تبليغاتX
صهیونیزم و ادیان
تلاش برای فتح جهان

تاریخ زندگی انسان ها در همه جوامع بشری آکنده از افراد، گروه ها و جریان هایی است ک به نام هدایت آدمیان، آن ها را به تباهی کشیده اند و انحرافات گسترده اعتقادی، رفتاری و اخلاقی پدیدار ساخته اند. برخی از این انحرافات سر از تأسیس فرقه ها و مذاهب در آورده اند که کشتارها، خرابی ها و ابتذال ها را به دنبال داشته است. در سده های اخیر فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین های اسلامی و در میان مسلمانان یکی از روش های استعماری نوین بوده است. satanism6.jpgبه طوری که برای جلوگیری از گرایش مردم غرب به اسلام در ربع قرن گذشته، نزدیک به 2500 گروه غیر متداول به نام گروه های مذهبی در آمریکا و اروپا به وجود آمده است. گروه هایی که در بیرون جذابند ولی از درون سوء استفاده های زیادی می کنند. رهبران این گروه ها بی صبرانه در پی جذب فریبکارانه افراد هستند و می خواهند تبعیت، وقت و پول آن ها را بگیرند. آن ها از روش های پیچیده کنترل ذهنی و عضوگیری که در طول زمان پیشرفت بسیاری کرده اند، استفاده می کنند. از این فکر برحذر باشید که با عضو شدن در این گروه های تهاجم فرهنگی، مصون می مانید. برخی از این گروه ها که عنوان مذهبی هم یدک می کشند عبارتند از:

گروه بوسی کروسین (Bosicrucin) : اعضای برجسته فراماسون ها (گروهی زیرزمینی که خواستگاه آن انگلستان بود و پیش از انقلاب اسلامی در ایران فعالیت داشتند. بارزترین فردشان شریف امامی بوده است) حق عضویت در این گروه را دارند. این گروه ادعا می کند که از ابعاد عرفانی موجود در تمامی ادیان، پیروی می کنند ولی مراسم عبادی آن ها را جادوگری تشکیل می دهد.

گروه جامعه روشنایی درون (The Society of inner Light) : این گروه در قرن بیستم به وجود آمد. اعضای این گروه عرفان واقعی را حداکثر، بهره مند شدن از لذات جنسی و مادی می دانند و اعتقاد دارند در بهره مندی از هر گونه لذت جنسی و مادی،هیچ گونه ملامت روحی و ندامت نباید در شخص به وجود آید.

گروه مشرکان جدید (New - Pagens) : این گروه در ایالات متحده آمریکا بوجود آمده است که سنت های بومیان قاره آ»ریکا را با اعتقادات و مراسم عبتدی کاهنان جادوگر اقوام سنتی تلفیق نموده اند. این گروه در سال 1991 «فدراسیون جهانی مشرکان» را در ایالات متحده آمریکا بوجود آوردند. مراسم عبادی آن ها شامل پرستش خدایان زن است که ابتذال جنسی را در پی دارد.

گروه شئ پرواز کننده ناشناخته (یوفو UFO) : پس از دهه 1950 با تألیف رمان و تولید فیلم درباره بشقاب پرنده ها افسانه ای در ایالات متحده و انگلستان، چند گروه غیر متداول مذهبی که این افسانه را به شکل مذهب ترویج می دادند در این کشورها به وجود آمدند. اعضای این گروه را سفید پوستان تشکیل می دهند و خود را «اخوت بزرگ سفید پوستان» (White Brotherhood The great) می نامند. رهبران این گروه ها ادعا می کنند که با افراد ماورای زمین در ارتباط هستند و اعفقاد دارند انسان های ماورای زمین از انسان زمینی توسط نژاد برتر ماورای زمین به نام الوهیم (Elohim) خلق شده است. این گروه ا این موضوع را ترویج می کنند که انسان به سبس کنار گذاشتن تمامی اعتقادات دنی و بهره وری از لذات جنسی می تواند به کمال برسد. از این آن ها به شدت طرفدار شبیه سازی انسان (Human coloning) هستند. موضوعی که به شدت توس همه ادیان و سازمان های بین المللی محکوم شده است.

گروه معبد خورشید (Solar Tempel) : در سال های 1994 و 1997 در کشورهای کانادا و سوییس تعدادی از پیروان گروه (معبد خورشید) که ا گروه یوفو هستند برای انتقال به سیاره خیالی خود دست به خودکشی دسته جمعی زدند.

گروه باب بهشت (Heaven Door) : در روز 22 مارس 1997 تعداد 39 نفر از اعضای یکی دیگر از آن ها در کالیفرنیا دست به خود کشی زدند تا به کم کبشقلب پرنده به دنیای دیگر منتقل شوند.

 

satanism1.jpg

 

گروه شیطان پرست (Satanism) : آیین های ضاله شیطان پرستی ریشه در مصر و یونان باستان دارد و حتی در سنت مسیحیان، شیطان موجودی است که به اعتقاد غلط آن ها می تواند در برابر خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، می تواند مبارز طلب باشد. ابلیس در مسیحیت تحریف شده و در نگاه های منحرف بعدی سه جایگاه دارد : - نخست او آنقدر مقتدر است که از فرمان خدا سر باز می زند؛ - دوم اینکه او به انسان خدمت کرده و سبب شده که انسان از میوه جاودانگی و دانایی و خرد بخورد و با خدا برابری کند و همین امر موجب شده که انسان از بهشت برین به زمین زیرین رانده شود. - سوم اینکه ابلیس، مظلوم واقع شده است چرا که او هم فرشته ای بوده مانند دیگر فرشتگان ( هر چند در فرهنگ اسلام ابلیس جن است نه فرشته ولی در نگاه مسیحیت او یک فرشته بود.)

اگر چه اندیشه های باطل شیطان پرستانه همزاد بشر است اما برای نخستین بار «توماس هاردینگ» در سال 1565 در کتاب «تکذیب یک کتاب» واژه شیطان پرستی را علیه مارتین لوتر کینگ و پیروانش به کار برد. لفظی که در قرون 17 و 18 میلادی تشدید شد تا آن جا که در برخی از کشورهای غرب، شیطان پرستی به صورت یک رسم ظهور پیدا کرد و به مخالفت با دین های ابراهیمی و خداهایشان می پرداخت. معمولاً شیطان پرست ا را به چهار گروه زیر تقسیم می کنند : الف- شیطان پرست دینی (سنتی) : مریدان این گروه خود را بهتر از خدای دیگر، دارای قدرت تشخیص خوب از بد می دانند.

ب- شیطان پرستی معاصر (فلسفی) : این جماعت جدید بزرگترین شزط رستگاری را برتری مادی شان نسبت به دیگران می دانند.

ج- شیطان پرستی لاوی یی : این گروه بر مبنای فلسفه «آنتوان لاوی» که در کتاب «انجیل شیطان» آ»ده تشکیل شده اند در این گروه محور و مرکز عالم، انسان است.

