سلام مطلبی که می خوام بهش بپردازم در باره شهادت شهید مطهری هست
همه ما تابحال با این جمله که ترور شهید مطهری یک ترور کور بود مواجه شدیم ولی ایا تابحال به این فکر کردیم که ایا واقعا این یک ترور کور بود یا نه؟
برای اینکه این موضوع روشن بشه مجبورم یک بحث تاریخی رو مطرح کنم:
همون طور که میدونین در طول سالیان سال حتی در زمان خود پیامبر (سلام الله علیه) قشری از یهودیان بطور مخفیانه در بدنه حکومت اسلامی نفوذ کرده بودند وهمواره درصدد ضربه زدن به اسلام بودند
واین قشر بعد از شهاد ت پیامبر دست بکار شدند وحکومت را ازوصی بحق پیامبر غصب کردند وبعد ترتیبی دادند تا حضرت علی علیه السلام خانه نشین شود وبمرور از اذهان مردم بفراموشی سپرده شود
درسته که حضرت ازکارهای حکومتی بدور بود ولی این باعث نشد که حضرت دست بر روی دست بگذارد بلکه ایشان شروع به تربیت قشری از صحابه وافرادی که در جامعه مورد احترام و جایگاه بودند ،کردند .
واین کار حضرت ۲۵ سال بعد نتیجه داد پس از مرگ خلیفه سوم مردم دچار حیرانی وسر در گمی شدند در اینجا ان یاران تربیت شده امام که هر کدام دارای مقام و منز لتی بزرگ در اجتماع بودند بهمراه یاران مریدان وقوم وخویش خود براه افتادند وضمن همراه کردن مردم به در خانه حضرت امدند وایشان را بر مسند خلافت نشاندند.
در این هنگام ان قشر یهودی دیدند ناگهان پس از ۲۵ سال باز خلافت بدست وصی حقیقی افتادپس سریعا ریشه یابی کردند که چه شد که مردم باز بعد از ۲۵ سال به علی رو اوردند وبعد از تحقیقات به این نتیجه رسیدند که برنامه بلند مدت حضرت یعنی تربیت عده ای از خواص بوده که نبض جامعه را دست گرفته وبه این سمت هدایت کرده .پس به این نتیجه رسیدند که اگر این قشر تربیت شده را از بین ببرند مجددا حضرت به زمین خواهد خورد
پس شروع به از بین بردن این خواص کردند .
ابتدا جنگ جمل را براه انداختند وعده بسیاری از اصحاب حضرت را به شهادت رساندند
سپس جنگ صفین را براه انداختند .
در جنگ صفین یکی از ظرایف کار حضرت نمایان شد وان این بود:
مردم کوفه که بدنه اصلی لشگر اسلام را تشکیل می دادند حاضر بجنگ نمی شدند در این هنگام حضرت یکی از صحابه (عمار یاسر)را بسوی انان فرستاد.
ان فرستاده به انها گفت که از حضرت رسول شنیدم که می گفت حق با علی است علی با حق واین دو از هم دیگر جدا نمی شوند وبه این ترتیب بود که چون ان فرستاده در نزد مردم کوفه جایگاه مهمی داشت انان حاضر به جنگ شدند .
ولی درطول جنگ ان فرستاده شهید شد واین درست درهنگامی بودکه معاویه درحال شکست بود و درهمین حال خدعه قران بر سر نیزه کردن پدیدار شدو کوفیان دست از جنگ کشیدند: که ما برای اعتلای قران می جنگیدیم و این نیز الحمد الله بوقوع پیوست در این هنگام هر چه حضرت گفتند که این فریب ونیرنگ هست انها قبول نکردند وحتی بروی حضرت شمشیر کشیدند وگفتند اگر دست از جنگ نکشی شما را به شهادت می رسانیم واین در حالی بود که اگر ان صحابه زنده بود به حرف او عمل می کردند واین چنین شد که دوباره حضرت را خانه نشیسن کردند
هنوز نیز روند ازبین بردن خواص حضرت ادامه داشت تا انجا که تقریبا برای حضرت یاری باقی نماند وهنگامی ایشان در صبح۱۹ رمضان برای نماز خواندن به مسجد رفتند حتی چند یار نداشتند تا در صف اول بایستند واز ایشان محافظت بنمایند
بله این چنین بود که نگذاشتند حضرت کاری از پیش ببرد.
بزمان حال برگردیم زمانی ایران مهمترین متحد امریکا واسرائیل بشمار می رفت ولی دیری نپائید که حکومت از دست شاه خارج شد وبه سیدی از اولاد پیامبر رسید
قشر نفوذی که تجربه ای خوب از گذشته بهمراه داشت باز همان دستور العمل را بکار گرفت وشروع به از بین بردن خواص انقلاب کردند .
وچه بسیار دقیق وسنجیده شروع کردند ابتدا موتور خلاق انقلاب یعنی شهید مطهری را ترور کردند وسپس کسانی چون باهنر مفتح بهشتی و...
ولی چه شد که از اینکار نتیجه ای نگرفتند؟
چون همان تجربه ای را که انان داشتند ما هم داشتیم .
رمز ان جمله امام که فرمودند یاران من اکنون در قنداقه ها خوابیدند نیز در همین بود زیرا این شهیدان والا مقام از سالها قبل از پیروزی انقلاب،کار خود را شروع کرده بودند وطرز تفکر شان را در اذهان مردم نهادینه کرده بودند.
پس نه تنها نمی توان گفت ترور شهید مطری یک ترور کور بود بلکه باید گفت که یک ترور کاملا سنجیده بود .