تبليغاتX
صهیونیزم و ادیان
تلاش برای فتح جهان
اظهارات هفته گذشته پاپ بنديك شانزدهم، بيش از همه، استادان الهيات هوادار گفت‌وگوي اديان را دلگير كرده است، زيرا آنان بر اين باورند كه زيان چنين موضعگيري‌هايي، بيش از همه به تلاش‌هاي معطوف به همگرايي اديان لطمه وارد مي‌كند.

بنا بر اين گزارش، ‌پروفسور «هانس كوچلر»، رئيس گروه فلسفه دانشگاه اينسنبروک اتريش و رئيس سازمان گسترش بين‌المللي، از جمله اين افراد است.او در ارائه نظریه گفتگوی تمدن ها سالها پیش بر طرح این نظریه در ایران تقدم داشته است.
وي با انتشار مقاله‌اي علمي كه نسخه‌اي از آن در اختيار «بازتاب» قرار گرفته، ضمن توصيه پاپ به خواندن يك مقاله درباره اسلام، اشتباهات فاحش وي در سخنراني اخيرش را تبيين كرده است.

‌پروفسور هانس كوچلر نوشته‌ است: پاپ در سخنان اخيرش قصد داشت تا مطابقت مسيحيت با منطق را درست مانند فلسفه يونان توضيح دهد. او متأسفانه اين كار را به قيمت تعريض به اسلام و پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص)، انجام داد كه موجب زنده شدن عقايد ضداسلامي قرون وسطي شد.
با توجه به افزايش تنش‌هاي بين اسلام و غرب، ارجاع و تفسيرهاي غلط و يك‌جانبه او از اسلام و سخنان خصومت‌آميزش عليه پيامبر (ص)، سخنان او را تنها مي‌توان فسادآميز دانست كه تلاش‌هاي رهبران پيشين را نيز براي گفت‌وگوي بين دو آيين و تمدن بزرگ جهان، زير سؤال برد.

به عنوان يك دانشجوي تئولوژي، معتقدم كه پاپ از چندين مورد درباره اسلام در اشتباه است. براي مثال؛ او به آيه 256 سوره آل‌عمران در قرآن «لا اكراه في الدين» ارجاع داده و از آن به عنوان آيه‌‌اي ارجاع داده كه در اوايل پيامبري ايشان و زماني نازل شده كه ايشان هنوز قدرتي نداشته و تحت تهديد بوده‌اند، اما اين درست نيست. درواقع اين سوره به سال‌هاي حدود 624 يا 625 ميلادي بازمي‌گردد كه پيامبر هم بسيار قدرتمند بوده و شهر مدينه را در اختيار داشته است. همچنين برداشت او از جهاد نيز نادرست است و معناي اصلي آن را كه تلاش براي دستيابي تكامل انساني است و مبارزه يكي از راه‌هاي آن است، ناديده گرفته است.

متأسفانه پاپ بنديكت به عنوان رئيس كليساي كاتوليك رم، باعث احياي روح جنگ‌هاي صليبي و تحريك امت اسلام شد. با اين روند به نظر نمي‌رسد كه وي بتواند در گفت‌وگوي تمدن‌ها شريك قابل اعتمادي باشد؛ امري كه او ديگر اديان را به آن دعوت مي‌كند.
او در سخنراني‌اش قصد داشت تطابق منطق و ايمان را بررسي كند كه محور آن نيز فلسفه يونان بود؛ فلسفه‌اي كه توسط متفكران اسلامي قرون وسطي وارد اروپاي مسيحي شد. چيزي كه او تقابل پيام‌هاي كتاب مقدس و تفكر يوناني مي‌دانست، دقيقا نتيجه تأثير فلاسفه اسلامي بر تفكر اروپا در زماني بود كه مسيحيان اروپايي، چيزي از فلسفه يونان نمي‌دانستند.

