تبليغاتX
صهیونیزم و ادیان

صهیونیزم و ادیان

تلاش برای فتح جهان

برای کمک به شیعیان بحرین امضا کنید

پست ثابت 

دوستان لطفا همکاری کنند


به گزارش شیعه آنلاین، کمپین دفاع از ملت مظلوم بحرین فعالیت رسمی خود در فضای مجازی را آغاز کرد تا بتواند با جمع آوری یک میلیون امضا، سازمان ملل متحد را مجبور کند با ورود به عرصه بحرین، چاره ای برای حل بحران جاری در این کشور بیابد و راهی برای نجات ملت مظلوم این کشور به دست رژیم آل خلیفه که با همکاری رژیم اشغالگر آل سعود به جان مردم بی گناه افتاده، بیفتد.

کاربران محترم می توانند با مراجعه به آدرس اینترنتی www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html و رفتن به بخش پایینی صفحه و کلیک کردن کلید cilck here to sing petition ، فرم را پر کرده و با ارسال آن جزو امضا کنندگان این نامه باشند.

پست ثابت

+ نوشته شده در  شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 4:40  توسط سالار  | 

کارتون هائی که دیگر سرگرمی نیستند


نه تنها بسیاری از مطالبی که به بزرگسالان مرتبط می باشد، به درون کارتون های کودکان خزیده است، بلکه اکثر برنامه های کودکان را نیز در برگرفته است. ما درباره شخصیت های کارتونی که با پوست موز سُر می خورند و به زمین می افتند صحبت نمی کنیم. داده ها نشان می دهد داستان هایی که امروزه محبوب می باشند، مملو از بی حرمتی است که شامل همه چیز می باشد. از تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر همچون کوکائین، اس تی دی، کریستان و… . هم اکنون محتوای و مضامین جنسی بیشتر از مضامین خشونت در کارتون ها یافت می شود.
سازمان «والدین و تلویزیون» آخرین نتایج تحقیقاتی خود با عنوان «کارتون سرگرمی نیست» را منتشر کرد.

بر اساس اطلاعات سایت نیلسون، نتایج تحقیقات بیان کننده حقایق تکان دهنده ای از محتوای کارتون های شبکه های مخصوص کودکان و نوجوانان سنین ۱۲-۱۷ سال می باشد. این تحقیقات بازتاب کننده ی آن است که کودکان، بیشترین وقت خود را صرف کارتون های محبوب شبکه هایی همچون ادالت اسویم، کارتون نتورک، دیزنی کانل، و نیک ات نایت می کنند.

تیم وینتر، رئیس این سازمان می گوید: داده های موسسه نیلسون بیان می کند که کودکان و نوجوانان بیشترین وقت خود را صرف کدام یک از شبکه ها می کنند. یافته های این گزارش برای بسیاری از پدرها و مادرها ناراحت کننده خواهد بود. کلمه «بزرگسال» نه تنها بیان کننده مضمون خود کارتون ها می باشد، بلکه بیان کننده محصولاتی است که به کودکان عرضه می شود.

وی در ادامه می افزاید: نه تنها بسیاری از مطالبی که به بزرگسالان مرتبط می باشد، به درون کارتون های کودکان خزیده است، بلکه اکثر برنامه های کودکان را نیز در برگرفته است. ما درباره شخصیت های کارتونی که با پوست موز سُر می خورند و به زمین می افتند صحبت نمی کنیم. داده ها نشان می دهد داستان هایی که امروزه محبوب می باشند، مملو از بیحرمتی است که شامل همه چیز می باشد. از تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر همچون کوکائین، اس تی دی، کریستان و… . هم اکنون محتوای و مضامین جنسی بیشتر از مضامین خشونت در کارتون ها یافت می شود.

طی این دوره مطالعاتی، بی حرمتی های تند و تصاویر جنسی، بخش عمده ی این کارتون ها را تشکیل داده است. شبکه های کارتونی در استفاده از سیستم ازریابی به منظور هشدار دادن به والدین در خصوص مضامین جنسی، گفتگوهای اغوا کننده و سخنان رکیک، صد در صد ناموفق عمل کرده اند.

وی ادامه داد : ما نیز پی بردیم که این شبکه ها محصولات سرگرم کننده بزرگسالان همچون فیلم ها و دی وی دی های مستهجن و شو ها را برای کودکان تبلیغ می کرده است. والدین در این خصوص باید کمال دقت را در تصمیمات خود بکار ببرند.

این سازمان ۱۲۳ قسمت از برنامه های انیمیشنی که از شبکه های مذکور پخش می شده است را به منظور یافتن مضامین جنسی، خشونت، مواد مخدر و بی عفتی و بی حرمتی از ۲۱ مارس ۲۰۱۱ الی۱۴ اوریل ۲۰۱۱ بررسی کرد.

کارشناسان طی چهار هفته بررسی این برنامه ها ۱۴۸۷ مورد درباره مضامین مختلف فوق مستند سازی کردند. به طور متوسط این بینندگان کوچک در هر دو دقیقه و ۱۹ ثانیه، در معرض یکی از موضوعات فوق قرار می گرفته اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1390ساعت 12:52  توسط سالار  | 

نمادشناسی کمپانی والت دیزنی / القای پیام به مخاطب

 گروه فرهنگ نکته نیوز : شاید به جرات بتوان گفت که القای پیام به مخاطب، یکی از سخت ترین و در عین حال پر سود ترین کارها در دنیا باشد. خواه تجاری، سیاسی و خواه فرهنگی . ارتباطات یا Communication عبارت است از فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده، مشروط به آنکه در بستر اعتماد و مشارکت، به مشابهت معنایی مورد نظر فرستنده در گیرنده و به بازخورد مناسب بیانجامد.


با این تعریف درمی یابیم که نقش مخاطب در فرایند پیام بسیار تاثیرگزار بوده، و همچنین قابل احترام است.میتوان گفت که بستر ارتباط در چند شاخه خلاصه می شود، ارتباط انساني، ارتباط كلامي، ارتباط غيركلامي، ارتباط (تماس) ماشيني، ارتباط سازماني کمپانی ها تبلیغاتی و فیلم سازی بیش از هشتاد سال است که نقش پیام رسان را برای مردم ایفا میکنند.یکی از این شرکت های عظیم والت دیزنی آشنای دیرین خانه های ایرانی ها است.

اولین انیمیشن والت دیزنی در دهه پنجاه شمسی در ایران پخش شد و تا همین الان هم این شرکت مهمان ناخوانده خانه های ما است.

کمپانی والت دیزنی در ۱۶ آگست سال ۱۹۲۳ توسط دو برادر به نام های walt و roy.o شروع به کار کرد . در ابتدا این کمپانی به شکل یک استدیو انمیشین سازی اداره می شد و سپس با فرایند رو به رشدی که طی کرد تبدیل به یک کمپانی تاثیرگزار در دنیا شد. دنیایی که والت دیزنی تصویر می کرد، یک جامعه به اصلاح آرمانی بود که هنوز طرف داران خود را دارد.