د- شیطان پرستی گوتیک (شرپرستی) : از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید. کارنامه این گروه مملو است از قربانی کردن دختران باکره و کودکان، جنایات جنسی، کشتن مسافران مترو در ژاپن، خودسوزی گروهی، نفرت از مسیحیان خوردن نوزادان.

 

 

نمادهای شیطان پرستی :

 

نشانه های زیر نمادهای معروف گروه شیطان پرستی است، نمادهایی که ممکن است روی بعضی از لباس ها یا به عنوان نگین انگشتر، گردن بند، تصاویر روی دست بندها، پیراهن، شلوار، کفش، ادکلن، ساعت و ... درج شده و به ایران اسلامی راه یافته است.

1- ستاره 5 پر وارونه : در مراسم مخفیانه جادوگران، برای احضار روح شیطان استفاده می شود. اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) را همراه دایره آن حذف کنیم آن وقت یک ستاره 5 ضلعی می ماند که همان نشانه ستاره صبح یا (Pentagram) است.

satanism2.jpg

2- یا فومت : این خدای شیطانی و علامت شیطانی اش که به عنوان شناسه روی خودروی هواداران زده می شود، در جواهر فروشی ها هم زیاد است. رسم شده تا سنگ تراشان بر دل سنگ آن را بتراشند تا خانه مریدان، بی علامت نماند.

3- ششصد و شصت و شش (666) : سمبلی است که به عنوان شماره تلفن شیطان از سوی گروه های هوی متال وارد ایران اسلامی شده است.

4- صلیب وارونه (Cross Upside Down) : این نماد حکایت از وارونه شدن مسیحیت دارد و عمدتاً به معنی استهزاء کردن این دین است. این علامت در گردن بندهای بسیاری دیده شده و خوانندگان راک انواع گوناگون آن را به همراه دارند.

5- ستاره 5 پر : در جادوگری استفاده می شود و برای آن ها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آنهاست.

6- ضد عدالت (Anti Justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است، شیطان پرستان تبر رو به پایین را با عنوان ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک استفاده می کنند.

7- ستاره 6 پر : یکی از رایج ترین علایمی است که در نیروی شیطانی و جادوگری از آن استفاده می شود.

8- آدجت یا چشم شیطان (Eye of an Satan) : این نماد به معنای چشم شیطان و نظارت و اقتدار است. علاوع بر آن علامت لوسیفر (پادشاه جهنم!) اشک زیر چشم، نماد محیط محزون و افسرده اطرافش است.

 

satanism3.jpg

 

شیطان پرستی و استکبار :

گروه های گوناگون شیطان پرستی از سوی دو سازمان مهم جاسوسی جهان یعنی CIA و موساد سازماندهی و هدایت و تغذیه می شوند. بودجه، نظارت و پشتیبانی شیطان پرستان فعال در جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم از سوی سازمان موساد تأمین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال می شود. رژیم صهیونیستی از اعضای این گروه ها برای مقاصد شوم جاسوسی و سیاسی بره می برد، به گونه ای که خشونت بارترین اعمال به این گروه ها اگذار می شود.

شیطان پرستی و موسیقی :

شیطان پرستان با استفاده از موسیقی توانسته اند به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان بیفزایند. بیشتر این اقدامات در فضای تأسیس و فعالیت گروه متالیکا دنبال شده است. فعالیت گروه متالیکا به صورت غیر قانونی و زیرزمینی با حمایت CIA با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش یافت. متالیکا در حقیقت ضد ارزشهایی را ارایه می کند که شامل بازگشت به تارکی، بی رحمی، تجاوزات جنسی، فحاشی و هجوم به جامعه و فرهنگ عمومی آن است. خوانندگان این گروه روی صحنه و در کلیپ های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار می زنند و از کثیف ترین گروه های موسیقی جهان محسوب می شوند. متالیکا از همجنس بازی نیز دفاع می کند و در سالروز مرگ «کویین» همجنس باز معروف آمریکایی آلبومی منتشر کرد.

ورود شیطان پرستی به ایران :

مهم ترین زمینه ورود شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است که طی 10 سال گذشته موسیقی متالیکا به صورت زیرزمینی و غیرمجاز وارد کشور شده است و در چارچوب آن مفاهیم نحل انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است.

حاملان شیطان گرایی در ایران بیشتر شامل تحصیل کردگان و سرخوردگان اجتماعی در بیرون از کشور، فرزندان منافقین فراری و سلطنت طلب ها و افراد بسیار ثروتمند مقیم داخل کشور و فعالان حوزه هنری که با کشورهای آمریکا، انگلیس و ... در ارتباط بوده اند که آگاهانه یا ناآگاهانه موجب این امر شده اند. عوامل رویج نمادهای آن ها نیز عمدتاً گروه های موسیقی متالیکا، پارتی ها یشبانه برخی مغازه ها، اینترنت هستند. به طور کلی از مجموعه مطالعات و تحقیقات صورت گرفته چنین برمی آید که گسترش گرایش به شیطان پرستی می تواند موجب آسیب های زیر شود :

1- رواج فرهنگ ضدیت با دین و ارکان آن؛

2- ضدیت با ارزش های انسانی؛

3- جعل تاریخ قیام و حرکت پیامبران و نقش شیطان در انحرافات جامعه بشری؛

4- ترویج فحشا و انواع بی بندوباری و انواع اعتیاد به مواد مخدر و مواد شیمیایی و الکل؛

5- ترویج فرهنگ لاابالی گری و گریز از فعالیت های سازنده فردی و اجتماعی؛

6- شیوع فرهنگ کلامی مبتذل و بدون اخلاق؛

7- انتشار آموزه های اساطیری ناقص و بدون استناد تاریخ و علمی از دیگر فرهنگ ها؛

8- حساسیت زدایی از فحاشی و هتک حرمت نسبت به نظام اسلامی؛

9- سیاه نمایی و ترویج نیهلیسم (پوچ گرایی) به صورت گسترده.

 

اقدامات کشورهای اروپایی بر علیه این گروه ها:

بیشتر گروه های غیر متداول مذهبی در دهه 1975 در آمریکا و انگلستان ظهور کرده و نزدیک به 200 گروه در ژاپن ظهور نموده و فعالیت می کنند. مرکز همگی این گروه ها آمریکا و انگلیس است. دولت فرانسه در 1998 برای بررسی آثار مخرب گروه های غیر متداول، کمیسیون تحصصی تشکیل داد و پس از بررسی گسترده، فعالیت 137 گروه از این گروه ها را برخلاف مصالح ملی تشخیص داد. پارلمان فرانسه در 1996، پارلمان بلژیک در 1997، پارلملن آلمان 1998 قوانینی برای جلوگیری از فعالیت این گروه ها تصویب کردند. در اروپای شرقی نیز فعالیت این گروه ها شدیداً تحت کنترل است. روسیه نیز در سال 1997 قوانینی برای جلوگیری از فعالیت آن ها تصویب کرد.

