانخانه‌دارها و ميخانه‌دارهاي يهودي بودند. در موراويا و بوهم، تعدادي از اعضاي خاندانهاي اشرافي و ثروتمند مسيحي به اين فرقه گرويدند.[81] بايد افزود که پيروان ياکوب فرانک در آن زمان به عنوان فرقه شابتاي زوي شناخته مي‌شدند و خود آنان نيز خويش را «مؤمنين»، يعني پيروان شابتاي زوي، مي‌خواندند. نام «فرانکيست» از سده نوزدهم به ايشان اطلاق شد.[82&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;به رغم گروش ظاهري فرانک و پيروانش به مسيحيت، تکاپوي فرقه فوق نارضايي مردم را برانگيخت و در پي فاش شدن برخي عمليات جنسي آنان، در فوريه 1760 مقامات دولتي فرانک را در شهر ورشو دستگير کردند. ياکوب فرانک به مدت 13 سال محترمانه به يک قلعه در چکسلواکي تبعيد شد. از سال 1762 همسرش نيز به او پيوست. در اين دوران، پيروان کثير او به ديدارش مي‌رفتند و مراسم خود را، که آميخته با عمليات جنسي بود، در داخل قلعه و بيرون از آن انجام مي‌دادند.[83&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;فرانک پس از آزادي به شهر برنو (منطقه موراويا) رفت و در نزد دخترعموي خود، که همسر يک تاجر ثروتمند يهودي بود، اقامت گزيد. شهر برنو از سده هفدهم يک کانون مهم يهودي‌نشين بود. در اين زمان، ياکوب فرانک از ميان پيروان خود در شهر برنو يک سازمان مسلح ايجاد کرد که اعضاي آن اونيفورم‌هاي نظامي مي‌پوشيدند و تعليمات نظامي مي‌ديدند. اينک ياکوب فرانک فرد مهمي به شمار مي‌رفت، تا بدان حد که در مارس 1775 به وين سفر کرد و از سوي امپراتور و وليعهد هابسبورگ مورد پذيرايي قرار گرفت. به نوشته دائرة‌المعارف يهود، علت اين رابطه قولي بود که فرانک به امپراتور داده بود که از طريق اعضاي سازمان سرّي خود بخش‌هايي از سرزمين عثماني را تجزيه کند. از آن پس اعضاي به ظاهر مسيحي فرقه فرانک به‌طور ناشناس به عثماني مي‌رفتند و به ويژه در سالونيک با دونمه‌هاي به ظاهر مسلمان رابطه استوار داشتند.[84&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;منبع مالي ياکوب فرانک، که درباري باشکوه و ارتشي مسلح و مجهز بر پا کرده بود، ناشناخته است. اين در حالي است که او در برنو صدها مريد مسلح داشت که به هيچ کار و حرفه‌اي اشتغال نداشتند و تمام وقت در خدمتش بودند.[85] روشن است که ياکوب فرانک از يک منبع غني مالي، بجز پيروانش، تغذيه مي‌شد زيرا در سال 1784 براي مدت کوتاهي دريافت پول از اين منبع قطع شد و او در وضع مالي دشواري قرار گرفت.[86&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;آئين فرانک بر پرستش سه‌خدا استوار است: «خداي خوب»، «برادر بزرگ» و «زن باکره». «خداي خوب» ياکوب فرانک همان «اتيکه کديشه» (علت نخستين) در مسلک شابتاي زوي، است. «برادر بزرگ» همان «خداي اسرائيل» است که شابتاي زوي و ياکوب فرانک پيامبران اويند. «خداي اسرائيل» سرانجام ياکوب فرانک را فرستاد و وي با مجسم ساختن پرستش زن، ضلع گمشده اين تثليث، رسالت خود را به پايان برد.[87] «پرستش زن» بيان عريان همان نمادهايي است که پيش‌تر، در مکتب کابالاي اسحاق لوريا، از طريق تبديل «شخينا» به نماد مؤنث پديد آمده بود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;برگزاري مناسک جنسي از سوي اعضاي فرقه فرانک امري مسلم و قطعي است. مورخين دانشگاه عبري اورشليم مي‌نويسند اعضاي اين فرقه «در جشن‌هاي خود به عياشي‌هاي جنسي مي‌پرداختند.»[88] يکي از مراسم آنان «پرستش بانو» نام داشت. در اين مراسم همسر فرانک، و پس از مرگ او دخترش، اِوا، در برابر پيروان مجذوب ظاهر مي‌شدند و مورد پرستش قرار مي‌گرفتند. فرانک در اواخر عمر شايع کرد که اين دختر فرزند نامشروع کاترين کبير، ملکه مقتدر روسيه، است که به‌طور ناشناس تحت سرپرستي او قرار گرفته. اين شايعه چنان رواج يافت که حتي برخي مقامات عالي‌رتبه امپراتوري روسيه نيز آن را باور کردند و گمان بردند که به راستي دختر فرانک از خاندان تزار است.[89&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پس از مرگ ياکوب فرانک، يکي از برادرزاده‌هاي او به نام جونيوس فري رهبري فرقه را به دست داشت. او کمي بعد رهبري فرقه را به اوا فرانک واگذارد و خود به فرانسه رفت. اين مقارن با انقلاب فرانسه است. جونيوس فري در کسوت انقلابيون در آمد و به يکي از سران کلوپ ژاکوبن‌ها بدل شد.[90] اوا فرانک تا زمان مرگ (1816) رهبر فرقه فرانک بود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در سده‌هاي نوزدهم و بيستم ميلادي، فرقه فرانک به صورت يک سازمان سرّي به حيات خود ادامه داد؛ اعضاي آن «به ظاهر» به‌طور دقيق آداب کاتوليکي را اجرا مي‌کردند و در محل زندگي خود به عنوان مسيحيان مؤمن شناخته مي‌شدند. (دائرة‌المعارف يهود تعبير «به ظاهر» را به کار برده که نشانگر تداوم يهوديت در فرانکيست هاست.)[91] اعضاي فرقه، چون دونمه هاي عثماني، تنها در ميان خود ازدواج مي‌کردند. بدينسان، به نوشته دائرة‌المعارف يهود، «يک شبکه گسترده خانوادگي» از فرانکيست‌ها پديد شد؛ آنان فرزندان‌شان را طبق روش خود پرورش مي‌دادند و با تاريخ و سنن فرقه آشنا مي‌کردند. اعضاي اين فرقه، به سان ماسونها، يکديگر را «برادر» مي‌خوانند.[92] فرانکيست‌هاي لهستان، مانند دونمه‌هاي عثماني، در دوران بي‌ثباتي سياسي اين کشور از موقعيت بهره جستند و برخي از آنان عناوين اشرافي براي خود به دست آوردند.[93] برخي از خانواده‌هاي فرانکيست مقيم امپراتوري اتريش نيز به صفوف اشرافيت اتريش راه يافتند.[94] در سده نوزدهم بسياري از آنان به مقامات عالي سياسي لهستان رسيدند. سازمان سرّي فرانکيست‌لهستان با دونمه‌هاي عثماني رابطه نزديک داشت.[95] کانون ديگر فرقه فرانک در شهر ورشو (چکسلواکي) بود. فرانکيست‌ها در اين شهر به احداث کارخانه‌هاي متعدد دست زدند و در سازمانهاي ماسوني آن تکاپويي گسترده داشتند.[96&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;] &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در سالهاي 1848-1849 تعداد زيادي از خانواده‌هاي فرانکيست به ايالات متحده آمريکا مهاجرت کردند. به نوشته دائرة‌المعارف يهود، حتي تا به امروز نيز برخي از اعضاي فرقه فرانک تصوير مينياتور اوا فرانک، دختر ياکوب، را به گردن خود مي‌آويزند.