در طول این سالها این کمپانی فرستنده هزاران پیام برای مخاطبان خود در سراسر دنیا بوده است.در علم ارتباطات فرستنده پیام يكي از عناصر آغازين فرآيند ارتباط است كه مي‌توان آن را به نوعي شروع پروسه ارتباط دانست. از شروط موفقيت يك فرستنده مي‌توان به "شهرت فرستنده"، "اهداف (هدفمند بودن) فرستنده"، تجهيزات فرستنده (از لحاظ نيرو، برنامه، وسايل، مديريت و سازمان"، "تخصص فرستنده") و نيز كسب اعتبار از طريق امانت‌داري صداقت و راستگويي اشاره كرد. همچنين فرستنده بايد سازوكار "اصلاح خود" را با "پذيرش نقد" و "توجه به بازخوردها" فراهم كنند، وبه راستی در یک نگاه سطحی والت دیزنی همه اینها را با هم دارد.

اما نمادشناسی این کمپانی چیز دیگری می گوید.در سال ۱۹۳۰ به کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه تلویزیونی کارتون میکی موس شد که در نوع خود کاری بسیار جدید و عوام پسند بود. این کارتون پر سروصدا که خیلی معمولی به نظر می رسید، پس از گذشت یک دهه منادی تفکر ماسونی برای مردم دنیا به شکل نا محسوس بود . استفاده از چند نماد از قبیل لباس لوژ ها که بر تن شخصیت اصلی داستان بود و همینطور دستکش سفید که نمادی دیگر به شمار می آمد .

در دهه ۱۹۴۰ میلادی کمپانی انجام وظیفه ای خطیر را بر عهده گرفت. آماده سازی افکار نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ ساله برای شکل گیری کشور اسرائیل. کمپانی والت دیزنی با تهیه کنندگی چند اثر تاریخی به این مهم دست یافت.

در اینجا پای مخاطب به میان می آید، دريافت كننده پيام در فرآيند ارتباط، "گيرنده"( Receiver) نام دارد. در موضوع گيرنده مي‌توانيم به "تجهيزات دريافت"، "زمان دريافت"، "مكان دريافت، و "ابزار دريافت" اشاره كرد. "در دسترس بودن" و "برخورداري از روحيه انتقادي" در گيرنده‌ها قابل تأمل است. در گيرنده همچنين بهتر است "اعتماد به فرستنده" و "زبان مشترك" لحاظ شود.

والت دیزنی با هنرمندی تمام این عناصر را برای همه فراهم کرد .پس از جنگ جهانی دوم و تکاپوی صهیونیست برای شکل گیری کشور مستقل اسرائیل، این کمپانی دست به کار شد و شروع به ساخت انیمیشن های کرد که قوم یهود را مظلوم جلوه دهد. از این رو آثار بسیارقوی، تاثیرگزار و جذاب این کمپانی در دهه ۱۹۴۰ این شرکت را به اوج ثروت و شهرت رساند.

ایستگاه بعدی والت دیزنی جا انداختن نمادهای غیر اخلاقی در ذهن کودکان بود. دیزنی با لایحه پورن (مسائل شهوت انگیز) اینترنتی و همینطور قانون حفاظت از کودکان در مقابل اینترنت که مسائل جنسی و شهوت انگیز را برای کودکان محدود می کند مخالفت کرد.

استفاده از اشکال نامناسب بصری و شوخی های غیراخلاقی در انیمیشن ها و نشان دادن برخی مسائل که بر روحیه کودکان اثر بسیار زیادی داشت از کارهای کمپانی والت دیزنی بود. در پاره ای از مواقع خانواده های آمریکایی برای انتقال مسائل جنسی در انمیشین های والت دیزنی به این کمپانی شکایت کردند و یا حتی کودکان خود را از دیدن این فیلم ها منع کردند. به طور مثال در دهه ۱۹۹۰ میلادی انمیشینی پخش شد که در آن یک کشیش در زمان خواندن عقد بین دو نفر حرکت بسیار ناپسندی را به نمایش می گذاشت که باعث تجمع تعدادی از والدین کودکان مقابل دفتر کمپانی شد. در ژوئن ۱۹۹۶، دیزنی به راه اندازی ششمین همایش «روز همجنس بازان مرد و زن در دنیای دیزنی»کمک کرد. دراین همایش، دیزنی اجازه داد تا دست اندرکاران همجنس باز، میکی ماوس (Mickey Mouse) و دونالد داک (Donald Duck) را به صورت عاشقان همجنس باز مرد به تصویر کشند. همینطور اجازه داد مینی ماوس (Minnie Mouse) و دیزی داک (Daisy Duck) به عنوان عاشقان همجنس باز دختر به تصویر کشیده شوند.

تاثیرگزاری والت دیزنی بدون شک هدفدار بوده است. در یک پژوهش ساده از انیمیشن های تولید شده بین ۱۹۸۰ تا کنون به وضوح می توان دریافت که در هر زمانی به فرا خور صفات و اهداف برخی از کشورهای دنیا این کمپانی تغییر مسیر داده و در راهی متفاوت گام برداشته است. با بالا گرفتن تب شیطان پرستی در دنیا هدف بعدی این کمپانی تبلیغ این فرقه انحرافی برای مردم دنیا بود. کمپانی والت دیزنی با مشارکت در پروژه های شیطان پرستی،تهیه و جمع بندی آثار ادبی در بین کودکان سعی کرد که دیدگاه معنوی و بسیار موجه به این جریان بدهد. یکی از این کارها مشارکت در ساخت فیلم هری پاتر بود که سود خوبی را برای کمپانی در بر داشت .به طور مثال همواره گربه نماد اصلی فیلم های والت دیزنی است. جا انداختن مفهوم کودتا و انقلاب های دموکراتیک در ذهن کودکان خاورمیانه و همینطور تامین اعتبار از بنیادهای صهیونیستی به ویژه "ایپیک"نیز در کارنامه این شرکت انیمیشن سازی دیده می شود. میانگین درآمد این شرکت ۳۴ میلیارد در هر سال بوده است که در نوع خود بسیار قالب توجه است.

والت دیزنی گذشته از سرگرمی و شوخی یک فرایند جامعه شناسی را طی کرده و به تربیت چند نسل پرداخته است. شاید بتوان گفت پدر و مادرهای بی تفاوت امروز جامعه ما دست پرورده کارتون های والت دیزنی باشند، وشاید التهاب بصری کودکان در برخی زمینه ها کار انیمیشن های این کمپانی است.در تعریف التهاب بصری میتوان گفت:تلاش یک جلوه بصری برای عادی نشان دادن مسائل جنسی برای قشر نوجوان.

با بیشتر مخاطبان والت دیزنی که صحبت میکنی به موضوعی جالب پی میبری همه به یک عنصر توجه میکنند. و آن هم غیر سیاسی بودن این کمپانی است.هنر این کمپانی دقیقا در همین است که تمام پیام های خود را در پناه غیر سیاسی بودن انتقال داده و همواره در تلاش است تا به همین منوال ادامه بدهد.