ایران اسلامی، به ویژه در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به دیگر کشورها با بیشترین حجم و تنوع آسیب ها و تهدیدات فرهنگی دست به گریبان بوده است. در ایم میان تلاش کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس برای استحاله فرهنگی نیز به عنوان عامل شتاب دهنده، نقش مؤثری را ایفا کرده است. یکی از جران های فاسد فکری فرهنگی که ابتدا مرزهای اخلاقیات را در کشورهای اروپایی و آمریکایی در هم شکسته و سپس به سرزمین های شرقی رسید، «شیطان پرستی» یا «شیطان گرایی» (Satanism) است. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام نموده است که در مرحله دوم طرح امنیت اخلاقی جامعه با گروه های شیطان پرست و مدل موها و لباس هایی که نماد این گروه های انحرافی باشد، برخورد می کند.

 

به نقل از : فصلنامه ی یار مهربان - شماره 6 - 1387

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 10:4  توسط سالار  | 

وبلاگ یک پزشک-کنجکاوی، چیز خوبی است. خیلی اوقات در پشت چیزهای روتینی که هر روز در زندگی‌مان می‌بینیم، داستان‌ها، تاریخ و حتی اسرار جالبی نهفته شده است، اما از فرط تکرار، ما حتی در عصر گوگل، به خودمان زحمت جستجو نمی‌دهیم.
برای مثال ما بارها لوگوهای شرکت‌های معروف فیلمسازی هالیوود را دیده‌ایم، اما به فکرمان هم نرسیده است که در مورد آنها جستجویی کنیم. پیش خودمان گفته‌ایم، اینها لوگو هستند دیگر! چه جایی برای کنجکاوی وجود دارد!


آیا تا به حال فکر کرده‌اید که: پسربچه‌ای که در لوگوی دریم‌ورکس دیده می‌شود، چه کسی است؟ اصلا او کاملا تخیلی است یا وجود خارجی هم دارد؟ کوهی که در لوگوی پارامونت دیده می‌شود، چه کوهی است؟ زن مشعل به دست لوگوی شرکت کلمبیا چه کسی است؟

 
داستان لوگوی دریم ورکس: پسربچه‌ای که روی هلال ماه، رؤیا به قلاب می‌گیرد
 
در سال ۱۹۹۴، سه نفر دریم‌ورکس را بنیان نهادند. این سه نفر اینها بودند: استیون اسپیلبرگ (کارگردان معروف)، جفری کاتزنبرگ (رئیس استودیوی دیسنی) و دیوید گفن (تهیه‌کننده). اگر به لوگوی دریم‌ورکس دقت کنید، می‌بینید که در زیر اسم شرکت، سه حرف SKG، نوشته شده است، SKG در واقع از کنار هم نهادن حرف اول نام خانوادگی بنیان‌گذاران دریم‌ورکس ایجاد شده است.

PersiaFun Groups
 
وقتی قرار شد لوگوی دریم‌ورکس طراحی شد، ایده اسپیلبرگ این بود که این لوگو یادآور دوران طلایی هالیوود باشد. لوگوی اولیه به وسیله کامپیوتر طراحی شد و مردی را نشان می‌داد که روی ماه ماهیگیری می‌کند. ولی شخصی به نام «دنیس مورن» که یک ناظر جلوه‌های ویژه بود و در بسیاری از فیلم‌ها با اسپیلبرگ همکاری کرده بود، نظرش این بود که اگر لوگو با دست طراحی شود، چیز بهتری از آب درخواهد آمد. به همین خاطر مورن، از دوست هنرمندش، «رابرت هانت» خواست که کار طراحی لوگو را بپذیرد.
هانت قبول کرد،‌ او لوگو را مجددا با دست کشید و در کنار لوگو، لوگوی دیگری را که همان لوگوی کنونی دریم‌ورکس باشد را هم به اسپیلبرگ تحویل داد. اسپیلبرگ از لوگوی دوم خوشش آمد. هانت با کمک چند نفر دیگر لوگوی نهایی را تکمیل کردند و از ان زمان لوگوی معروف دریم‌ورکس در آغاز همه فیلم‌های این شرکت دیده می‌شود.
اما پسری که در لوگو دیده می‌شود، چه کسی است؟ او کسی نیست، جز ویلیام، پسر همین آقای هانت!

PersiaFun Groups
 
شیری که در تبلیغ مترو-گلدوین-مایر دیده می‌شود
 
این شیر ملقب به لئو است و نخستین بار «هووارد هایتز» در سال ۱۹۲۴ آن را کشید. جالب اینجاست که بدانید کلا ۵ شیر تا به حال در لوگوی این شرکت مورد استفاده قرار گرفته‌اند. یکی از آنها نامی ندارد، نام ۴ تای دیگر اینهاست: اسلتس، جکی، تنر و لئو!

PersiaFun Groups
لوگوی فاکس قرن بیستم: نورافکن‌هایی که فونت لوگو را روشن می‌کنند:
 
این لوگو در سال ۱۹۳۳ به وسیله هنرمند به نام امیل کوسا طراحی شد.

PersiaFun Groups
 
لوگوی پارامونت: کوه باشکوه
 
در سال ۱۹۱۲، پارامونت به وسیله آدولف زوکر و دو برادر به نام‌های دانیل و چارلز فرومن تأسیس شد. پارامونت باسابقه‌ترین استودیوی فیلمسازی فعال محسوب می‌شود. کوه باشکوهی که در لوگوی این شرکت فیلمسازی دیده می‌شود، نخستین بار به وسیله شخصی به نام «هاکینسون» در جریان ملاقاتی که با زوکر داشت، طراحی شد. او کوه «بن لموند» را که در زادگاهش یوتا قرا داشت، مدل خود قرار داده بود. کوهی که ۲۹۶۰ متر ارتفاع دارد. در جریان این ملاقات، او طرح اولیه‌اش را یک دستمال سفره کشید.

PersiaFun Groups
اما کوهی که بعدا الهام‌بخش، طراحی لوگوی پارامونت شد، کوهی واقع در پرو به نام Artesonraju است. در این عکس می‌توانید، کوه واقعی را ببینید. این کوه نزدیک به شش هزار متر ارتفاع دارد و نخستین بار شخصی در سال ۱۹۳۲ موفق به فتح آن شد.

PersiaFun Groups
 

لوگوی اولیه پارامونت ۲۴ ستاره داشت، که نشان‌دهنده تعداد بازیگرانی بود که با این شرکت قرارداد بسته بودند، لوگوی کنونی پارامونت ۲۲ ستاره دارد، به درستی مشخص نیست که چرا دو تا از ستاره‌ها کم شده‌اند!


PersiaFun Groups
 
برادران وارنر: سپر منقش به آرم WB
 
شرکت برادران وارنر به وسیله ۴ برادر یهودی مهاجر از لهستان، در سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. طراحی کلی لوگوی این شرکت از زمان تأسیس تا به حال از لحاظ کلی، تغییر نکرده است و در همه لوگوها سپری دیده می‌شود که روی آن WB یعنی حروف اول وانر برادز، حک شده است. البته تغییرات جزئی لوگوی شرکت برادران وارنرز، به کرات اتفاق افتاده است. در این صفحه می‌توانید، سیر این تغییرات را مرور کنید.