در تمام سخنراني پاپ، تمايل به اين امر وجود داشت كه اسلام را در تقابل با منطق و فلسفه قرار دهد. حال آن كه از ديدگاه فلسفي، مفهوم اسلامي خدا با توجه به توحيد و وحدانيت، بسيار روشن‌تر از دكترين كليساي كاتوليت در مورد تثليث است كه به سختي مي‌توان آن را از شرك و بت‌پرستي جاهلي جدا كرد. در اين باب، تئولوژي اسلامي، بسيار بهتر مي‌تواند منظور پاپ در مورد عقلانيت و منطق را محقق كند تا دكترين كليسا. پذيرش فلسفه يونان در تفكر اسلامي و تفسير غني آن نيز دليل ديگري بر اين امر است.

جداي از جوانب علمي اين روند، پاپ در مورد خشونت‌هاي اعمال شده زير لواي نام خداوند نيز در اشتباه است. او در حالي به خشونت‌هاي رخ داده در امپراتوري بيزانس به نام اسلام اشاره كرده كه خشونت‌هاي مورد استفاده كليساي كاتوليك رم را در طول صدها سال عليه مسلمانان و ديگر عقايد ناديده گرفته است. او با مطرح نكردن بحث جنگ‌هاي صليبي و گرويدن‌هاي اجباري، بحث خود را زير سؤال و اعتبار كليساي كاتوليك را نيز در قرن 21 از بين برد. علاوه بر اين، اصطلاح «جنگ مقدس» كه پاپ آن قدر بر آن تأكيد داشت، واژه‌اي اسلامي نيست. ترجمه «جهاد» به جنگ مقدس، كاملا گمراه‌كننده است. از نظر ادبي، جنگ مقدس، ترجمه واژه لاتين «bellum sanctum» است كه در قرون وسطي براي جنگ مسيحيان عليه اعراب از آن استفاده مي‌شد. اين واژه سال‌ها جزئي از دكترين كليساي كاتوليك بوده است.

در اين سخنراني كه راجع به عقلانيت و تطابق آن با ارزش‌هاي اعتقادي به وسيله صلح بود، پاپ تنها به طور كلي به مسئله اعمال دكترين حقوق بشر و ارزش‌هاي غربي بر جهان اسلام به وسيله اقدامات نظامي توجه كرد. تجاوز غيرقانوني و اشغال عراق كه باعث كشته شدن هزاران نفر شد و دخالت در افغانستان و تهديد جنگ عليه ايران، همگي گواهي بر سياست‌هاي انساني پاپ هستند كه بر خلاف پاپ قبلي، او هيچ توجهي به آنها نكرده است.

پاپ براي تفسير درست از مفهوم خداوند در آموزه‌هاي اسلام، بايد به مقاله «راجر آرنالدز» با نام «خدا به عنوان ماده و شخص در تئولوژي اسلامي، مسيحي و عرفان» مراجعه كند كه در سال 1981 نوشته شده و در اكتبر همان سال در رم نيز خوانده شد. در اين كنفرانس كه در زمان پاپ ژان پل دوم، بيش از ربع قرن پيش برگزار شد، دانشجويان اسلامي و مسيحي براي فهم مفهوم خداوند در هر دو دين به دور هم جمع شدند. در اين اجلاس، ما به برداشت‌هاي كليشه‌اي نادرست بسياري برخورديم كه آنها را مهم‌ترين موانع گفت‌وگوي بين اسلام و مسيحيت تا آن زمان خواندند و در آنجا نيز اظهار اميدواري شد كه مسيحيت بتواند در اين تولد دوباره خود، از فرهنگ واقعي اسلام درس بگيرد.
پاپ همه اين تلاش‌ها را زير سؤال برد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 13:56  توسط سالار  | 

پاپ بندیک شانزدهم

اظهارات پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليك‌هاي جهان درباره رابطه بين خردوزري و ايمان و هشدار در خصوص استفاده از خشونت بنام اسلام، در دانشگاه رژنسبرگ آلمان انعكاس گسترده‌ اي در جهان اسلام پيدا كرده و واكنش‌هاي جدي را نيز به همراه داشته است.

به گزارش پايگاه اينترنتي كانئو، جهان اسلام مانند شش ماه پيش كه با انتشار كاريكاتورهاي توهين آميز به حضرت محمد(ص) مواجه شد و در برابر آن به خشم آمد اين بار نيز متحد و يكپارچه خشم و انزجار خود را در خصوص اظهارات پاپ در خيابان‌ها به نمايش مي‌گذارد. اما اين بار، مسئله بسيار فرق مي‌كند زيرا به اعتقاد مسلمانان اين بار فردي به اسلام و ارزش‌هاي آن توهين كرده است كه خود عالي ترين مقام مسيحيت است.