[97&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;-------------------------------------------------------------------------------------------&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;پي نوشت&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;1. Elizabeth Taylor&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;2. Barbara Streisand&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;3. Diane Keaton&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;4. Demi Moore&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;5. Stella McCartney&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;6. Britney Spears&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;7. Ashton Kutcher&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;8. Winona Ryder&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;9. Roseanne Barr&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;10. Mick Jagger&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;11. Paris Hilton&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;12. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ثروت خانواده هيلتون حدود 600 ميليون دلار تخمين زده مي‌شود که 28 ميليون دلار آن سهم خانم پاريس هيلتون است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;13. David Beckham&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;14. Kabbalah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;15. Kabbalists&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;16. H. P. Blavatsky, The Theosophical Glossary, London: Theosophical Publishing Society, 1892. p. 168; Arthur Lillie, Madame Blavatsky and Her Theosophy, London: Swan Sonnenschein &amp;amp; Co., 1895, p. 194.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;17. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;جنبشي مذهبي و فرهنگي در دين يهود که در سده دوّم هجري/ هشتم ميلادي پديد شد. رهبري اين جنبش با عنان بن داوود بود. عنان در حوالي سالهاي 135-159 ق./ 754-775 م.، مقارن با خلافت منصور عباسي، مي‌زيست و ساکن بغداد بود. پيروان او در آغاز به «عنانيه» شهرت داشتند و سپس «قرائيون&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;» (Karaites) &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;نام گرفتند. يهوديان به آنان «بني‌مخرا» يا «بيله مخرا» (طايفه مخرا) مي‌گفتند. «مخرا» به معني «کتاب مقدس» است. علت آن است که ايشان تنها منبع شناخت و سلوک ديني را متون اصيل و اوليه ديني مي‌دانستند و منکر سنن شفاهي بودند که حاخاميم يهودي در سده‌هاي اخير رواج داده بود. در سده‌هاي هفدهم و هيجدهم کانون اصلي قرائيون به کريمه و ليتواني انتقال يافت. در اواخر سده هيجدهم سرزمين‌هاي فوق به امپراتوري تزاري روسيه منضم شد. در زمان نيکلاي اوّل، رهبران قرائي به نزد مقامات تزاري رفتند و اعلام نمودند که آنان، برخلاف يهوديان حاخامي، مردمي صنعت‌گر و درستکار و از نظر سياسي اتباعي وفادارند. اين تمايز مورد توجه بيشتر دولتمردان روس قرار گرفت و در سال 1863 به قرائيون حقوق کامل شهروندي روسيه اعطا شد. در سال 1932 تعداد قرائيون روسيه ده هزار نفر گزارش شده که بطور عمده در کريمه ميزيستند. در اين زمان حدود دو هزار نفر قرائي نيز در خارج از روسيه بودند: لهستان، استانبول، فلسطين، قاهره و عراق. در سال 1970 تعداد قرائيون ساکن اسرائيل هفت هزار نفر گزارش شده که به‌طور عمده در رمله سکونت دارند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;18. Judaica, 1971, vol. 10, p.1047.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;19. Sefer Yezirah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;20. Sefer ha-Bahir&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;21. Shekhinah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;22. Hokhmah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;23. Kodesh&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;24. Nefesh&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;25. Nefesh Medabberet&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;26. Nefesh Sikhlit&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;27. Nefesh Hayyah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;28. Ruah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;29. Kabbalah iyyunit&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;30. Kabbalah ma asit&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;31. Demonology&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;32. Messianism&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;33. Ein-Sof&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;34. Judaica, vol. 6, p. 535; vol. 9, pp. 35-36; vol. 10, p. 523.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;35. Reconquista&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;36. Judaica, vol. 12, pp. 774-775; H. H. Ben-Sasson [ed.], A History of the Jewish People, Harvard University Press, 1976, p. 499.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;37. Sefer ha-Zohar&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;38. Judaica, vol. 5, p. 1478; vol. 16, pp. 1208-1209.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;39. Harry Sperling, Maurice Simon, Paul Philip Levertoff (Translators), The Zohar, Introduction by J. Abelson, London, England: Soncino Press, 1933—1934, 5 vols., reprinted 1978. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;40. The Zohar: Pritzker Edition, translated with commentary by Daniel C. Matt, Stanford University Press, 2003, 2 vol (536 pp. + 496 pp., $ 90.00)&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;در آدرس زير ميتوان به بخشهايي از کتاب ظُهر دست يافت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;http://www.sacred-texts.com/jud/tku/index.htm&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;41. Idra Rabba&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;42. Idra Zuta&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;43. Raza de-Razin&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;44. Sitrei Torah&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;45. Judaica, vol. 10, p. 643.