شاهکار این کمپانی پس از سال ۲۰۰۰ میلادی مشهود شد. چون تمام شرکت های تابع آن به طور مستقل تبدیل به یک کمپانی مستقل شدند.پس از مرگ بنیان گزاران این شرکت فیلم سازی کمپانی ترجیح می دهد که بیشتر سرمایه گزار باشد تا سازنده اصلی ،اما هنوز آثار این کمپانی قابل توجه است. شرکت والت دیزنی در واقع شامل شرکت فیلم و شرکت برگزار کننده نمایش های داخل سالن می باشد . از سال ۲۰۰۲ این شرکت توسط آقای دیک کوک اداره می شود.

منبع : خبرگزاری نکته نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1390ساعت 2:0  توسط سالار  | 

مشرق:

"عملیات هالیوود" کتابی است که توسط دیوید ال. راب در سال 2004 منتشر گردید.

وی در هر فصل از 49 فصل این کتاب، با ارایه اسنادی به شیوه های کنترل و دخالت پنتاگون در هالیوود و سانسور و یا تغییر محتوای فیلمنامه ها و نظارت و ارزیابی و تایید نهایی پنتاگون می پردازد.

دیوید ال. راب، که مدتی زیادی را به روزنامه نگاری در نیویورک تایمز، واشنگتن پست، لس آنجلس دیلی نیوز، نیشن (ملت)، لس آنجلس هفتگی و سالن، مشغول بوده و اکنون فرد سرشناسی است؛ با تسلط و آگاهی از فشارها و جریانات حاکم بر هالیوود، در مقدمه کتابش به نکاتی می پردازد که قابل تامل است:

  • - پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) به فیلمسازان می گوید که در فیلم ها چه چیزهایی باید گفته شود و چه چیزهایی نباید گفته شود. این کثیف ترین (کار) هالیوود است.
  • - "الیور استون": بیشتر فیلم ها درباره ارتش پوسترهایی برای جذب نیروی تازه است."
  • - همچنین قبل از آنکه فیلم به عموم مردم عرضه شود مقامات پنتاگون باید آن را ببینند!
  • - در واقع کنگره خود نیز یکی از اهداف ارتش برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی بوده است که این کار نیز از طریق گنجاندن پروپاگانداهای ارتش در فیلمها و برنامه های تلویزیونی انجام می شده است.
  • - آنها به فیلمهایی کمک می کنند که حقایق درباره نبرد را فاش نکند و آنها به فیملهایی که به دنبال گفتن حقایق درباره جنگ هستند کمک نمی کنند.
  • - طی 50 سال گذشته، صدها فیلم روند اخذ موافقت ارتش را طی کرده اند و به اتاق حذف کردن تصاویر فیلم ها وارد شده اند و اتاق حذف دیالوگ ها، شخصیت ها و حذف صحنه ها را سپری کرده اند.
  • - تمامی این فیلم ها تحت تغییرات قرار گرفته اند.
  • - پنتاگون در محبوب ترین برنامه کودکان که عبارتند از "لاسي" (Lassie) و "میکی ماوس" (Mickey mouse club) درصدد تاثیر گذاری بر کودکان بوده است؛ تا نیروهای مسلح را برای کودکان جذاب تر جلوه دهد.

متن کامل مقدمه کتاب عملیات هالیوود، در زیر آمده است:

مقدمه

ممکن است ما فکر کنیم که محتوای فیلم های آمریکایی رها از دخالت دولت است؛ اما در واقع برای چندین دهه است که پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) به فیلمسازان می گوید که در فیلم ها چه چیزهایی باید گفته شود و چه چیزهایی نباید گفته شود. این کثیف ترین (کار) هالیوود است.

سازندگان فیلم و برنامه تلویزیونی نیز اجازه دخالت پنتاگون در فیلم هایشان را می دهند چون همکاری با پنتاگون می تواند پول بسیار زیادی را برای آنها به همراه داشته باشد. در صورتی که ارتش با قرض دادن تجهیزات و کمک های خود برای ساخت این فیلم ها موافقت کند، میلیون ها دلار از هزینه ساخت اینگونه فیلم ها کاسته می شود.

تمامی تولید کنندگانی که خواستار دریافت اینگونه کمک ها از پنتاگون هستند باید 5 نسخه از کپی فیلم نامه را برای تایید به پنتاگون بدهند و هر تغییری را که پنتاگون خواستار آن است انجام دهند و دقیقا فیلمنامه را که مورد تایید پنتاگون است به فیلم تبدیل کنند.

همچنین قبل از آنکه فیلم به عموم مردم عرضه شود مقامات پنتاگون باید آن را ببینند!

این یک معامله پرسود شیطانی است که قراردادی خوب برای هر دو طرف به شمار می آید و تنها چیزی که هالیوود بیشتر از یک فیلم خوب دوست دارد، یک معامله خوب است.

"الیور استون" (Oliver Stone) که یک فیلمساز است معتقد است: آنها (پنتاگون) همه را فاحشه کرده اند چون از ما می خواهند دیدگاه های خود را به آنها بفروشیم.

استون از دریافت کمک های ارتش برای فیلم "جوخه" و "متولد چهارم جولايPlatoon and Born on the Fourth of july) که درباره دوران جنگ ویتنام است؛ محروم ماند.

این فیلمساز می گوید:" آنها (پنتاگون) خواستار ساخته شدن نوع خاصی از فیلم هستند. آنها نمی خواهند با فیلمی که روی منفی جنگ را نشان می دهد به تعامل بپردازند. آنها به فیلمهایی کمک می کنند که حقایق درباره نبرد را فاش نکند و آنها به فیملهایی که به دنبال گفتن حقایق درباره جنگ هستند کمک نمی کنند. بیشتر فیلم ها درباره ارتش پوسترهایی برای جذب نیروی تازه است."

این همکاری (میان پنتاگون و هالیوود) عملی است چون پنتاگون دارای آن چیزی است که هالیوود می خواهد که شامل دسترسی به سخت افزارهای نظامی پیچیده چندین میلیارد دلاری برای استفاده در فیلم ها است و هالیوود نیز دارای آن چیزی است که پنتاگون خواستار آن است و آن دسترسی به کره چشم میلیون ها بیننده و نیروهای نظامی بالقوه است و پنتاگون نیز کاملا درباره علت فراهم کردن این کمک ها به هالیوود صادق است. بر اساس کتاب " راهنمای تولیدکنندگان برای همکاری صنایع سرگرم کننده با ارتش آمریکا" که کتاب راهنمای ارتش به شمار می آید، این همکاری باید به جذب نیروهای نظامی تازه و ابقای پرسنل کنونی ارتش کمک کند.

طی 50 سال گذشته، صدها فیلم روند اخذ موافقت ارتش را طی کرده اند و به اتاق حذف کردن تصاویر فیلم ها وارد شده اند و اتاق حذف دیالوگ ها، شخصیت ها و حذف صحنه ها را سپری کرده اند.

تمامی این فیلم ها تحت تغییرات قرار گرفته اند چون کسی در ارتش نمی خواهد که اینگونه صحنه ها یا دیالوگ ها در فیلم وجود داشته باشد.