PersiaFun Groups
 
شرکت فیلم‌سازی کلمبیا:‌بانوی مشعل‌دار
 
این شرکت در سال ۱۹۱۹ تأسیس شد. زنی که در لوگوی این شرکت دیده می‌شود، تجسمی از آمریکا است. به درستی مشخص نیست که زنی که مدل طراح لوگوی اولیه بوده، چه کسی بوده است، البته ادعاهای بسیاری در مورد این مدل ناشناس بوجود دارد. بت دیویس در اتوبیوگرافی خود، ادا کرده است که این زن، «کلودیا دل» بوده است. ولی مجله پیپل در مطلبی که در یکی از شماره‌هایش به چاپ رسید نام این زن را «آملیا بچلر» دانسته است. شیکاگو سان تریبون هم او را زن گمنامی به نام «جین بارتلومیو» می‌داند.

PersiaFun Groups
خوشبختانه لوگوی اولیه تغییر کرده است و بنابراین حالا دیگر این بحث‌ها اصلا موردی ندارد. در سال ۱۹۹۳ به طراحی به نام Michael J. Deas مأموریت داده شد که لوگوی کلمبیا را به حالت کلاسیکش برگرداند.

PersiaFun Groups
 
با اینکه بسیاری تصور می‌کنند که «انت بنینگ»، مدل این طراحی نو است و شاید هم به خاطر شباهت چهره، حق داشته باشند، اما در حقیقت یک زن خانه‌دار اهل لوئیزیانا به نام «جنی جوزف»، مدل این طراح بوده است. البته طراح ترجیح داد که به جا اینکه کاملا صورت این خانم را مدل قرار بدهد، چهره زن مشعل به دست را به صورت ترکیبی و با استفاده از کامپیوتر، ایجاد کند.
 
PersiaFun Groups
 
جنی جوزف
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 12:15  توسط سالار  | 

   
یهود و فیلم داوینچی کد :

اعاي حفاظت از ذرية آن مسيح اوّليه هم يکي ديگر از همان ترفندهايي بود که مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح (ع) بي‌اعتقاد ساخته تا آنها را  براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده نمايد.

آپوکاليپس يا آخرالزمان از موضوعات قديمي در عالم سينما به شمار مي‌آيد. مي‌توان گفت از فيلم‌هايي مانند:«متروپليس» (فريتز لانگ) در سال 1927 و «چيزهاي آينده» (ويليام کامرون منزيس) در سال 1936 گرفته تا «جنگ دنياها» و «روز استقلال» و...

فيلم‌هايي که اغلب از دل هاليوود بيرون مي‌آيد، هاليوودي که اساساً توسط صهيونيست‌هاي سرمايه‌دار پاگرفت. پس بي‌جهت نيست که محتواي اين آثار، همواره آخرالزمان را از ديدگاه‌هاي صهيونيسم مسيحي و يهودي به نمايش گذارده است. انتظار «پايان روزها»، «تلاش نيروهاي ضدّ مسيح براي غلبه بر زمين» (بنا برآنچه در «مکاشفات يوحنا» در عهد جديد آمده)، ظهور مسيح موعود و بالاخره وقوع نبرد «آرماگدون» از جمله موضوعاتي است که به انحاء مختلف و با انواع زبان و بيان امروزي، در اقسام قالب‌هاي درام از قبيل:«علمي- تخيلي»، «هراس»، «حادثه‌اي»، «ملودرام»، «پليسي» و حتّي «کمدي» و فيلم‌هاي «کودکانه» بر پردة سينماها رفته و مي‌رود. امّا در اين ميان، در سال 2006 اتفاقي افتاد که شايد بتوان آن را در تاريخ سينما، بي‌نظير دانست و آن ساخت فيلم «رمز داوينچي» (براساس کتابي که 3 سال پيش از آن به وسيلة «دن براون» تاليف و انتشار يافت) بود که براي نخستين بار تلاش‌هاي مختلف نيروهاي گوناگون از جمله عوامل فرهنگي و هنري در طول قرون متمادي و به خصوص سينما در جهان امروز را براي زنده نگه‌داشتن آرمان مسيح موعود صهيونيست‌ها، در برابر ديدگان عموم قرار مي‌داد.

موضوع اصلي «رمز داوينچي» (برخلاف آنچه در تبليغات سرسام‌آور جهاني مورد تأکيد قرار گرفت و از جانب بعضي نويسندگان و منتقدان وطني هم دنبال شد!) اساساً راجع به فرقة واتيکاني «اپوس دي» به نظر نمي‌آمد. طرح سوژة انحرافي فرقة «اپوس دي» در رسانه‌ها ي مختلف غرب بيشتر براي سرپوش گذاردن بر محتواي اصلي فيلم بود و شايد هراس برخي از صاحبان رسانه‌هاي فوق نسبت به افشاي رازي (که همچون برخي شخصيت‌هاي اصلي خود اثر) معتقد بودند هنوز زمان آشکار شدن آن نرسيده است!! رازي که حافظش يک انجمن سرّي يهودي معرفي شد به نام «خانقاه صهيون» (ريشه‌هاي فکري صهيونيسم امروز) که ادعا شده در اوايل هزارة دوم ميلادي توسط يکي از پادشاهان فرانسه (به نام «گاد فروي دو بويلون» که مسيحي بوده) و طي جنگ‌هاي صليبي هم فاتح «اورشليم» شد، به وجود آمده تا راز مهم باقيمانده در خانواده او را حفظ نمايد

قصه از اينجا و با باز شدن گوشه‌هايي از راز «انجمن اخوت خانقاه صهيون»، شروع مي‌شد، به اين ترتيب که:

بعد از اينکه شخصيت‌هاي اصلي فيلم يعني پرفسور رابرت لنگدن» (متخصص آمريکايي نشانه شناسي مذهبي با بازي تام هنکس) و «سوفي ني وو» (متخصص رمز گشايي پليس پاريس با ايفاي نقش ادري تاتو) متوجه مي‌شوند که مسئول موزة لوور پاريس (از رهبران خانقاه صهيون که ضمناً پدر بزرگ سوفي هم بوده) به دليل افشاي راز مهمي که قصد داشته آن را در اختيار نوه‌اش بگذارد، به قتل رسيده، طي درگيري‌ها و فراز و نشيب‌هايي که گام به گام باعث مي‌شود گوشه‌هايي از راز ياد شده بر آنها معلوم گردد، به ويلاي يکي از دوستان پرفسور لنگدن به نام «سر لي تيبينگ» (تاريخ شناس برجستة کالج سلطنتي انگليس که از سوي ملکه لقب شواليه گرفته و تحقيقات مفصلي دربارة همان راز مهم دارد) پناه مي‌برند. «سر لي» براي سوفي، اسرار «انجمن مخفي خانقاه صهيون» را برملا مي‌کند. او با تکيه بر تابلوي «شام آخر» لئوناردو داوينچي، ادعا مي‌کند که مقصود از «جام مقدس» که ساليان متمادي محل بحث و فحص عيسويان بوده، واقعاً يک شيء نبوده بلکه يک فرد و آن هم يک زن به نام مريم مجدليه است که برخلاف تمامي روايات تاريخي، همسر حضرت عيسي مسيح شده و از او نسلي به وجود مي‌آورد. از همين جهت او از اورشليم گريخت و در فرانسه توسط يهوديان محافظت شد!!(جل الخالق ! يهودياني که خود باعث و باني مصلوب شدن عيسي مسيح شده بودند، حالا از ذرية او مراقبت مي‌نمايند!!) قرن‌ها بعد، نسل او يعني همان فرزندان عيسي مسيح با سلسله‌اي از پادشاهان فرانسه در آميختند که يکي از نوادگانشان ، همان «گاد فروي دو بويلون» فاتح اورشليم و بنيانگذار «انجمن مخفي خانقاه صهيون» بوده است. او براي حفاظت از اسنادي که افشاگر راز مريم مجدليه است ، شواليه‌هايي را به نگهباني از آنها مي‌گمارد و يهوديان انجمن در طول تاريخ، حافظ آن راز و فرزندان مسيح شدند تا مسيحيت واقعي به دور از تعرض کليسا باقي بماند!!!

در «رمز داوينچي» ادعاي محافظت از راز مسيحيت، بزرگترين ترفند براي پوشاندن ماهيت صهيونيستي طراحان قصه بوده و البته اين قضيه ساختة دست بشر به نظر نمي‌آيد و پشتوانه و زمينه‌اي تاريخي و کهن دارد. شايد از همان اوايل هزارة دوم که فرقه‌هاي مخفي و تصوف يهود تحت عناويني مانند «کابالا» و «فرانکيسم» به وجود آمدند و با سوء استفاده از وضعيت نابسامان کليساي قرون وسطي و رنجي که مسيحيان معتقد از اختلافات رهبران مسيحيت مي‌بردند، قصد کردند که بالاخره به انزواي هزار سالة يهوديان پايان بخشند. از همين رو براي جذب مسيحيان به فرقه‌هاي مخفي خود (که در اصل يهودي منش بودند) خود را پيرو مسيحيت اوّليه و مخالف مسيحيت تحريف شدة کليسا معرفي نمودند، بنابراين بسياري از مسيحيان را به فرقه‌هاي خود جلب کردند. بعداً مدعي شدند که اساساً حضرت عيسي بن مريم در واقع مسيح اصلي نبوده و بشارت دهندة مسيح بن داوود بوده که در آينده ظهور مي‌کند.

ادعاي حفاظت از ذرية آن مسيح اوّليه هم يکي ديگر از همان ترفندهايي بود که مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح (ع) بي‌اعتقاد ساخته تا آنها را  براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده نمايد.

نکتة جالب آنکه حتي تئودور هرتزل (بنيانگذار تفکر صهيونيسم در اواخر قرن نوزدهم) هم در ابتدا مردم را به مسيحيت دعوت مي‌کرد و خود را پيرو مسيحيت واقعي معرفي مي‌کرد.

نويسندة داستان (دن براون) و سازندگان فيلم «رمز داوينچي» اين بار برخلاف معمول ايدئولوژي پردازان هاليوود، (شايد عمداً) خيلي شعاري و واضح، عقايد خود را بيان کرده و برخلاف آنچه که در خود فيلم مطرح مي‌شود، به لابه‌لاي قصه‌ها و داستان‌ها و موسيقي پر نماد و مملو از سمبل نرفته‌اند. (در کتاب و فيلم مطرح مي‌شود که در طول تاريخ بسياري از هنرمندان پيرو خانقاه صهيون، در عين حال افشاگر راز مريم مجدليه يعني همان «جام مقدّس» و فرزندان مسيح بوده‌اند، يعني در واقع ايدئولوژي صهيون را تبليغ کرده‌اند و از اسامي افراد و آثار ذيل صريحاً نام برده مي‌شود: لئوناردو داوينچي که از اربابان خانقاه بوده تا ويکتور هوگو و بوتيچلي و ايزاک نيوتن و بتهوون و سمفوني «فلوت سحرآميز» و... حتّي والت ديزني و قصه‌هاي معروفش مثل سيندرلا و سفيد برفي و زيباي خفته و... و کارتون‌هايي مثل «شير شاه» و «پري دريايي» و «هري پاتر» و... چرا که همگي به دنبال بانو يا فرزندان و نسل گمشده و همان راز جام بوده‌اند. البته شخصاً به آنها کارتون‌هايي همچون «هاچ زنبور عسل» و «حنا، دختري در مزرعه» که سال‌ها از تلويزيون پخش مي‌شد را هم اضافه مي‌کنم !!)

در نقاط مختلفي از کتاب و فيلم به نشانه‌ها و خصوصاً علامت مخصوص صهيونيسم (يا همان ستارة داوود) به طور واضح اشاره مي‌شود. بارها در فصل‌هاي گوناگون، بر مثلث‌ها و هرم‌هاي مستقيم و وارونه و ترکيبشان که علامت صهيونيسم را مي‌سازد، تأکيد مي‌شود و آن را در تصاوير متعددي به نمايش در مي‌آورند. در ديالوگ‌هاي توضيحي مابين شخصيت‌هاي فيلم و مونولوگ طولاني «سر لي تيبينگ»، و همچنين بعداً در توصيفات ديگر پرفسور لنگدن، علامت صهيونيسم، نشانة تقدس زن و مرد، تعادل ارتباط آنها و قدرت بشريت تلقي مي‌شود و حتّي بر سر درِ عبادتگاه «راسلين» (انتهاي آدرسي که از راز و رمزهاي پدر بزرگ سوفي حاصل مي‌شود و در اواخر فيلم هم، مکان اصلي خانقاه صهيون و هواداران نسل عيسي مسيح و مريم مجدليه معرفي مي‌شود)، همان علامت صهيونيسم به طور شفاف در کادر دوربين قرار مي‌گيرد.

اين فرقه هم اکنون نيز تحت عنوان «کابالا» (انجمن تصوف يهود) فعال است و البته اين روزها ديگر مخفي نبوده و بنا به دست و دلبازي رؤساي سرمايه‌دارش که حاکم بر عظيم‌ترين کمپاني‌ها و مؤسسات صنعتي، تجاري و رسانه‌اي دنيا هستند، کاملاً علني فعاليت مي‌کند.