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;46. Ben-Sasson, ibid, p. 695.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;47. Judaica, vol. 10, pp. 643- 644; vol. 13, pp. 500-501.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;48. ibid, vol. 14, p. 110.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;49. ibid, vol. 10, p. 644.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;50. ibid, p. 645.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;51. Kellipot&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;52. Tikkun&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;53. ibid, vol. 10, p. 547.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;54. Shekhinah, Sefirah Malkhut&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;55. ibid, p. 619.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;56. ibid, p. 548.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;57. ibid, p. 551.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;58. ibid, vol. 7, p. 1339; vol. 10, pp. 552-554.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;59. ibid, vol. 10, pp. 553-554; vol. 14, pp. 1307-1308.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;60. ibid, vol. 14, p. 1226.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;61. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;بنگريد به تصاوير مندرج در&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;Judaica, vol. 14, pp. 1225, 1229, 1243.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;62. ibid, p. 1234.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;63. ibid, p. 1237.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;64. ibid, p. 1239.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;65. ibid, p. 1240.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;66. ibid, pp. 1240-1241.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;67. ibid, p. 1241.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;68. ibid, vol. 12, pp. 863-866; vol. 14, pp. 1239, 1241.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;69. ibid, vol. 14, p. 1238.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;70. Mystical Apostasy&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;71. ibid, p. 1239.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;72. ibid, p. 1245.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;73. ibid, p. 1244.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;74. ibid, p. 1221.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;75. Sexual Promiscuity&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;76. Hag ha-Keves (Festival of the Lamb)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;77. ibid.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;78. ibid, vol. 7, pp. 55-58.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;79. ibid, vol. 14, p. 1252.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;80. ibid, vol. 7, p. 68.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;81. ibid, p. 65.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;82. ibid, p. 58.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;83. ibid, pp. 65-66.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;84. ibid, p. 67.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;85. ibid.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;86. ibid.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;87. ibid, vol. 14, p. 1252.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;88. Ben-Sasson, ibid, p. 768.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;89. Judaica, vol. 7, pp. 67-68.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;90. ibid, p. 68.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;91. ibid, vol. 7, p. 66.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;92. ibid, p. 69.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;93. ibid, p. 66.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;94. ibid, p. 68.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;95. ibid, p. 71.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;96. ibid, p. 68.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;97. ibid, p. 71.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=left&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نويسنده: عبدا... شهبازي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=left&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;منبع&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;: http://www.shahbazi.org 6/4/1383&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-layout-grid-align: none; mso-pagination: none&quot; align=left&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Apr 2007 12:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از میکی موس تا آرماگدون</title>
<link>http://analizehagigat.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=tit&gt;&lt;B&gt;از ميكي موس تا آرماگدون!&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=blogPost&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Apr 2007 12:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=analizehagigat&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>analizehagigat</dc:creator>
<guid>http://analizehagigat.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