پنتاگون حتی از فیلم ها و برنامه های تلویزیونی برای هدف قرار دادن کودکان به عنوان نیروهای نظامی آینده استفاده کرده است. پنتاگون در محبوب ترین برنامه کودکان که عبارتند از "لاسي" (Lassie) و "میکی ماوس" (Mickey mouse club) درصدد تاثیر گذاری بر کودکان بوده است با فشاری پنتاگون بخش هایی از این دو برنامه تلویزیونی کودکان بازنویسی شده است تا نیروهای مسلح را برای کودکان جذاب تر جلوه دهد.

دادگاه عالی مدت ها است که بر اساس قانون مشخص کرده است که دولت این اجازه را ندارد تا مزایایی را به کسانی که در موافقت با آن صحبت می کنند، اعطا کند در حالی که از اعطای مزایای مشابه به کسانی که در مخالفت با دولت صحبت می کنند، امتناع می کند.

(به طور مثال) در یک نمونه در سال 1995 در مورد دانشگاه ویرجینیا، دادگاه به طور شفاف حکم صادر کرد: در محدوده اظهارات یا سخنرانی خصوصی، مقررات دولتی این امکان را ندارد که یک سخنران را بر دیگری برتری دهد.

و هنوز، پنتاگون که برای بیش از 50 سال است که اینگونه اقدامات را انجام می دهد در دادگاه ها به چالش کشیده نشده است. اگر چه کارشناسان برجسته متمم نخست قانون هم اکنون در حال مطرح کردن این موضوع هستند که این اقدام پنتاگون به طور رسوا کننده غیر قانونی است.

و کنگره که وظیفه نظارتی دارد، هرگز یک بار نیز به جایگاه استفاده پروپاگاندا توسط قدرتمندترین ارتش جهان در قدرتمندترین رسانه جهان، در منافع عمومی نگاه نکرده است.

در واقع کنگره خود نیز یکی از اهداف ارتش برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی بوده است که این کار نیز از طریق گنجاندن پروپاگانداهای ارتش در فیلمها و برنامه های تلویزیونی انجام می شده است.

سرگرد "دیوید جئورجی" که مشاور فنی ارتش در ده ها فیلم و برنامه تلویزیونی بوده است، هم اکنون این موضوع را تایید کرده است که کنگره در لیست اهداف پنتاگون قرار داشته است.

وی در تشریح انگیزه پنتاگون برای قرار دادن تصاویر مثبت از ارتش در فیلم ها می گوید:" ما می خواستیم به کنگره نشان دهیم که چه چیزی می توانیم انجام دهیم. واضح است که یک فیلم همیشه 100 درصد واقعی نیست بنابراین زمانی که کنگره این فیلم ها را می بینند، آنها این فیلم را در شرایطی مساعد می بینند و این به ما در جذب بودجه از کنگره کمک می کند.

در صفحات آتی شما خواهید دید که هالیوود چگونه با اقدام بی رحمانه ارتش برای پوشاندن دستکاری در نظراتمان همدستی کرده است. این دستکاری ها در نظراتمان درباره سیاست های جهان، تاریخ آمریکا، ماهیت جنگ، و بالاتر از همه خود تصویر ارتش آمریکا است.

تذکری درباره منابع

خواننده می تواند لیستی از تمام کسانی که برای کتاب "عملیات هالیوود" از آنها مصاحبه شده را در انتهای کتاب ببینند. برخی از شخصیت ها به دلیل نگرانی برای شغلشان، خواستند که مجهول باقی بمانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1390ساعت 17:25  توسط سالار  | 

والت ديزني و صهيونيسم بين الملل

والت ديزني و صهيونيسم بين الملل

نويسنده : سيد حسين زرهاني



تداوم سياست دولت آمريكا مبني بر كنترل نكردن صنعت ارتباطات نه تنها منجر به افزايش رقابت نشده، بلكه سبب ادغام شركت‌هايي شده كه با به وجود آوردن غول‌هاي رسانه‌اي, محصولات چند ميليارد دلاري توليد مي‌كنند. اين غول‌هاي رسانه‌اي با سرعت به رشد خود ادامه مي‌دهند و طي دهة 1990 به لحاظ گستردگي تقريباً سه برابر شده‌اند.مي توان به شهروندان آمريكايي گفت كه هرگاه تلويزيون تماشا مي‌كنيد ـ چه از شبكة محلي يا از شبكة كابلي و ماهواره‌اي ـ ، هرگاه در خانه يا سينما به تماشاي يك فيلم مي‌نشينيد، هر گاه به راديو يا موسيقي گوش مي‌دهيد, هرگاه روزنامه، مجله يا كتابي مي‌خوانيد, مطمئن باشيد كه آن محصول به واسطة يكي از اين ابر كمپاني‌هاي رسانه‌اي تهيه يا پخش شده است.

يكي از مهم ترين كمپاني هاي توليد فرآورده هاي فرهنگي در آمريكا ، ابر رسانه والت ديزني است.دومين غول بزرگ رسانه‌اي با درآمد 23 ميليارد دلاري در سال 1997, شركت والت ديزني است.در حالي كه اسم اين كمپاني هنوز فيلم‌هايي همچون "سفيدبرفي "، والت ديزني را به ياد ما مي‌آورند, اين كمپاني تحت مديريت "ايسنر " به توليد بخش عظيمي از فيلم‌ها كه به اصطلاح "ويژة افراد بزرگسال " است, روي آورده است.
* ميكي موس مايكل ايسنر
شما مي توانيد اين ابر رسانه را با انيميشن ميكي ماوس، در ذهن بياوريد. زيباي خفته، سفيد برفي و هفت كوتوله و .... از ديگر شخصيتهاي ماندگار در ذهن كودكان جهان است. هم اكنون مايكل ايسنر (M.Eisner) رئيس و مدير اجرايي اين شركت، يهودي و با گرايش هاي صهونيستي است. امپراتوري ديزني, تلويزيوني Tachstone, و تلويزيون Buena Vista و نيز شبكه‌هاي كابلي با مجموع 100 ميليون مشترك را در بر مي‌گيرد. در حوزة فيلم‌هاي سينمايي, گروه تصاوير متحرك والت‌ديزني, وابسته به استوديو والت ديزني, توسط "جوزف اروس " كه يك يهودي است اداره مي‌شود. "والت ديزني پيكچرز "، ، "تاچ استون " و "كاروان " شركت‌هاي فيلم‌سازي وابسته به اين گروه هستند. "روس " شركت "كاروان پيكچرز " را در ژانويه 1993 راه‌اندازي كرد و هدايت آن را به همكار يهودي خود "راجر برنبائوم " سپرد. شركت "ميراماكس فيلم " نيز متعلق به ديزني است و توسط برادران وينستين: هاروي و باب اداره مي‌شود. اين دو برادر فيلم‌هاي بسيار مبتذلي همچون "بازي گريه‌دار " "كشيش " و "بچه‌ها " را ساخته‌اند. در سال 1995 كپماني والت ديزني (waltdisney) نوزده ميليارد دلار براي به كنترل در آوردن شبكه ABC پرداخت. اين كار ديزني را به بزرگترين غول رسانه اي تبديل كرد و فردي كه ديزني را رهبري مي نمود ، يعني مايكل ايسنر (M.Eisner) را به قدرتمندترين مرد رسانه هاي جهان مبدل ساخت. او از يهوديان با گرايش شديد صهيونيستي در آمريكا است. اين شبكه داراي ده ايستگاه تلويزيوني در بازارهاي بزرگي همچون نيويورك, شيكاگو, فيلادلفيا, لس‌آنجلس, سان فرانسيسكو و هوستون است. علاوه بر اين موارد, اين شركت 225 ايستگاه تلويزيوني ديگر در ايالات متحده داشته و بخشي از سهام چندين شركت تلويزيوني اروپايي را نيز در اختيار دارد. استفن بارنشتين رئيس و مدير اجرايي شبكة كابلي ESPN وابسته به ABC يهودي است. اين شركت همچنين بخشي از سهام شبكه‌هاي تلويزيوني كابلي A-E, Lifetime را در اختيار دارد؛ هر كدام از اين شبكه‌ها 67 ميليون مشترك دارند. شبكة راديويي ABC , 26 ايستگاه راديويي AM و FM در شهرهاي بزرگي همچون نيويورك, واشنگتن و لس‌آنجلس و نيز بيش از 3400 ايستگاه ديگر را در اختيار دارد. اگرچه ABC/Capital Cites بيشتر يك شركت راديو تلويزيوني است, امّا تنها در سال 1997 در حوزة چاپ و نشر درآمدي بالغ بر يك ميليارد دلار داشته است. اين شركت مالك هفت روزنامه, انتشارات Fairchild (پوشاك بانوان), انتشارات Chilton (لوازم اتومبيل) و گروه نشر Diversified است.