جالب است بدانيد رهبر 75 سالة اين فرقه به نام «فيوال گروبرگر» که اينک با نام «فيليپ برگ» شناخته مي‌شود و به نوشتة روزنامة ديلي ميل از قدرتمندان پشت پردة هاليوود است، به کمک همسرش و به طور آشكار «مرکز آموزش کابالا» را تأسيس نموده و بسياري از هنرپيشه‌هاي معروف را به خود جلب کرده، از جمله: «مدونا»، «اليزابت تيلور»، «باربرا استرايسند»، «ديان کيتن»، «دمي مور»، «بريتني اسپيرز»، «وينونا رايدر»، «ميک جاگر» و حتّي از فوتباليست‌ها «ديويد بکام» و زنش را به عضويت فرقة مزبور درآورده است.

طور قطع نمي‌توان دربارة علّت طرح واقعياتي که در «رمز داوينچي» به عنوان راز و رمزهاي کهن صهيونيسم بيان مي‌شود، اظهار نظر کرد. برخي اعتقاد دارند، همانطور که در خود فيلم، پرفسور «تيبينگ» براساس مدارک و مستندات، تأکيد مي‌کند که با گام نهادن در هزارة جديد، زمان افشاي راز خانقاه صهيون هم فرا رسيده، چرا که بدين وسيله مي‌توان زمينه‌هاي ظهور مسيح بن داوود و وقوع آرماگدون را فراهم آورد (که طبق پيش بيني‌هاي اونجليست‌ها و صهيونيست‌هاي مسيحي و يهودي، در همين اوايل هزارة سوم و خصوصاً طي يک دهة نخستش اتفاق مي‌افتد)، بنابراين کتاب و فيلم «رمز داوينچي» هم به همين دليل و براي افشاي راز «جام مقدّس» توسط محافل سينمايي وابسته به خانقاه صهيون (يا فرقة کابالا) ارائه شدند تا هواداران مسيح يهودي را آگاه سازند. برخي نيز بر اين باورند که به همين دليل تغيير هزاره و تلاش صهيونيست‌ها براي فراهم آوردن شرايط «آرماگدون» و ظهور مسيح موعود بود که در 11 سپتامبر 2001، حادثة برج‌هاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورک به وقوع پيوست تا شاهد لشکر کشي سپاه و ارتش حاکمان صهيونيست آمريکا (نئو محافظه کاران اونجليست) به خاورميانه و مکان اصلي رخداد «آرماگدون» باشيم.

از همين رو مي‌توان فيلم‌هاي آپوکاليپسي سينما را به دو دورة زماني قبل و بعد از «رمز داوينچي» تقسيم کرد. دوران قبل از به ميدان آمدن اثر فوق، دوران پنهان کاري و سر به مهر نگه داشتن «راز خانقاه صهيون» و «جام مقدّس» بود و امروز پس از نمايش «رمز داوينچي» ديگر شمشيرها از رو بسته شده است. ديگر دشمن به اصطلاح کاملاً رو بازي مي‌کند.

 

حالا مي‌توان دريافت:

که چرا مثلاً شهر آزاديبخش فيلم «ماتريکس»، هم‌نام «صهيون» و همان خانقاه مخفي يهودي‌هاست و زايان (تلفظ انگليسي صهيون) ناميده مي‌شود؟

که چرا اين‌چنين براي داستان نه چندان تازه‌اي به نام «هري پاتر» هزينه‌هاي سرسام آور صرف مي‌شود؟ که چرا از آن همه امپراتوران خونخوار روم، فقط ماجراي «تيتوس» که يهوديان را قتل عام کرد به فيلم برگردانده مي‌شود؟

حالا مي‌توان متوجه شد که قضاياي نمايش مناسک جنسي که در اغلب فيلم‌هاي هاليوودي نمودي فريبنده دارد از کجا ناشي مي‌شود و اصلاً آن کالت‌هاي عجيب و غريب عرفان جنسي از چه تفکر و مشربه‌اي تغذيه مي‌شوند و يا برخي هواداري‌هاي افراطي و فمينيستي از حقوق زنان از کجا آب مي‌خورد.

آري، شمشيرها از رو بسته شده‌اند، حالا صهيونيست‌ها هم مأموران فرهنگي‌شان را از پشت پرده بيرون انداخته‌اند. شايد هم اينها مأموران سوخته‌اي بوده‌اند و از اين پس، برنامه و طرح‌هاي تازه‌اي در دستور قرار گرفته است.


نگارش یافته توسط محمود قوچانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 15:16  توسط سالار  | 

اين هم جوابي هست كه دوستان به فتنه دادند. ما عادت نداريم تخريب كنيم، فقط از حق دفاع مي كنيم.

براي دانلود فيلم روي عكس كليك كنيد.

براي دانلود فيلم يك كليك كافيست!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 1:46  توسط سالار  | 

از آنـجـا كه جامعه اسلامى در پى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبيعى مورد بغض و كينه دشمنان انسانيّت ، توحيد و ارزش ها قرار مى گيرد كه آنان عبارتند از:
1 ـ مـشـركـان : كـسـانـى كـه حـاكميت جهل را پذيرفته و با تراشيدن خدايان دروغين در كنار حق تـعـالى ، انـسـان هـا را بـه وادى شـرك ، حـيـرانـى ، ضـلالت و حـيوانيت سوق مى دهند، آنان از سـرسـخـت تـريـن دشـمـنـان مـسـلمـانـان مـى بـاشـنـد. آنـهـا مـنـافـع دنـيـايـى خـويـش را در جـهـل و خـرافـه پـرسـتـى انـسـان هـا مى بينند و براى حفظ اين منافع ، تيغ دشمنى عليه هدايت يافتگان هدايتگر بركشيده اند.
فطرت انسان بر توحيد و خداشناسى استوار است و شرك يعنى هلاك انسانيّت و مرگ فطرت ؛ پـس شـرك و مـظـاهـر آن دشـمـن انـسانيّت بوده و مشرك يعنى كسى كه انسانيت خود را كشته و در صـدد از بـيـن بـردن انـسـانـيـت ديگران است ؛ بنابراين مشركان از بدترين دشمنان موحدان مى بـاشـنـد. البته لازم است توجه شود كه بسيارى از مشركان به گمراهى خود توجه نداشته و با هشدار و تذكر متنبّه شده به جبهه ايمان و توحيد مى آيند ولى سردمداران شرك ، آگاهانه از مـسير انسانيّت خارج شده اند و اين گونه افراد دشمن انسانيت مى باشند. آنان علاوه بر آن كه خـود حـق را نـمـى پـذيـرنـد، بـا دسيسه ، شبهه پراكنى ، توطئه و هجوم نظامى مانع گسترش تـوحـيـد هم مى گردند و حكم قتال در مورد اين گونه مشركان است . بنابراين بر مسلمانان لازم است كه با تبيين توحيد و تبليغ صحيح ، مشركان را هدايت كنند و با آن گروه از مشركان كه حق را نـپـذيـرفـتـه يـا بـراى جلوگيرى از رسيدن حيات توحيدى به ديگران تلاش مى كنند، به مبارزه برخيزند و تا ريشه كن كردن شرك و چندگانه پرستى به اين مبارزه الهى ادامه دهند.
2 ـ اهل كتاب : يهود، نصارا و ديگر پيروان اديان آسمانى كه خود را موحّد مى دانند ولى تحريف ، جـعـل و خـرافـه در ديـانـت آنـان نـفـوذ كـرده و گـمـراهـشـان سـاخـتـه اسـت . آنـان نـيـز در اثـر جـهـل ، تـعـصـّب ، دنـيـاگـرايـى و عوامل ديگر در مقابل مسلمانان موضع گرفته و نه تنها خود اسـلام را نـمـى پذيرند كه حتى نمى گذارند سخن حق مسلمانان به گوش جهانيان هم برسد و براى ريشه كن كردن مسلمانان و حكومتهاى اسلامى به هر توطئه اى دست مى يازند.
در بـيـن اهـل كتاب يهوديان گوى سبقت در دشمنى با مسلمانانِ موحد را از ديگران ربوده اند و از اين نظر در رديف مشركان معاند، بلكه جلوتر از آنهايند. قرآن مى فرمايد:
((لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ امَنوُا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ اَشْرَكُوا)) 