پاپ در سخنراني روزسه شنبه (12 سپتامبر) خود در دانشگاه رژنسبرگ در بحثي رابطه بين خردورزي و ايمان و مسئله جهاد(جنگ مقدس) را به ميان كشيد. وي در سخنان خود به نقل قولي از يك گفت‌وگو ميان مانوئل دوم امپراتور مسيحي بيزانس با يك عالم ديني مسلمان ايراني استناد كرد كه گفته بود:« به من نشان بده كه محمد چه چيز تازه اي ارائه كرده است. آيا جز چيز‌هاي بد و غير انساني چيز ديگري به ارمغان آورده است. مثلا او حكم مي‌كرد كه ايماني كه او وعظ مي‌كند بايد با زور شمشير گسترش يابد.»

پاپ در ادامه سخنان خود استدلال امپراتور بيزانس را نيز درباره ادعايش نقل مي‌كند كه گفته بود: «خداوند به خونريزي خشنود نيست و رفتار غير عقلاني با ماهيت وجودي پروردگار در تضاد است. ايمان ثمره روح است و نه جسم. پس هر فردي كه به دنبال هدايت ديگران به دين است بايد نيازمند توانايي خوب سخن گفتن و منطق مناسب، بدون توسل به خشونت و تهديد است. براي قانع ساختن يك روح منطقي نياز به قدرت، هرگونه سلاح يا ابزارهاي تهديد ديگران به مرگ نيست.»

پاپ در ادامه سخنان خود تاكيد مي‌كند كه هدف از طرح اين مباحث صرفا زمينه سازي براي گفتمان است كه تاكنون مورد بي توجهي قرار گرفته است و رابطه ميان ايمان و خردورزي را كه همواره او را شيفته خود كرده است خاطر نشان سازد.

پاپ در ادامه چنين توضيح مي‌دهد:« امپراطور مطمئنا مي‌دانسته است كه در آيه 256 از دومين سوره قرآن(منظور آيه شريفه« لا اكراه في الدين» از سوره بقره) آمده است كه هيچ اجباري در دين نيست. به گفته خبرگان، اين سوره مربوط به دوره‌هاي ابتدايي (اسلام) و زماني است كه محمد (ص) قدرت نداشت و مورد تهديد بود.»

پاپ افزود، امپراتور مسلما از قوانين مربوط به مبارزه مقدس كه بعدا در اسلام وضع شد و در قرآن نيز ثبت شده است، آگاه بود. وي بدون اشاره به جزئياتي مانند نوع برخورد تجويز شده براي اهل كتاب و كافران، با لحني تند و بي‌ادبانه به مسئله اصلي درباره رابطه مذهب و خشونت بطور كلي پرداخته و به طرف گفتگوي خود مي‌گويد:« اكنون به من نشان بده محمد(ص) چه چيز جديدي به ارمغان آورده، و خواهي ديد تنها مسايل شيطاني و غيرانساني وجود دارد مانند دستور او به گسترش ديني كه وي تبليغ مي‌كرد از طريق شمشير.»

پاپ به نقل از امپراطور استدلال مي‌كند كه چرا ترويج ايمان از طريق خشونت، بي معني است و در تناقض با ذات خداوندي و جوهر روح است. پروردگار با خون و خونريزي در تضاد است و غير عقلايي رفتار كردن مغاير با ذات احديت است.

امپراطور با اشاره به اينكه ايمان ثمره روح است نه جسم به دانشمند ايراني مي‌گويد:« فردي كه كسي را به ايمان رهنمون مي‌كند نيازمند توانمندي در سخنوري و محتاج برخورداري از انديشه صحيح است و در رسيدن به هدف خود به خشونت و تهديد متوسل نمي‌شود.»
به عبارت بهتر، براي دستيابي به روحي خردورزانه، نيازي به بازوي قوي، ابزار حمله و ضربه زني و حتي عوامل تهديد به مرگ نيست.