طي اولين روز از رياست ايسنر ديزني - اولين روز چه باور كنيد و چه نكيند وي دستور داد كه فيلمي درباره ي حادثه هاي پيچ وتاب دار جنسي در يك خانواده يهودي عادي درلس آنجلس بسازند. اين اولين فيلم از اين دست بود امّا آخرين آنها نخواهد بود. در واقع آيسنر با ديزني كاري را انجام داد كه خلاف اهداف اوليه اين شركت بود. او ديزني را به ابزار ديگري براي ايجاد ابتذال شديد در آمريكا تبديل كرد. شركت محبوب كودكان دهه 60 و 70 ميلادي به صورت بي پروا به توليد آثار غير اخلاقي نامناسب براي كودكان پرداخت.
هيچ گونه مثال بهتري از نمونه هاي كارهايي كه تحت نظر ايسنر در شركت ديزني توليد شده وجود ندارد.در واقع در سال 1967 هنگامي كه ديزني مرد ، هنوز شركت ديزني حقيقي كه با خط مشي وي كاري كرد و فيلم انيميشني مبتني بر مجموعه داستانهاي كتاب جنگل كيپلينگ (Kipling) توليد كرد. اين فيلم يك فيلم مبتني بر سنت هاي ديزني بوده كودكان را شاد و خوشحال مي كرد و ايشان را شستشوي مغزي نمي داد.امّا در سال 1994 آقاي ايسنر نسخه جديدي از اين فيلم را توليد نمود. در اين نسخه كه در آن انگيزه هاي سياسي به صورت واضحي روشن بود، شخصيت هاي زنده به جاي تصاوير اينميشين حضور داشته و اعمال منافي عفت عمومي انجام مي دادند. او نمي خواهد توجهات آمريكايي ها را به مفاصد خود جلب نمايد. او داستان هايي را با مضامين جنسي روانه بازاي كند و در آن داستان ها به دنبال اهداف خويش است.
اين ها حقايقي از تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌هاي آمريكايي است. تسلط صهيونيستها بر رسانه‌هاي جمعي آمريكا، مهم‌ترين حقيقت زندگي, نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر جهان است. تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌ها به شكل نامحسوسي تعيين كنندة سياست خارجي ايالات متحده است. صهيونيستها با در اختيار داشتن كنترل رسانه‌ها, در واقع كنترل روح و ذهن كودكان آمريكايي, كه سازندة آتيه اين كشور هستند, را نيز در دست دارند. آن‌ها همجنس بازي را شيوه‌اي طبيعي و قابل قبول در زندگي آمريكا جلوه داده‌اند. در واقع يكي از عواقبي كه تسلط صهيونيستها بر رسانه‌ها در آمريكا به دنبال داشته, حس ابتذال بي اخلاقي و احترام به اقليت زرسالار صهيونيست است.
به نظر مي رسد چنگال امپراطوري كمپاني هاي بزرگي همچون "والت ديزني " تيزتر و قويتر از گذشته شده است. به طوريكه فيلم هاي كارتوني آن امروزه سوغات خانه كودكان معصوم هر ملت و فرهنگي شده است. كارتون هايي كه مرزهاي بين طفوليت و بزرگسالي را درنورديده و دوران كودكي را كه در گذشته با حفظ حريم‌ها و مرزهايي با دوران بزرگسالي، تحقق پيدا مي‌كرد، به زوال كشانده است. مضامين موجود در اين كارتون ها به گونه اي است كه انگار محتواي دنياي بزرگسالان را بدون استفاده از هر گونه نظام مرزگونه خاصي ـ آن گونه كه در مورد متون مكتوب شاهد آن بوده‌ايم ـ به كودكان عرضه مي‌نمايد. پيش‌تر بزرگسالان اسرار زندگي خود را ـ همچون اسرار اجتماعي، سياسي و ... كه براي كودكان خود نامناسب تلقي مي‌نمودند ـ با استفاده از نظام‌هاي رمزگونه مكتوب، از دسترس آنها دور نگه مي‌داشتند، اما هم اينك، محصولات رنگارنگ كمپاني ديزني همه اين اسرار را به طور همزمان و در كمترين زمان ممكن به هر فردي و با هر فرهنگي منتقل مي‌نمايد. كودكان ما علاقه دارند كه بدانند سرنوشت "شرك "چه مي شود و يا اينكه سيندرلا و پري دريايي بالاخره با محبوب خود ازدواج خواهند كرد يا خير؟ در چنين اوضاعي، وقتي كودكان در سطح شهر و كوچه خيابان، بر سر در رستوران يا سوپر ماركت و بر روي برچسب تبليغاتي و كيف و مداد و دفتر مدرسه، تصاوير مختلف "شرك " را مي بينند، چندان عجيب نيست كه هميشه چشم به راهش باشند تا با برنامه هايي جديد به ديدارشان بيايد. فلذا در چنين فضايي است كه جامعه‌پذيري كودك بدون هيچ گونه كنترل و نظارتي، صورت مي‌پذيرد. كودكان ما تحت تاثير فرهنگ غالب اين انيميشن ها رشد ميكنند و قطعا چنين چيزي بر نگرش و شخصيت آنان موثر خواهد بود. به اين ترتيب ديزني به دومين خريد بزرگ در تاريخ اقتصاد آمريكا تبديل مي شود و ميزان سود حاصل از فروش محصولاتش در ميان 5 اثر اول دنيا شناخته مي شود.شايد ارايه اين گزارش شما را به ياد پروتكل هاي عقلاي صهيون بياندازد كه در آن راه به بندگي كشاندن اقوام مختلف توسعه فساد اخلاقي و جنسي از طريق رسانه ها است.
به هر حال در سال 2005 مايكل آيزنر جاي خود را به فرد ديگري داد.البته اين به معناي پايان كار يهوديان با گرايش صهيونيستي در ديزني نيست.به جاي او روبرت ايگرRobert A. "Bob " Iger يهودي با گرايش صهيونيستي بر جاي نشسته است.و حكايت هم جنان باقي است....
منبع:خبرگزاري فارس
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 1:41  توسط سالار  | 