هر آينه شديدترين مردم در دشمنى با مؤ منان ، يهود و مشركان هستند.
يـهـود داراى ويـژگـى ها و پندارهايى است كه شناختن آنها سبب آشكار شدن رازدشمنى و عداوت شديدشان با مسلمانان موحد مى گردد. اجمالى از اين ويژگى ها و روحيات به شرح زير است :
الف ـ تـاءكيد بر خداى محسوس و ديدنى : اصولاً عامّه يهوديان به خداى نامحسوس و ناديدنى ايـمـان نـيـاوردنـد و بـا وجـود هـمـه آيات و معجزات بى شمارى كه از موساى پيامبر(ع ) مشاهده كـردنـد، بـه پـروردگـارش ايـمـان نـيـاوردنـد. هـنـگـامـى كـه بـعـد از سـال هـا اسـارت بـا اعـجـاز موسى (ع ) از دريا گذشتند و غرق شدن فرعونيان را با چشم خود ديدند، به قومى برخوردند كه خدايان و بتهاى مادى را سجده مى كردند. با ديدن خدايان آنها، وقـيـحـانـه از مـوسى (ع ) خواستند: ((...اِجْعَلْ لَنا اِلهاً كَمالَهُمْ الِهَةٌ...))؛ 
براى ما نيز مانند آنان خدايى محسوس قرار بده .
وقـتـى حـضرت موسى (ع ) به ميعاد رفت و به امر خدا ده روز بيشتر توقف كرد، آنان گوساله طلايى سامرى را به خدايى پذيرفتند، زيرا دلشان از محبت بت پرستى و گوساله پرستى سيراب شده بود. 
وقتى هم به ميقات رفتند به صراحت گفتند:
((لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً)) 

(اى موسى ) ما به تو ايمان نمى آوريم تا زمانى كه خدا را آشكارا ببينيم .
همه اين فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق ومحبت به خدايى ديـدنـى مـثـل گـوسـاله طـلايـى كـه تـلا لوى طـلاى آن چـشـم را خـيـره كـنـد، دل آنها را سيراب كرده و واله و شيدا ساخته بود و هيچ گاه حاضر نبودند به خدايى غير مادى و محيط بر جهان ماده و ناديدنى ايمان بياورند.
ب ـ دنـيـا طـلبـى و دنيا خواهى زايد الوصف : يهود حرص و ولع بسيارى نسبت به دنيا و مطامع دنيايى دارد:
((وَلَتـَجـِدَنَّهـُمْ اَحـْرَصَ النـّاسِ عـَلى حـَيـوةٍ وَ مـِنَ الَّذيـنَ اَشـْرَكـوُا يـَوَدُّ اَحـَدُهـُمْ لَوْ يـُعـَمَّرُ اَلْفـَ سَنَةٍ)) 

و آنـهـا را حـريـص ترين مردم و حتى حريص تر از مشركان بر دنيا خواهى يافت . هر يك ازآنها دوست دارد كه هزار سال عمر كند.
هـمـيـن عـلاقـه بـسـيـار، آنـهـا را نـسـبـت بـه جـمـع آورى مـال ، حـريـص و نـسـبـت بـه بخشش آن ، بخيل كرده و به حرام خوارى و رباخوارى كشانده است قرآن كريم در مورد اين خصلت زشت يهود چنين مى فرمايد:
((فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادوُا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمَْ وَ اَخْذِهِمُ الرِّبوا وَ قَدْنُهوُا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ)) 
بـه خـاطـر ظـلم يـهـوديـان و ربـا خـوارى آنـان بـا ايـنـكـه از آن نـهـى شـده بـودنـد و خـوردن اموال مردم به باطل ، طيباتى كه براى آنان حلال بود، بر آنان حرام كرديم .
هـمـيـن دنـيـاطـلبـى ، شـهـوت پـرسـتـى ، مـال دوسـتـى ، حـرام خـوارى ، بـخـل و خـسـّت آنـان را بـه دشمنى با پيامبران و تكذيب و كشتن آنان وادار نمود؛ زيرا پيامبران الهى آنان را از اين اعمال زشت باز مى داشتند و مانع هواپرستى آنان مى شدند:
((اَفـَكـُلَّمـا جـاءَكـُمْ رَسـوُلٌ بـِمـا لا تـَهـْوى اَنـْفـُسـُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلوُنَ)) 

هرگاه پيامبرى با دستوراتى مخالف هواى نفس شما آمد، استكبار ورزيديد و گروهى را تكذيب كرديد و گروهى را كشتيد.
ج ـ جـعـل ، تـحريف و كتمان : يهوديان براى رسيدن به اهداف پليد و توجيه اقدامات ناصحيح خود در طول تاريخ به جعل ، تحريف و كتمان متوسل شده اند، قرآن به مسلمانان آگاهى مى دهد كه به ايمان آوردن يهوديان اميدوار نباشيد؛ زيرا اينان كتاب و كلام خدا را بعد از فهميدن آن ، تـحـريـف مـى كـنـنـد. تـورات را ورق ورق كـرده و قـسـمـت هـايـى از آن را كه به نفعشان است يا بـرايـشـان ضـررى نـدارد آشـكـار مـى كنند و بقيه را پنهان مى سازند. حقايق ، پيشگويى ها و بـشـارت هـاى تورات و پيامبران را كتمان مى كنند و عامّه يهود نيز با اينكه مى دانند عالمانشان اهل فساد، خلاف ، جعل و تحريف اند از آنان پيروى مى كنند. 