پاپ افزود، در اين ميان، جمله تعيين كننده اي كه در اين استدلال در مخالفت با اصلاح و هدايت به راه راست از طريق خشونت از سوي امپراطور ذكر شده ، آن است كه غير عقلاني رفتار كردن مغاير با ذات خداوندي است. تئودرو كوري، ناشر اين اثر در تفسيري از مجموعه اين مباحثات چنين آورده است: «براي امپراطوري كه با فلسفه يونان رشد و تكامل يافته است اين جمله، جمله‌اي بديهي و آشكار و بر عكس از ديدگاه تعاليم اسلامي، خداوند امري كاملا فرا تجربي و مافوق معرفت بشر است. در واقع، خواست و اراده پروردگار ارتباطي با طبقات و دسته‌بندي‌هاي ما ندارد، بلكه اراده اي مبتني بر عقلانيت و خردمندي است.

رهبر كاتوليك‌هاي جهان در ادامه سخنان خود مي‌گويد كوري به نقل از يك اسلام شناس معروف فرانسوي به نام آر. آرنالدتس اشاره مي‌كند كه به نقل از ابن حزن( منظور ابو محمد علي بن احمد بن سعيد بن حزن ، فيلسوف مسلمان اندولسي است كه در سال 944 ميلادي در اسپانيا متولد شد) تا آنجا پيش مي‌رود كه خدا محدود به كلام خودش هم نيست هيچ چيز او را ملتزم و مجبور نمي كند كه حقايق را بر ما آشكار و هويدا كند. جايي كه اراده خدا باشد ما حتي بت پرستي هم بايد بكنيم.

پاپ سپس مي‌افزايد: در اينجاست كه در راه رسيدن به درك خداوندي و نيز دستيابي دقيق و صحيح به دين نوعي انشعاب و دو راهي نمايان مي‌شود كه تا به امروز كاملاً مستقيم و بي‌درنگ ما را به مبارزه طلبيده است.

او با طرح اين سؤال كه آيا اعتقاد به مخالفت ذات احديت با غير عقلايي رفتار كردن تنها از آن تفكر يوناني است يا بعنوان انديشه‌اي پايدار همواره مدنظر است، گفت: فكر مي‌كنم كه در اين مرتبه هماهنگي عميقي ميان آنچه كه به بهترين مفهوم برگرفته از (فلسفه) يوناني است و‌ آنچه كه در اعتقاد به خدا استدلال شده در كتاب مقدس (انجيل) مطرح شده است، موجود و آشكار باشد. در نخستين آيه كتاب تا حدودي تغيير يافته «تكوين» (كتاب پيدايش كه نخستين بخش انجيل عهد عتيق به شمار مي‌رود) يوحنا (يا همان يحيي تعميد دهنده) مقدمه انجيلش را با اين كلمه شروع كرده است، خداوند با لوگوس رفتار مي‌كند. لوگوس در لغت به معناي عقل و خرد است و اين شعور در عين حال توان صنع و آفرينندگي نيز دارد.

بنديكت شانزدهم در پايان سخنانش در دانشگاه رژنسبرگ آلمان ضمن ستودن امكانات بزرگي كه بشر را به انجام پيشرفت مصمم كرده است ، تصريح كرد:« تنها در اين صورت قادر خواهيم بود گفتگوي واقعي ميان فرهنگ‌ها و مذاهب را كه نياز ضروري دنياي امروز است انجام دهيم.»

او خاطر نشان كرد كه در دنياي غرب اين باور حاكم است كه تنها منطق اثبات گرا و اشكال فلسفي مبتني بر اين منطق داراي اعتبار جهاني است حال آنكه فرهنگ‌هاي غني مذهبي در جهان اينگونه استثناي خداوند از جهانشمولي منطق را حمله‌اي به اصلي ترين اعتقادات خود مي‌دانند.

به عبارت ديگر آن منطقي كه در برابر پروردگار ناشنواست و دين را تا حد خرده فرهنگ پايين مي‌آورد، نمي تواند به گفتگوي ميان فرهنگ‌ها وارد شود.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 13:41  توسط سالار  |