دعوت از تیم منچستر برای حمایت از مردم بحرین

در دعوت از تیم منچستر یونایتد سهیم شویم

İmage

8 می ... تیم منچستر یونایتد یک روز بعد از چهلمین روز شهادت شهید شمس بازی خواهد داشت

در دعوت از تیم منچستر یونایتد برای یک دقیقه سکوت به یاد شهید شمس شرکت کنید

شهید شمس

30 مارس بود. همین دو هفته پیش . احمد سعید شمس 15 سالش بود . پیراهن تیم منچستر یونایتد را بر تن داشت . آمده بود بیرون خانه اش در روستای سار تا با دوستانش فوتبال بازی کند . نیرو های امنیتی بحرین با بی رحمی به او تیر اندازی کردند .دستان و پاهایش تیر خوردند ...

حالا تیم منچستر هشتم می بازی دارد . همزمان با چهلمین روز شهادت شهید شمس . یک عده از دوستانش پیشنهاد داده اند که با ارسال ایمیل ها یی به باشگاه منچستر از این تیم بخواهیم به یاد این شهید نوجوان یک دقیقه در ورزشگاه اولد ترافورد سکوت کنند تا باور کنیم هنوز هم در دنیا ورزش و جوانمردی با هم گره خورده است و صدای مظلومانه نوجوانی که که مدارک بیمارستانیش هم برای حذف حقایق مخدوش شده است ، می تواند از تریبون ورزش به گوش دنیا برسد .


متن نامه پیشنهادی به این صورت است :

نام شما

عنوان

تاریخ

Sir Alex Ferguson,
c/o Trafford Training Center,
Birch Road,
Carrington,
Manchester
M31 4BH

Dear Sir Ferguson,

Re: One minute silence before the Chelsea match to remember Ahmad

On 30th March 2011, a fifteen year old boy was shot dead by security forces in Bahrain. His name was Sayyed Ahmad Saeed Shams, and he had been playing football outside his home in the village of Sa’ar when security forces and military personnel ruthlessly gunned him down.
Ahmad was unarmed, and did nothing to provoke such a brutal and lethal response. He died not only as an innocent Bahraini teenager, but also as a typical young football fan wearing a Manchester United jersey.

Images of the young boy lying dead in the Manchester United shirt have provoked massive sorrow in Bahrain during what is an immensely important juncture in the country’s future. The harrowing images have become a symbol of the aspirations of freedom which the Arab peoples wish to achieve.

I would appreciate any effort that the club can make to organise a minute’s silence at Old Trafford before the kick off on Sunday, 8th May between Manchester United and Chelsea. The club has a good record of organising minute’s silence to commemorate tragedies which affect both Manchester United fans, and humanity as a whole. I do not believe that the club’s enthusiasm for such efforts should be lessened by the fact that this tragedy occurred in a foreign country. The boy’s family and people around the world would welcome this gesture from the club as an indication of its commitment to promoting the game of football as a way towards peace, coexistence and dialogue.

Thank you for your time, and I look forward to your response on this urgent matter.

Yours sincerely,

امضا

نام شما
آدرس ایمیل :enquiries@mufoundation.org



لطفا با انتشار این نامه و ارسال ایمیل وظیفه انسانی و اسلامی خودمان ، برای کمک کردن به مردم بحرین را انجام دهیم.
+ نوشته شده در  شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 4:40  توسط سالار  | 

نقدی بر فیلم (نبرد تایتان ها) Clash of the Titans

Clash of the Titans

سال تولید   2010  

کارگردان  Louis Leterrier لوئیس لیتریر

نبرد تایتان ها بازسازی فیلمی به همین نام است که در سال 1981 ساخته شده است

داستان فیلم از این قرار است که انسان ها در دوره ای از تاریخ بر علیه خدایان دست به شورش می زنند و هادس که خدای دنیای مردگان است به مقابله بر می خیزد وکراکن که هیولائی مخوف است را آزاد می کند تا اراگوس را نابود کند.در این بین جوانی که پرسیوس نام دارد ودر حقیقت وجودی نیم خدائی دارد وپسر زئوس است به مقابله با هادس بر می خیزد و در نهایت با نابود کردن کراکن هیدس را به سرزمین مردگان باز می گرداند.

به جرأت می توان  گفت فیلم با داستان پرکشش و پرافت و خیز خودش هیچ فرصتی را تا آخر فیلم برای فکر کردن به تماشاگر نمی دهد و با ضرب آهنگ بسیار تندی کار خودش رو پیگیری می کند.

این فیلم را آقای "لوئیس لیتریر" که قبلا فیلمهای اکشن "ترانسپورتر 1 و 2" و قسمت دوم هالک رو کارگردانی کرده ساخته است.

محور اصلی وهسته مرکزی فیلم یک نوع انسان محوری واومانیسم افراطی می باشد .این که انسان ها خدایان را مورد حمله قرار می دهند ، آنها را کوچک وناچیز می شمارند و حتی در قسمتی از فیلم پادشاه آراگوس خود را خدا می نامد دلایل کافی برای اومانیستی بودن فیلم است.

کارگردان پا را نیز از این فراتر نهاده و در ادعائی عجیب جایگاه خدا وبنده را عوض می کند و مدعی می شود که در اصل خدایان به انسان ها نیاز دارند ،یعنی  اصل در دنیا با انسان است ووجود خدایان هم به واسطه انسان ها است به همین خاطر است هنگامی که انسان ها از عبادت خدایان دست می کشند آنها ضعیف می شوند واین موضوع به راحتی ازدیالوگ های خدایان در المپیوس آشکار می شود.این موضوع در تضاد کامل با اصول ادیان الهی می باشد وتقریبا فلسفه اصلی دین یعنی بندگی را رد می کند.

در این رابطه لازم به ذکر است که درطی این دو سه سال اخیر فیلم های بسیاری در موضوع طغیان انسان ها بر علیه خدایان ساخته شده که در غالب این فیلم ها این انسان است که موضوعیت دارد وجایگاه خیر را نیز دارد وخدا در مقام شر واقع می شود فیلم هائی نظیر لژیون (که در این فیلم هم خدا بوسیله فرشته مقرب خود یعنی جبرائیل دستور می دهدکه نوزادی را که قرار است منجی بشر باشد را نابود کند ولی میکائیل که فرشته دیگر است بافداکاری مانع این کار می شود ودر نهایت این بشر است که پیروز می شود) ویا پرسی جکسون و خدایان یونان که در آن پسری نیمه انسان ونیمه خدا باعث جنگیدن خدایان می شود .دراین فیلم هم خدایان موجوداتی ضعیف نادان هستند .بسیار جالب است که این فیلم ها همگی ساخته سال 2010می باشند واین فیلم اخیر نیز مانند فیلم نبرد تایتان ها با الگو گیری از اسطوره های یونان باستان ساخته شده است.