د ـ پندارهاى باطل : درست است كه در برهه اى از زمان ، يهود به خاطر اين كه به موسى ايمان آوردنـد و در دوران اسـارت فـرعـونـيـان بـر تـعاليم اجدادشان ابراهيم ، اسحاق و يعقوب (ع ) اسـتـقـامـت ورزيـدنـد ، مـورد عـنايت خدا قرار گرفتند و خداوند آنان را به عنوان قوم برگزيده انـتخاب كرد و وارث زمين ساخت و...؛ ولى آنها به ملاك اين عنايت خداوندى توجه نكردند و آن را تـفـسـيـر قـومى و نژادى كردند و خود را به طور مطلق و در هر صورت قوم برتر پنداشتند و هـنـوز نـيـز ايـن پـنـدار بـاطـل را در سـرمى پرورانند و نژاد يهود را نمونه انسان و انسان هاى نـمـونـه دانسته و بقيه نژادها را پست تر از حدّ انسانيّت مى دانند و معتقدند كه آنان براى خدمت بـه نـژاد يـهـود آفـريده شده اند و يهود در مقابل ظلم و ستم بر آنان به هيچ وجه بدهكار نمى گردد و مؤ اخذه نمى شود. 

ه‍ ـ دشمنى با مبلغان توحيد و عدالت و فضيلت : ويژگى هايى كه بر شمرديم از يهود، قومى لجـوج ، طـغـيـانـگـر، دنـيـا طـلب و خـشـن سـاخـتـه اسـت كـه در طول تاريخ ، با پيامبران ، مصلحان و موحدان در افتاده اند؛ زيرا آنان را سدى در برابر هوا و هوس خود ديده اند و اين دشمنى و عداوت با وارثان پيامبران ادامه يافته است . از پيامبر در اين باره نقل شده است كه فرمود:
((هـيـچ فـرد يـهـودى بـا مـسـلمـانـى خـلوت نـكـرد، مـگـر ايـنـكـه تـصـمـيـم بـه قتل آن مسلمان گرفت .)) 

دشـمـنـى يـهـود با مسلمانان از صدر اسلام تا كنون باشدتى رو به تزايد ادامه يافته و كم بوده اند يهوديانى كه در اين مدت طولانى از عداوت و تعصب دست بر داشته باشند و اسلام را پـذيـرفـتـه بـاشـند و امروزه نيز صهيونيستها و يهوديان نژادپرست و افراطى بزرگ ترين دشمن مسلمانان به شمار مى روند.
نـصـارا و ديـگـر گـروه هـاى اهـل كتاب نيز گر چه در دشمنى با مسلمانان به پايه يهود نمى رسـنـد، ولى آنـهـا نـيـز بـه خـاطـر پـنـدارهـاى غـلط، حـسـادت و ديـگـر عـوامـل ، عـلَم دشـمـنـى بـا مـسـلمـانـان را بـر افـراشـتـه در طـول تـاريخ اسلام بارها و بارها با مسلمانان در افتاده اند. بر مسلمانان لازم است كه در مرحله اول بـا تـبـليـغ و تـبـيـيـن صـحـيـح ديـن خـود و تـشـريـح مـواضـع جعل و خرافه در آن مذاهب ، آنان را هدايت كرده و به جبهه ايمان رهنمون شوند و در صورتى كه عـنـاد و سـركـشـى آنـان را بـه انـكـار، مـعـانـدت ، تـوطـئه و هـجوم واداشت عليه آنان به مبارزه برخيزند و تا تسليم شدن يا ايمان آوردن آنها به اين مبارزه ادامه دهند.
3ـ دشـمـنـان ديـگـر جـوامـع اسـلامـى : در صـدر اسـلام فـقـط يك حكومت اسلامى وجود داشت و همه مـسـلمـانـان تـحت لواى آن حكومت بودند و دشمنان در جبهه مخالف اين حكومت قرار داشتند؛ ولى در قـرنـهـاى بـعـد بـه دلايل مختلف حكومت اسلامى از قالب وحدت بيرون شد و متعدد گشت و امروز كـشـورهاى مختلفى وجود دارند كه غالب مردم آنها مسلمان بوده و حكومتهاى اين كشورها نيز داعيه اسلامى بودن دارند ـ گر چه ميزان صداقت اين ادعاها مورد بحث است ـ همچنان كه اقليت هاى مسلمان در كـشـورهـاى غـيـر اسـلامـى نيز وجود دارد. از آن جا كه مسلمانان در حكم پيكر واحد مى باشند و هـمـگـى بـرادرنـد، ( 92) اگـر گـروهـى از مسلمانان ـ چه يك كشور اسلامى و چه يك اقليت مـسـلمـان ـ مـورد ظـلم و سـتم مشركان و كافران قرار گرفت ، بر ديگر مسلمانان واجب است در حد تـوان بـه كـمـك بـرادران مـسـلمـان خـود شتافته و آنان را يارى دهند همچنان كه از امام على (ع ) نقل شد، دشمن دوست انسان ، دشمن انسان است و مسلمانان برادران دينى ، هستند و دشمن آنها دشمن ما هم هست . در حقيقت آنچه كينه و عداوت دشمنان را عليه مسلمانان برانگيخته ، داعيه اسلام خواهى ، حـق طـلبى و عدالت گسترى مسلمانان است و اگر فعلاً با ما اعلام دشمنى نكردند و با گروه ديـگـرى از مسلمانان سر عداوت دارند، از اين جهت است كه توان بيشترى ندارند. آنها با از ميان برداشتن آن اقليت مسلمان يا آن كشور مسلمان ، به سراغ ديگرى مى روند و همين طور سرستيز را دنـبـال مى كنند تا نوبت به ما برسد؛ پس نبايد گمان كنيم كه دشمنى آنان با گروه ديگرى اسـت و بـا مـا عـداوت نـدارند لذا ما هم با آنها دشمنى نداشته باشيم ! آنها با اسلام و تعاليم انسان ساز، عدالت گستر و ظلم ستيز آن دشمنى دارند نه با گروهى خاص از مسلمانان .
4 ـ مـسـلمـانـان تـجـاوزگـر: گـروهـى از مـسلمانان كه براى منافع دنيوى و دشمنى هاى نشاءت گـرفـتـه از انگيزه هاى غير الهى ، گروه ديگر را مورد تجاوز قرار داده اند، بر همه مسلمانان لازم اسـت آنـان را از تـجـاوز و سـركـشـى بـازداشـتـه و بـيـن دو گروه متخاصم صلح و دوستى بـرقـرار سـازنـد و اگـر گـروه تجاوزگر حاضر به پذيرش صلح و دست كشيدن از تجاوز نشد، بايد با آنها مبارزه كرد و آنها را به پذيرش ‍ صلح وادار نمود.
((وَ اِنْ طـائِفـَتـانِ مـِنَ الْمـُؤْمِنينَ اقْتَتَلوُا فَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَيهُم ا عَلَى الاُْخْرى فـَق اتـِلوُا الَّتـى تـَبـْغـى حـَتـّى تـَفـى ءَ اِل ى اَمـْرِ اللّ هِ فـَاِنْ ف اءَتْ فـَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا)) 

اگـر دو طـايـفـه از مـؤ مـنـان بـا هـم بـجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر يكى از آن دو بر ديـگـرى تـعـدّى كـرد، بـا آن كـه تعدّى مى كند بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت ، ميان آن دو را به عدالت سازش دهيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 17:10  توسط سالار  |