علاقه سینمای غرب به تمدن یونان باستان این است که غرب امروزی دو چیز را پایه های غرب پیشرفته، قرار داده اول حکومت اسکندر مقدونی است که آن را سرآغازی برای قدرت یافتن غرب می داند وآن را شروع فصل نوین تاریخ غرب معرفی می کند وبه همین خاطر است که همواره سعی کرده اندیک تصویر اسطوره مانند به اسکندر بدهندو دوم تمدن یونان باستان را به مثابه پیشینه غنی تاریخی ای خود معرفی کنند وبه همین خاطر است که هماره یکی از مهم ترین اصل های  اثر های جریان ساز یا خود این تمدن بوده یا اینکه تمی از آن را به ارث برده است.در این باره می توان علاوه بر نبرد تایتان ها و پرسی جکسون به فیلم هائی نظیر مجموعه هری پاتر ،اودیسه و... اشاره کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت 6:0  توسط سالار  | 

واکنش بی بی سی به نامه کارشناسان حوزوی به صدا وسیما

بعد از اینکه تعدادی از کارشناسان حوزوی از وجود لایه هائی از تهاجم نرم در بین برخی آثار انتخاب شده صدا وسیما برای پخش نوروزی نامه ای به رئیس صدا وسیما نوشتند بی بی سی فارسی سعی کرد از این موقعیت سواستفاده کند واز این نامه در جهت تضعیف صدا وسیما بهره ببرد .
این در حالی است که این کارشناسان با نگاه موشکافانه ودقیق مشکلات اساسی ومهم این آثار را در سلسله مقالاتی منتشر کرده بودند که بعضی از انها را سایت هائی نظیر فارس منتشر نمود.
سایت بی بی سی فارسی با تغییر بخش هائی از این نامه،آن را مصادره به مطلوب کرد


متن خبر بی بی سی از این قرار است :

انتقاد محافظه کاران مذهبی از پخش دو فیلم سینمایی از تلویزیون ایران


منتقدان می گویند که فیلم "نبرد تایتان‌ها" مروج اومانیسم و تعدد خدایان است

برنامه های نوروزی تلویزیون ایران با انتقادات گروهی از محافظه کاران مذهبی این کشور روبرو شده است و منتقدان، بعضی فیلم های در نظر گرفته شده برای پخش در ایام نوروز را دارای ماهیت "غیراسلامی" و در تضاد با ارزشهای مورد نظر خود دانسته اند.

به گزارش خبرگزاری فارس، تعدادی از "پژوهشگران، اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناسان حوزه مسائل فرهنگی و رسانه‌ای" در نامه ای خطاب به عزت الله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، نوشته اند: "پخش این قبیل آثار از رسانه ملی مناسب نیست و پخش آن برای مخاطبین عمومی، تزلزل در باورها و بینش ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش ها و سستی اعتقادی می شود".

در این نامه که رونوشتی از آن به دفتر آیت الله خامنه ای و همچنین شورای نظارت بر صدا و سیما و مجلس شورای اسلامی نیز ارسال شده، آمده است: "خبر برنامه های نوروزی رسانه ملی برای پخش برخی از آثار سینمایی جهت دار و ایدئولوژیک برای عموم مخاطبان، تعجب و نگرانی بسیاری از کارشناسان فرهنگی و هنری را برانگیخته است".

نویسندگان نامه مشخصا از دو فیلم "نبرد تایتان ها" (Clash Of The Titans) و "نام من خان است" (My Name Is Khan) به عنوان نمونه هایی از آثار مورد انتقاد نام برده اند

.

آنها درباره فیلم "نبرد تایتان ها" نوشته اند که این فیلم "به وضوح یونان زدگی، ترویج ارزش های اومانیستی، شرک و تعدد خدایان، اسلام هراسی، ایران ستیزی و منجی گرایی مطابق با ایدئولوژی صهیونیستی-آمریکایی را به تصویر می کشد و با جذابیت بصری و جلوه های ویژه قوی، تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد".

در این نامه، فیلم "نام من خان است" هم محصولی در راستای تبلیغ "اسلام آمریکایی" خوانده شده که به دنبال "نفی جهاد و شهادت و تفسیر تک بعدی از اسلام و تحریف آموزه های دینی در جهت تحکیم شالوده های سلطه پذیری" است.

نویسندگان این نامه سازمان صدا و سیما را به خاطر انتخاب این دو فیلم، متهم کرده اند که به ابزار "جنگ نرم" علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

نویسندگان نامه، فیلم "نام من خان است" را تبلیغ اسلام آمریکایی دانسته اند

آنها نوشته اند: "با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری درباره جنگ نرم، شرح وظایف قانونی صدا و سیما و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر پرهیز از ترویج ارزش های ضد دینی، اومانیستی و سکولار، پیش نهاد می شود که لااقل درباره پخش این دو فیلم که در الحاد و ضدیت با اسلام ناب صریح ترند، تجدید نظر شود".

این اولین باری نیست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی به خاطر محصولاتی که برای پخش در نظر گرفته مورد انتقاد محافظه کاران و محافل مذهبی قرار می گیرد.

فیلم "نبرد تایتان ها" که در سال ۲۰۱۰ ساخته شده، مضمونی تخیلی دارد. داستان فیلم نبردی میان مردان بر علیه پادشاهان و پادشاهان بر علیه "خدایان" برای به دست آوردن قدرت است.

فیلم "نام من خان است" (محصول ۲۰۱۰) نیز داستان یک مرد مسلمان هندی است که به نوعی بیماری مبتلا است و پس از وقوع حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا با ماجراهایی مواجه می شود و تلاش می کند برای پاک کردن نامش از هرگونه فعالیت های تروریستی، با باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا ملاقات کند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 فروردین1390ساعت 19:46  توسط سالار  | 

تعدادي از كارشناسان حوزه و دانشگاه به ضرغامي نامه انتقادي نوشتند


خبرگزاري فارس: جمعي از پژوهشگران، اساتيد حوزه و دانشگاه و كارشناسان حوزه مسائل فرهنگي و رسانه‌اي تاكيد كردند: پخش اين قبيل آثار از رسانه ملي مناسب نيست و پخش آن براي مخاطبين عمومي، تزلزل در باورها و بينش ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش ها و سستي اعتقادي مي شود
به گزارس خبرنگار فرهنگي خبرگزاري فارس جمعي از پژوهشگران، اساتيد حوزه و دانشگاه و كارشناسان حوزه مسائل فرهنگي و رسانه‌اي طي نامه‌اي خطاب به عزت الله ضرغامي ضمن انتقاد از برخي برنامه‌ها و فيلمهاي در نظرگرفته شده براي ايام نوروز، تاكيد كردند: پخش اين قبيل آثار از رسانه ملي مناسب نيست و پخش آن براي مخاطبين عمومي، تزلزل در باورها و بينش ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش ها و سستي اعتقادي مي شود.

* متن كامل اين نامه به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دكتر عزت الله ضرغامي

رئيس محترم سازمان صدا و سيما

«امروز رسانه‏ها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و در حقيقت هويت فرهنگى انسانها را القاء مى‏كنند.»

(مقام معظم رهبري. 26/2/85)

بي ترديد رسانه ملي نقش برجسته اي در معرفت افزايي و جامعه پذيري ديني و سياسي مردم دارد. گستره مخاطبان و قالب هاي تأثيرگذار انتقال پيام و بيشترين امكان استفاده از هنر، رسانه ملي را به يك معلم ملي تبديل كرده است كه همه شهروندان جامعه اسلامي ايران از آن مي آموزند و بينش ها و ارزش ها و رفتارهاي شان از آن اثر مي پذيرد.

دير زماني است كه رسانه هاي بزرگ با توليد آثار، برنامه ها و فيلم هاي تأثير گذار در جهت راهبري فكري و معنوي جوامع انساني قدم برداشته اند. رسانه مطلوب اسلامي و ملي در جمهوري اسلامي نيز بايد در اين مسير حركت كند. بي شك وظيفه صدا و سيما در كنار توليد آثار فاخر شناسايي و تحليل جامع راهبردها و برنامه هاي رسانه هاي رقيب است و اين موضوع هيچ تناقضي با روزآمدي و سرگرم سازي مخاطبان ندارد، بلكه اين دو در كنار هم، كاركردهاي مثبت رسانه را فزوني مي بخشد و با پاسخ به نيازهاي واقعي ساحت هاي فكري، عاطفي و معنوي، رضايتمندي و مقبوليت نزد مخاطبان را به دنبال دارد.

رسانه ملي تا كنون با برنامه هاي فاخر و عالمانه اي كه به پخش، نقد و تحليل فيلم هاي برجسته سينماي جهان پرداخته، كاركرد شايسته اي در جهت افزايش آگاهي هاي عمومي داشته است. گرچه در انتخاب كارشناسان خبره با دانش ميان رشته اي و شناخت كافي از فرهنگ اسلامي، بهتر از اين مي توان عمل كرد.

خبر برنامه هاي نوروزي رسانه ملي براي پخش برخي از آثار سينمايي جهت دار و ايدئولوژيك براي عموم مخاطبان، تعجب و نگراني بسياري از كارشناسان فرهنگي و هنري را برانگيخته است؛ لازم است كه صدا وسيما در انتخاب و پخش آثار خارجي دقت بيشتري به عمل آورد. به عنوان مثال، دو فيلم «Clash Of The Titans» و «My Name Is Khan» و تبلغات گسترده تلويزيون براي امثال اين فيلم ها، نگراني مضاعفي را به وجود آورده است.

فيلم « Clash Of The Titan» به وضوح يونان زدگي، ترويج ارزش هاي اومانيستي، شرك و تعدد خدايان، اسلام هراسي، ايران ستيزي و منجي گرايي مطابق با ايدئولوژي صهيونيستي – آمريكايي را به تصوير مي كشد و با جذابيت بصري و جلوه هاي ويژه قوي، تأثير عميقي بر مخاطب مي گذارد.

فيلم «My Name Is Khan» نيز در راستاي ترويج «يورواسلام» (اسلام آمريكايي) و نفي جهاد و شهادت و تفسير تك بعدي از اسلام و تحريف آموزه هاي ديني در جهت تحكيم شالوده هاي سلطه پذيري و تحقق پروژه «دين نوين جهاني» پيش مي رود.

به نظر مي رسد كه پخش اين قبيل آثار از رسانه ملي مناسب نيست و پخش آن براي مخاطبين عمومي، تزلزل در باورها و بينش ها را به دنبال دارد و موجب تعارض ارزش ها و سستي اعتقادي مي شود. با توجه به تأكيدات مقام معظم رهبري درباره جنگ نرم، شرح وظايف قانوني صدا و سيما و مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر پرهيز از ترويج ارزش هاي ضد ديني، اومانيستي و سكولار پيش نهاد مي شود كه لااقل دربار? پخش اين دو فيلم كه در الحاد و ضديت با اسلام ناب صريح ترند، تجديد نظر شود.

والسلام عليكم. با تشكر

رضا صادقيان، قائم مقام مدير كل فرق و اديان معاونت تبليغ حوزه هاي علميه

محمد حسين كياني، دبير كارگروه فرق نوظهور مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري

حميدرضا مظاهري سيف، رئيس مؤسسه بهداشت معنوي

محمد حسين فرج نژاد، مدير گروه پژوهشي شهيد آويني

داريوش عشقي، رئيس مؤسسه معنويت نوين

علي قهرماني، مدير گروه پژوهشي باور

رسول حسن زاده، مدير گروه معارف ادعيه پژوهشكده باقرالعلوم سازمان تبليغات

حمزه شريفي دوست، عضو گروه اخلاق و عرفان نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه ها

حسين عرب، مدير گروه مطالعات فرهنگي طلوع

و جمعي از اساتيد و پژوهشگران حوزه علميه قم:

سعيد ارجمندفر، سيد مجتبي سيدسليماني، محمد سعيد قشقايي

رونوشت:

1. دفتر مقام معظم رهبري

2. معاونت تبليغ و آموزش هاي كاربردي حوزه هاي علميه

3. شوراي نظارت بر صدا و سيما

4. دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

5. كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي

6. مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 23:46  توسط سالار  | 

يورو اسلام و استحاله اعتقادي مسلمين


يورو اسلام و استحاله اعتقادي مسلمين

به بهانه پخش فیلم من خان هستم از صداو سیما در ایام نوروز

تحليل و بررسي فيلم «من خان هستم...»

شناسنامه فیلم

فيلم «من خان هستم...»به کارگردانی(: Karan Johar) کاران جوهار 38ساله( هندی)محصول سال2010، باهنرپیشگی شاهرخ خان (Shahrukh Khan) وکاجول  (( Kajolدوهنرپیشه مطرح سینمای بالیود ساخته شده است. آنچه حائز اهمیت است همکاری هاليوود و باليوود توسط بیش از 5 شرکت سینمایی در این فیلم است. که از بارزترین انها فوکس قرن بیستم را می توان نام برد.جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین موسیقی از جشنواره فیلم فیر Filmfareنصیب خود کرده.در سه هفته اول در بیش از 119سینمادرآمریکاوکانادا اکران شده.در17روز اول 3635000$ فروش داشته که این فیلم رکورد جدیدی برای بالیود به حساب می آید[1].

نوع فیلم (ژانر) ملودرام  می باشد.

مرور داستان :

رضوان خان يك جوان مسلمان هندي است. او با وجود معلوليت جسمي خاص (اسپرگرسندرم) داراي قدرت حافظه و هوش خارق العاده اي است. رضوان توانايي هاي بالقوه ي فراواني دارد، اما در هند از به فعليت رساندن آن ها عاجز است. او بنا به وصيت مادر به امريكا مي رود تا شاد زندگي كند و...

نویسنده: سید مجتبی سید سلیمانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 اسفند1389ساعت 22:32  توسط سالار  |